آتش‌بس یا صلح؟ چه تفاوتی دارند؟

آتش‌بس یا صلح؟ چه تفاوتی دارند؟

حمیدرضا آقابابائیان*

وبلاگ فصل سوم:

فرق بین آتش‌بس و صلح در جنگ بین  ایران و آمریکا چیست؟

 بعد از شروع جنگ و تجاوز ۴۰ روزه تقریباً تمامی دنیا با ایران  که منجر  به شهادت جمعی از هموطنان و از بین رفتن بخشی از زیر ساخت‌های اساسی کشور و حمله به دانشگاه‌ها و  مراکزی نظامی و امثالهم  شده است. منازع در سحرگاه روز ۱۹ فروردین سال ۱۴۰۵ به "آتش‌بس" دو هفته‌ای فیمابین ایران و آمریکا منتهی شده است.

در محاورات عمومی روزمره و حتی در فضای رسانه‌ای برخی واژگان مشابه یکدیگر استفاده می‌شوند. غافل از اینکه  که آتش‌بس  و صلح  و ترک مخاصمه یکی از مباحث مهم در حقوق بین‌الملل است که از نظر موضوع و ماهیت تفاوت زیادی دارند و به‌منظور جلوگیری از اشتباه در تعریف و ماهیت و آثار حقوقی هر یک‌ به تشریح  آنها می‌پردازیم:

به موجب ماده ۲ منشور ملل متحد "دولت‌ها مکلفند دعاوی خود را از طریق مسالمت‌آمیز حل کنند و از توسل به زور برای حل و فصل اختلافات خودداری کنند" و همچنین ماده ۳۳ این منشور "کشورها را مکلف کرده‌ است که دعواهایی که محتمل است صلح و امنیت بین‌المللی را به خطر بیاندازد به یکی از طرق مسالمت‌آمیز حل و فصل کنند".

طرق حل و فصل مسالمت‌آمیز اختلافات به‌طور کلی به دو دسته تقسیم می‌شوند.

۱. طرق سیاسی که منظور از طرق سیاسی حل و فصل مسالمت‌آمیز دعاوی، پنچ روش عمده مذاکره، مساعی جمیله، تحقیق، میانجیگری و سازش است که برای هر کدام تشریفات خاصی مقرر شده است.

۲. طرق قضایی که خود به دو روش داوری و دادگاه دادگستری بین‌الملی تقسیم می‌شود.

1.2 داوری (Arbitration)

یکی از طرق قضایی حل و فصل اختلافات است. مانند تمام راه‌های حل مسالمت‌آمیز، نیازمند رضایت طرفین اختلاف است که با شرایط مصرح در منشور و آیین دادرسی آن از طریق توافق‌نامه داوری با انتخاب داوران مرضی‌الطرفین  معمولاً بین دولت‌ها و شرکت‌هایی چند ملیتی انجام می‌شود؛ مانند آرای دیوان مختلط داوری بین ایران و آمریکا در زمینه مصادره اموال خارجی.

2.2 دیوان بین‌المللی دادگستری که یکی از ارکان اصلی سازمان ملل متحد است و اساسنامه آن جزو لاینفک منشور است. فقط دولت‌ها می‌توانند طرف ترافع در دادگاه قرار گیرند و برخی از ارکان سازمان ملل متحد حق درخواست "رای مشورتی" نمایند. مانند دعوای نفتی ایران و انگلیس ۱۹۵۱ و دعوای آمریکا و ایران در مورد کارکنان سفارت آمریکا در تهران ۱۹۸۰ و امثالهم.

اول: تعریف آتش‌بس (Ceasefire)

آتش‌بس در واقع به معنی توقف موقت جنگ بین کشورهاست که طی آن، طرفین درگیر در جنگ، با تعلیق حملات متجاوزانه نسبت به یکدیگر  موافقت می‌کنند. آتش‌بس واقعی ممکن است به‌صورت یک قرارداد رسمی به اطلاع هر دو طرف برسد یا بخشی از تفهیم غیررسمی مضمون تعلیق جنگ میان نیروهای مخالف باشد. آتش‌بس انواع  و اقسام بسیار زیادی دارد. ویژگی آتش‌بس این است که لزوماً همه آتش‌بس‌ها به صلح ختم نمی‌شوند.

