بناها و بافت تاریخی، محوطهها وآثارباستانی، پادگان نظامی نیستند
دکتر حکمت الله ملاصالحی*
نظامیان متجاوز صهیونی - امریکایی در سه حمله و تجاوز اخیرشان به میهن ما همه قاعده ها و قانون ها و قالب های پذیرفته شده جهانی را در نوردیدند و افسار گسیخته و وحشیانه از زمین هوا و دریا مدرسه ها، دانشگاها ودانشکده ها مناطق مسکونی، بیمارستان ها، کتابخانه ها، بناها و بافت های تاریخی و محوطه ها و آثارباستانی میهن ما را کوبیدند و دست به کشتار وتخریب های گسترده زدند که جرمی سنگین و جنایت جنگی و جنایت علیه بشریت است که مرتکب شده اند و پیگرد حقوقی و قضایی و کیفری در نظام حقوقی جهانی دارد.
پیش ازگشودن طومار سویه های سنگین جنایت جنگی و ژرفای تخریب هایی را که متجاوزان و مجرمان جنایت جنگی، مرتکب شده اند؛بی مناسبت نیست نگاهی هرچند فشرده و کوتاه در قاب تمهید مقدمات به پیچیدگی های عصر و عالم خطرخیزی که در آن بسرمی بریم و از سرمی گذرانیم؛ بشود.
دوره جدید درقیاس با همه روزگارانی که جامعه و جهان بشری ما از سرگذرانده است؛ اگر نگوییم یک استثاست؛ بی تردید بسیار متفاوت و متمایز از همه روزگارانی ست که از سرمی گذرانده و تجربه می شود. فشار و تراکم سنگین و طوفانی و توفنده و نفسگیر رخداد و دگرگونی ها، خیزش ها و ریزش های فکری بی سابقه، سربرکشیدن و برآمدن و درآمدن پی به پی چالش ها و کشمکش ها و تنش ها و بحران های خطرخیز و مخاطرات سنگین و سهمگینی که انسان روزگارما با آن دست در گریبان است و دست و پنجه می فشارد؛ علوم و فناوری های نوپدید عالم مدرن، انواع و اطوار هنرهای نوپدید، نظام ها، سازمان ها و نهادهای مدنی و معنوی نو پدید سیاسی و اجتماعی، معماری و بافت های کلان شهرهای نو بنیاد ونوظهور و فناوری های پیچیده و هوشمند ارتباطی جدید بویژه هوش های مصنوعی که می رود حس و عقل و هوش و اختیار واعتبار و اقتدار ما را درکف گیرند و کوتاه سخن آن که نحوه و سبک وسیاق زندگی و ذوق و ذایقه فکری و فرهنگی وزیباشناختی و ادب وآداب واخلاق زیست عصر وعالمی که به مدرن بودن و مدرنیت وارزش های مدرنیته اش شهره است و درآن بسرمی بریم؛ همه گواه بر تفاوت ها و تمایزهای جدی و عیان و آشکار روزگارما از روزگاران گذشته است.
در روزگاران گذشته سُنبه فشار و مخاطرات ویران کننده و مرگبار طبیعی اعم بیماری های همه گیر، زلزله،خشکسالی، قحطی و مانند اینها برشانه ستون فقرات هستی و حیات انسان سنگین بود. در دوره جدید،فشارسنگین تاریخ و مخاطرات ویرانگرو مرگبارتاریخی برشانه ستون فقرات تن وجان و روان و رفتار انسان روزگارما بسیار سهمگین تراز فشار طبیعت و جغرافیای طبیعی ست. دستکاری های گسترده و افسارگسیخته گونه های جغرافیای طبیعی حیات وحش انقراض ونابودی گونه های بسیار را به دنبال داشته است. تغییرات شتابان و مخرب اقلیمی در مقیاسی سیاره ای و ریختن و انباشتن سنگین انواع زباله های خطرناک،ریختن انواع گازهای گلخانه ای به ریه طبیعت و جغرافیای بی بدیل ویگانه سیاره زمین و صدها وصدها موارد مصادیق و مدارک و شواهددیگر از این دست همه، هم گواه بر تفاوت وتمایز عصر و عالم جدید با روزگاران گذشته است هم گواه بر فشار سنگین و سهمگین و خطرناک و خطرخیز و مخاطره انگیز عصر و عالمی ست که در آن بسرمی بریم و از سرمی گذرانیم.
