یک استاد دانشگاه: باید بدانیم جبران خسارت جنگ تحمیلی مهمتر است یا محکومیت متجاوزان به ایران
یک حقوقدان و استاد دانشگاه، با تشریح ابعاد حقوقی و سیاسی جبران خسارات در منازعات بینالمللی، بر لزوم مستندسازی دقیق، توجه به منافع آتی و درک تفاوتهای بنیادین حقوق داخلی و حقوق بینالملل تأکید کرد.
گروه حقوقی، فصل سوم؛
دکتر صابر نیاورانی، در حاشیه نشست «بررسی راهکارهای حقوقی استیفای حقوق مردم در جنگ تحمیلی سوم» که در کانون وکلای دادگستری مرکز برگزار شد، با اشاره به اینکه خسارات جنگ باید دقیقا مستندسازی شود، معتقد است که محکوم نمودن متجاوزان از دریافت غرامت بیشتر اهمیت دارد. دکتر نیاورانی تأکید کرد جبران خسارات در حقوق بینالملل نه یک فرآیند صرفاً قضایی، بلکه یک فرآیند چندلایه شامل حقوق، سیاست و اقتصاد است؛ فرآیندی که هدف نهایی آن باید تأمین منافع ملی و دستیابی به صلح پایدار باشد، نه صرفاً صدور احکام یا مطالبه غرامت.
در ادامه، مشروح این گفتگو را می خوانید:
با توجه به دهها هزار نقطه در تجاوز اخیر دشمن مورد هدف قرار گرفته و خسارات گسترده به اموال عمومی و خصوصی واردشده، این خسارات چگونه باید در چارچوب حقوق بینالملل جبران شود؟
یک اصل بنیادین وجود دارد که باید خسارات جبران شود. لذا تمامی این خسارات باید بهصورت دقیق مستندسازی و ارزیابی شوند. این ارزیابی فقط محدود به خسارات مستقیم نیست، بلکه شامل خسارات غیرمستقیم و مفاهیمی مانند «منافع فوتشده» یا «منافع آتی» نیز میشود که در ادبیات حقوق بینالملل کاملاً شناختهشده است.
برای مثال، اگر زیرساختی مانند یک مجتمع پتروشیمی هدف قرار گیرد، صرفاً هزینه بازسازی تجهیزات مطرح نیست. باید توجه داشت که در مدت توقف فعالیت، کشور از منافع تولیدی آن محروم شده است. علاوه بر آن، ظرفیت تولید، سهم بازار و حتی تصرف سهم بازار آن واحد تولیدی توسط رقبا نیز بخشی از خسارت محسوب میشود. همچنین خسارات وارد شده به تکتک اموال شهروندان نیز باید در یک نظام جامع محاسباتی لحاظ شود.
چه کسی باید این خسارات را تدقیق و مستندسازی کند؟
این یک وظیفه ذاتی دولت است که بهعنوان حاکمیت، از اموال و حقوق شهروندان خود صیانت کند و این خسارات را بهصورت مستند در مذاکرات بینالمللی مورد استفاده قرار دهد.
شما در سخنرانی خود در همایش اشاره کردید که اصولا حقوق بین الملل ساز و کار مجزایی از حقوق داخلی در بحث خسارات دارد. آیا میتوان ساز و کار های جبران خسارت در حقوق بینالملل را با حقوق داخلی مقایسه کرد؟
اصلاً این دو حوزه، قابل قیاس نیستند. راهکارهای حقوق بینالملل ماهیت کاملاً متفاوتی با حقوق داخلی دارند. در حقوق داخلی، مسیر مشخصی برای دادخواهی وجود دارد؛ اما در عرصه بینالمللی، بخش عمدهای از اختلافات اساساً خارج از فرآیندهای قضایی و از طریق مذاکره حلوفصل میشود.
در بسیاری از موارد، حتی اگر امکان پیگیری قضایی وجود داشته باشد، راهکارهای سیاسی و توافقی میتوانند نتایجی ایجاد کنند که از منظر منافع ملی بسیار مؤثرتر از یک حکم قضایی صرف باشد.