دوم: معاهده صلح (Peace treaty)

 به معنی پایان رسمی جنگ، حل مناقشه و عادی‌سازی روابط است و در یک قرارداد صلحی که موضوع صلح و طرفین صلح، غرامت‌های جنگ، بازسازی و دستگاه ناظر دیگر موضوعات مورد اختلافی مشخص شده و طرفین در آنها به توافق می‌رسند، به امضای طرفین رسیده و بر اساس رویه‌های قانونی در کشورها به تصویب می‌رسد و اسناد آن مبادله و اختلافات بین‌المللی حل‌وفصل می‌شود.

آتش‌بس و صلح دو مفهوم متفاوت هستند که هر کدام نقش خاصی در فرآیندهای نظامی و سیاسی دارند. آتش‌بس به توقف موقت درگیری‌ها اشاره دارد، در حالی که صلح به توافق نهایی و پایدار بین طرفین درگیر مربوط می‌شود. مطابق اصل ۱۱۰ در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران اعلان صلح جزو وظایف رهبری است. معاهده صلح طبق اصل ۷۷ قانون اساسی باید به تصویب مجلس شورای اسلامی و سپس طبق اصل ۱۲۵ باید به امضای رئیس‌جمهور برسد.

آنچه این روزها از آن سخن گفته می‌شود "آتش‌بس" است، نه "صلح". آتش‌بس، توقفی موقت و مقطعی در جنگ است، نه اعلام پایان آن. صلح زمانی معنا دارد که جنگ  به‌صورت رسمی به پایان رسیده باشد.

شاید برای اولین بار در تاریخ، مذاکرات ایران و آمریکا به نتیجه مشخص رسید و طرفین فهمیدند توافقی ندارند.​

در صورت توافق، آیا می‌شود تضمینی برای استمرار صلح توقع داشت؟

منازعات حقوقی و نظامی بین ایران و آمریکا قدمتی معادل تاریخ ۵۰ ساله جمهوری اسلامی ایران دارد. به حکایت سوابق تاریخی موجود در ۲۳ آبان ۱۳۵۸ یعنی دَه روز بعد از آنکه دانشجویان پیرو خط امام، سفارت آمریکا در تهران را تسخیر کردند و تعداد ۵۲ نفر از حاضران در سفارتخانه را گروگان گرفتند. آمریکا کلیه اموال و دارایی‌های ایران را مسدود کرد و در ۲۰ فروردین سال ۵۹ روابط خود را با ایران قطع کرد. همچنین در تاریخ ۵ اردیبهشت ۵۹ آمریکا کوشید با یک سلسله عملیات کماندویی گروگان‌ها را آزاد کند که منتهی به ماجرای طبس شد. پس از آنکه آمریکا نتوانست از طریق نظامی به هدف خود برسد، گفتگوی سیاسی را در دستور کار خود قرار داد و در نتیجه پیگیری‌هایی که صورت گرفت، مذاکرات غیرمستقیم میان ایران و آمریکا با میانجی‌گری مقامات کشور الجزایر آغاز شد.
در نتیجه این مذاکرات چند متن مشترک به دست آمد، که از آن به عنوان «بیانیه‌های الجزایر» یاد می‌شود. گرچه این بیانیه به نظر من یکی از اقدامات شاهکار دولت معلم خالص و مخلص شهید رجایی در سال ۵۸ بوده است. که بعدها ایران در دعاوی متعددی فیمابین خویش و آمریکا در دیوان داوری و دیوان دائمی دادگستری از آن استفاده کرد. ولی موارد متعدد از شروط قرارداد از ناحیه طرفین نقض شده بود. برخلاف توافقات و احکام مراجع قضایی ملی در سطح بین المللی و بین‌الدولی، هیچ سازگاری مطمئنی که بتوان با توسل به اهرم آن در سطح بین‌المللی دولت‌ها را وارد به الزام توافق و تعهد کرد جز "حسن نیت طرفین" وجود نداشته و ندارد.
 

*وکیل پایه یک دادگستری، دکتری تخصصی حقوق بین‌الملل عمومی

وبلاگ

ارسال نظر