جنگ ها و منازعات عالم جدید نیز بسیار متفاوت و متمایز ازجنگ ها و منازعات و سلاح های جنگی روزگاران گذشته است. آن سلاح های جنگی و جنگ های با سپر و تیغ و تیر و شمشیر و اسب و ارابه آهن جایشان را به انواع سلاح های بسیارپیچیده ای که دست های متجاوز نظام های سلطه و یاغی و قلدر و شرور و افزون خواه عالم جدید را بسوی ارتکاب جرم و جنایت و کشتار جمعی و نسل کشی های وحشیانه و بی مهمیز و مهار و ویرانی های گسترده گشوده رها می گذارد؛ داده اند! اتفاقی که هم در جنگ جهانی دوم هم در غزه هم در سوریه هم در لبنان و در سه حمله و تجاوز گوساله پرستان صهیونی عالم مدرن و جریان های دجالی و زورگو و زرپرست آخرالزمانی مسلط بر نظام سیاسی ایالات متحده به ایران تاریخی، اتفاق افتاد و بسیار غم انگیز قربانی و شاهدش بودیم و همچنان هستیم.
ریختن بمب برسر و سقف و تخریب بناهای تاریخی و موزه ها و مکان ها و آثارباستانی، سویه دیگری از چهره زشت و کارنامه سیاه متجاوزانی ست که به هیچ یک از قوانین و حقوق و مصوبات و قراردادها و پروتکل ها وکنواسیون ها و مصوبات ومعاهدات و عهدنامه ها و میثاق ها ی بین المللی پذیرفته شده جهانی متعهد و پایبند نبوده و نیستند و در دست درازی و دستیابی به منافع و مطامع و افزون خواهی های افسارگسیخته شان، دست به ارتکاب هرفعل و عمل مجرمانه وجنایتی به هر وسعت و مقیاسی می زنند؛ تهدید هم می کنند که می زنند!
ایران سرزمین الاسکا و ایسلند و گرینلند نیست.
بی اغراق و بی مداهنه، ایران، تاریخ فرهنگ، جامعه و جهانی ایرانی یکی از کانون های غنی و دیرینه و دیرپای مواریث فرهنگی در
غرب آسیا و مدیترانه شرقیِ بغایت تاثیرگذار برتقدیر تاریخی و مدنی و معنوی جامعه و جهان بشری بوده است. رئیس دولت و نظام سیاسی بی خرد و قلدر ایالات متحده در حدی نیست که بداند و بفهمد و بپذیرد؛ ایران کجاست و ایران زمین چگونه سرزمین و چگونه اقلیم و عالمی از ارزش ها و مواریث مدنی و معنوی جامعه و جهان بشری ست.
ریختن بمب برسر سقف و در و دیوار بناها و بافت های تاریخی و محوطه های آثار باستانی و تخریبشان، گواه برتاریخ ناشناسی، میراث ناشناسی و فرهنگ ناشناسی رئیس دولت و نظام سیاسی بی خرد و نادان و یاغی و قلدر ایالات متحده است.
بناها و بافت های تاریخی، محوطه ها و مکان ها و آثارباستانی میراث مشترک جامعه وجهان بشری ما هستند. چونان جان انسان ها جایگزین و بدیلی ندارند. آن ها مرواریدهای برگرفته از صدف دریاها و سنگ های گرانبها و کمیاب برگرفته از طبیعت و جغرافیای طبیعی نیستند. هرکدامشان مصداقی از مصادیق گشودگی و آشکارگی و افق گشایی" وجودی" انسان و انسان بودن ما و نحوه حضور و ظهور فرهنگی انسان، چو نان هستنده ای فرهنگی در این یا آن دوره تاریخی، روی پوسته نازک غبار کیهانی سیاره زمین محسوب می شوند. گشودگی و آشکارگی وجودی که تا این زمان نه در سیاره زمین در میان گونه های دیگر جغرافیای طبیعی نه در منظومه شمسی و نه در دیگر سیاره های کیهان مشابه و بدیلش را یافته ودیده و سراغ داشته ایم.
حکمت، خرد، معرفت و منطق نگهداری و مراقبت و پاسداری و حفاظت و مرمت و بازسازی و ثبت حریم و حرمتداری و معرفی بناها و بافت های تاریخی و محوطه ها و مکان ها و آثارباستانی متعلق به این یا آن دوره تاریخی از ساده و دیرینه ترینشان تا مجلل و یادمانی ترین شان از نوشتاری و نانوشتاری از میراث ناملموس و ملموسشان، در این نیست که عطش کنجاوی های شناختی انسان روزگارما را سیراب می کنند. در این هم نیست که مرهم آرامبخش بر زخم غم غربت یا نوستالژی انسان سرگشته ی عصر و عالمی که احساس می کند میان او و خاطرات ازلی او میان او مواریث روزگاران گذشته او میان دنیای مدرن او و مواریث گذشته او فاصله و فراق افتاده است؛ می نهند. در این هم نیست که به اقتصاد گردشگری او رمق و رونق می بخشند. در این هم نیست که مصادیقی از هویت ملی و مدنی و فرهنگی او محسوب می شوند و ارزش هویتی دارند و مهر هویت برپیشانی هویت ملی جامعه ها و جمعیت های قومی و ملی روزگارما می نهند.
