انسان پیشرفت ناپذیر؛ شاهدی در جنگ کنونی
وحید قاسمی عهد*
درست است که می گویند همه ابعاد زندگی بشر پیشرفت می کند بجز خود انسان؛ انسانی که روزی با چهارپا کشاورزی می کرد ، با کمان و شمشیر به جنگ می پرداخت، از آب چشمه سار ها و رودخانه ها می نوشید و در چپر و غار زندگی می کرد، امروز با ماشین آلات صنعتی کشاورزی می کند، با تجهیزات پیشرفته ای چون هواپیما، بمب و موشک و هزاران ابزار جدید می جنگد و آب تسویه شده را از لوله های متصل به شبکه آب رسانی شهری در آپارتمان های ایمن خود می نوشد. اما، همان انسان اعصار گذشته همان امیال و عواطفی را داشته که ما نیز از آن برخورداریم، او حسد می ورزید، به تراژدی می گریست و به کمدی می خندید، بلاهت داشت، عاشق می شد و مهربانی می ورزید، خشمگین می شد و انتقام می گرفت.
انسان امروز نیز چنین است فرقی نمیکند از کدام تبار و در کدام نقطه از جغرافیا باشد، مهم نیست در کاخ نشین یا کوخ و زاغه نشین باشد یا هیچ اهمیتی ندارد که در جهان موسوم به اول یا سوم زیست کند، او هم ملغمه ای از عشق، نفرت، دوست داشتن، حسد و بلاهت و... است. او همچنان به داستان های کهن هم زاد پنداری می کند، حس کنجکاویش را بر می انگیزد، حسرت می خورد ، غمگین می شود و … همانطور که خالقان همان آثار و هم عصران شان چنین احساستی را تجربه می کردند.
جنگ رویداد بزرگی است می تواند همه چیز را زیر و رو کند از جمله آن، تفسیرمان از دنیایی که در آن زیست می کنیم. شاید پیش از جنگ سوم تحمیلی که به حسرت به اوج تمدن غرب می نگریستم این گزاره که « همه چیز پیشرفت کرده بجز انسان» شاعرانه یا انتقادی به نظر می رسید. وقتی امروز از قاب و فضای رسانه جملاتی می شنویم که دراعصار دور تبهکاران از آن سخن می راند، به یقین می رسیم که برخلاف ساختمان ها و ابزار ها، خود انسان پیشرفتی نداشته است.
حقوق بشر و حقوق بشر دوستانه که انسان امروزی بدان مفتخر است و آن را شاهکار فلسفه انسانمدارانه و تمدن خود می داند، امروز مانند کاغذهای چرک نویس و اباطیل نامه های کم اهمیتی بدور انداخته شده است. طبق اصول مهم حقوق بشر دوستانه در مخاصمات نظامی بکار بردن زور هم باید قاعده مند باشد. جهت در بند کشیدن ذات سرکش قدرت و « اعمال زور» اصولی در حقوق جنگ پیش بینی شده است ؛ با این امید که شاید خوی درندگی و نابودکرانه انسان اسلحه بدست را قالبمند و کرانمند کند.
طبق یکی از آن اصول، یعنی اصل تفکیک، در درگیرى هاى مسلحانه «افراد» و «اهداف غیر نظامیان» نباید مورد تهاجم و هدف قرار گیرند. مطابق پروتکل الحاقى اول کنوانسیون های چهارگانه ژنو، قرار دادن زندگى غیر نظامیان در مواجهه با هرگونه خطر یا تهدید و حتى گرسنگی دادن مردم ممنوع است. همچنین، تخریب اموال و اشیایى که براى زنده ماندن اشخاص ضرورت دارند در شمول همین ممنوعیت هستند، طبق اصل تناسب نیز حمله اى که از آن انتظار مى رود به طور اتفاقى باعث تلف غیر نظامیان، آسیب به غیر نظامیان، خسارت به اموال غیرنظامى یا ترکیبى از آنها شود، به گونه اى که در مقایسه با مزیت نظامى بیش بینى شده، بیش از حد باشد حمله اى غیر تفکیکى و کورکورانه محسوب و در نتیجه ممنوع است.
هدف بنیادین اصل تناسب حفاظت از غیر نظامیان و اشیاء و اموال غیر نظامى در برابر اثرات مخرب درگیرى هاى مسلحانه است. پروتکل الحاقى اول، استفاده از روشها و ابزار جنکَى که به تهدید سلامت یا زنده ماندن جمعیت غیر نظانیان منجر شود را ممنوع اعلام کرده است. از مقررات مذکور که در راستای اصول فوق تدوین شده اند این نتیجه حاصل مى شود که نه تنها حق حیات و خسارات زدن به جمعیت غیر نظامى ممنوع است، بلکه بکار بردن زور به نحویکه منجر به دگرگونی شرایط زندگى و سبب رنج غیر نظامیان شود نیز ممنوع است.
تردیدی نیست حمله به پل ها و زیرساخت های یک کشور که زندگی عادی انسان امروزی در گروی آن است جز خطوط قرمز حقوق بشردوستانه قرار می گیرد و ارتکاب به آن جنایت جنگی تلقی می شود.
در مغایرت با این میراث بشری، امروزه روسای کشور و رژیم متخاصم با جدیت تمام و با ژست حق به جانب و قهرمانانه، مردم ایران را به تخریب و نابودی زیرساختهایی مثل صنعت برق، آب و گاز و پتروشیمی می کنند و دنیایی بَدَوی و عصر ِحجری را برای ملت ایران وعده می دهند؛ سخنانی فجیع و غیر انسانی که کافی بود از زبان یک داعشی یا گروهی تکفیری منتشر می شد تا قبح، بهت آوری و وحشیانه بودن آن، در قرن بیست و یکم به اعلی ترین درجه نمایان شود. سخنانی که می توانست موضوع خوب پژوهشی برای رسانه ها، دانشگاه ها و مجامع روشنفکری باشد که آن را به پای یک قومیت، ایدئولوژی یا اقتضائات یک جغرافیا بنویسند.
*عضو هیات مدیره کانون وکلای مرکز