با توجه به تجربه برخی کشورها در محکوم سازی رژیمی مانند اسراییل و اینکه می دانیم رژیم صهیونیستی اصولا از محکومیت ابایی ندارد، آیا محکومیتهای بینالمللی اساساً اثر عملی بر این رژیم دارند؟ بهعنوان مثال، اسراییل بارها توسط نهادهای حقوق بشری و بین المللی محکوم شده است و علیه آن قطعنامههای زیادی امضا شده است اما این اقدام در عمل تاثیرگذار نبوده و همچنان شاهد تجاوزات و کشتار این رژیم هستیم؟
هر دولت در نظام بینالملل نسبت به پرستیژ و اعتبار خود حساس است. حتی دولتهایی که بهظاهر نسبت به محکومیتها بیاعتنا هستند، در عمل تلاش میکنند آنها را توجیه یا انکار کنند.
اینجا باید به نقش کشورهای اسلامی در تحولات بینالمللی اشاره کنیم. متاسفانه کشورهای مسلمان از وحدت کافی و وافی برخوردار نبودند. انواع و اقسام روش های نامعقول یا در واقع روش های بیاثر را علیه رژیم صهیونیستی به کار بردند اما اقداماتشان همراستا نبود. لذا این از ضعف کشورهای مسلمان است که نمیتوانند یک جریان یا حرکت جریانساز در عرصه به این معنی ایجاد بکنند که منسجم باشد. اگر قرار است کمک مادی بشود به غزه، همه کشورها جمع بشوند و با یک روش از یک طریق عمل بکنند. ما هیچ کدام رویکرد واحدی نسبت به اقدامات نداریم.
باید توجه داشت که پیروزی در عرصه بینالملل به معنای غلبه نظامی یا حقوقی صرف نیست. پیروزی یک مفهوم سیاسی و استراتژیک است که هدف آن تضمین منافع ملی در بلندمدت و ایجاد صلح پایدار است. من در سخنان خود گفتم ایران پیروز مطلق میدان جنگ تحمیلی اخیر است، برای این که برای ایالات متحده انتشار دوباره توییت آقای عراقچی به معنی شکست محض است. این که آمریکا اعلام کند خواسته های 15 ماده ای خود را کنار گذاشته و روی 10 ماده پیشنهادی ایران مذاکره میکند، یعنی پیروزی مطلق ایران در این میدان جنگ رقم خورده است.
ولی باز هم اینها که جبران خسارت اموال از بین رفته و جانهای از دست رفته هموطنان نمی شود؟
ببینید، اگر صرفاً به دنبال جبران خسارت باشیم، بدون آنکه به صلح پایدار فکر کنیم، ممکن است چرخه درگیری ادامه پیدا کند. اگر یک درگیری پایان یابد اما به صلح پایدار منجر نشود، احتمال تکرار و تشدید آن وجود دارد.
بخوانید: کمک بلاعوض ۴۰۰ میلیونی به خانههای آسیبدیده از جنگ
با این نگاه حضرتعالی، باید پیگیریهای کیفری و حقوقی علیه دولتهای متجاوز کنار گذاشته شود؟
چنین برداشتی درست نیست. من نمیگویم پیگیریها انجام نشود، بلکه تأکید دارم که این موضوع باید با محاسبه دقیق منافع و هزینهها همراه باشد. در حقوق بینالملل، برخلاف حقوق داخلی، هر اقدام حقوقی باید با سنجش آثار سیاسی، اقتصادی و راهبردی آن انجام شود. در بسیاری از موارد، تصمیم نهایی صرفاً حقوقی نیست، بلکه ترکیبی از ملاحظات مختلف است.
در برخی موارد تاریخی، کشورها پس از جنگ، بهجای تمرکز بر جبران کامل خسارت، مسیر همکاری و بازسازی روابط را انتخاب کردهاند. اگر ویتنام پس از خاتمه جنگ با ایالات متحده، صرفاً بر دریافت غرامت تمرکز میکرد، شاید مسیر توسعهای که امروز طی کرده، شکل نمیگرفت. در نظام بینالملل، بسیاری از مسائل روزمره اساساً پاسخ صرفاً حقوقی ندارند. بنابراین باید میان حقوق، سیاست و منافع ملی یک توازن هوشمندانه برقرار شود.