در این هم نیست که برای نخستین بار بطور گسترده در روشنگاه اندیشه و نظام دانایی دوره جدید،چونان ماده ها و منابع شناخت کشف و بازخوانی و تفسیر می شوند. در این نیز نیست که به لحاظ زیبا شناختی حظ و حلاوت زیباشناسانه در کام ذوق و ذایقه زیباشناختی ما می ریزند. هرآینه و هرچند در این ها همه هست و است و محل تردید هم نیست که هست و است لیکن اهمیت و اعتبارشان بسیار ریشه ای تراز آن چه گفته آمد است. بسیار بنیادی و ریشه ای و سرچشمه ای تراز آن ها همه که گفته آمد؛ دراین است که مواریث فرهنگی از هرسنخ و جنس و نوع و طور و قسم مصادیق و مظاهر ظهور و گشودگی و آشکارگی وجودی انسان در جهان در این یا آن دوره تاریخی هستند و محسوب می شوند. نسبت ما با مواریث فرهنگی ما نسبتی عمیقا" وجودی است. وجودیست یعنی عمیقا" ذاتی است. یعنی سرشتین و ریشه ای وسرچشمه ای است. نسبت انسانی ست که تاریخی شده و تاریخمنداست. نسبت انسانی ست که فرهنگی شده و فرهنگی و فرهنگمند است.
بناها و بافت های تاریخی و محوطه ها و مکان ها و آثارباستانی هرچند منفرد، برهنه و آسیب دیده و خاموش از روزگاران گذشته چونان اثر به روزگار ما رسیده اند و حکم آثارمتعلق و بجای مانده از روزگاران گذشته را دارند؛ لیکن وقتی آن ها را در منظومه های عظیم و درهم تنیده از مناسبات فرهنگی و رخدادهای تاریخی و زیست جهان مدنی ومعنوی و فکری و بسترهای جاری روزگاری که آن هارا پدیدآورده اند؛ می نهیم؛ با یک جهان تاریخ، با یک جهان سیر وجودی راز آمیزانسان با یک جهان نظام های کیهان شناسی و انسان شناختی و معرفت شناختی والبته نظام های فکری، دانایی و ارزشی و ذوقی و کشش ها و چشش های زیباشناخنی و کنش ها و خیزش های خلاق هنری مواجه می شویم که در راستا و درامتداد سیروجودی انسان، یعنی سیر وجودی خود ما قرارمی گیرند و فهمیده می شوند.هر شناختی هر آگاهی و هرفهمی از هر دوره تاریخی، شناخت و فهم خود ما و هستی وچیستی انسانی وانسان بودن خودما در پاسخ و توضیح این پرسش که ما که هستیم ؟ وانسان بودن ما محمل چه معنایی ست ؟ و از کجا آغاز کرده ایم که به موقعیت و شرایط تاریخی و فرهنگی و مدنی ومعنوی اکنون خود رسیده ایم؟ است.
وقتی تخریب و نابود می شوند؛ هیچ جایگزینی برایشان متصور وممکن نیست.برای همیشه از کف ما رفته اند.
از مدیران ومتخصصان و کارشناسان مواریث فرهنگی و حقیقی و حقوقی و قضایی و کیفری و جرم شناسان لشکری و کشوری انتظارمی رود؛ کارشناسانه و متخصصانه مستندِ گستره و پهنای آسیب ها و تخریب های وارد آمده به بناها و بافت های تاریخی و حریم محوطه ها و مکان ها و آثارباستانی را آماده کنند و پرونده جرم و جنایت جنگی مجرمان و متجاوزان را به مراکز و مجامع حقیقی وحقوقی و قضایی و دادگاه های کیفری بین المللی، ارائه دهند. از مجرمان غرامت خسارت های وارد آمده به مواریث کشور را مطالبه کنند و راه و مسیر مرمت و بازسازی موارد آسیب دیده و تخریب شده را بی درنگ و تاخیر، هموار کنند.
از جامعه باستان شناسی و دانشگاهی و علمی و فرهنگی و انجمن های مردم نهاد میهن به تاکید و تصریح وتسریع خواسته می شود؛ در موقعیت حساس و آوردگاه تاریخی وسرنوشت سازی که مُلک و ملت ما قرارگرفته است؛ خاموش و بی طرف و تفاوت، ننشینند و بپاخیزند و متجاوزان و عاملان و مجرمان جنایت جنگی که بمب و خمپاره برسر سقف و در و دیوار و طاق و رواق بناها و بافت های تاریخی و آثارباستانی مُلک و ملت ما ریخته اند و دست به تخریب زده اند را محکوم کنند. به محکوم کردن بسنده نکنند و ابعاد جرم و جنایت جنگی که متجاوزان و مجرمان مرتکب شده اند؛ را به گوش و هوش جمعیت های میلیاردی جامعه و جهان بشری روزگار ما برسانند.
*استاد باستان شناسی دانشگاه تهران