رشد جهانی، تردید داخلی

طلا سوار بر موج نااطمینانی

بازار جهانی طلا در شرایطی قرار گرفته که رفتار آن دیگر به‌سادگی با قواعد مرسوم قیمت‌گذاری قابل توضیح نیست.

اخبار
طلا سوار بر موج نااطمینانی

مهسا مشایخی: در گذشته، نوسان‌های این بازار معمولاً در چارچوب متغیرهایی مانند نرخ بهره واقعی، تورم و تقاضای فیزیکی تحلیل می‌شد، اما اکنون تداوم رشد طلا همزمان با بالا بودن نرخ‌های بهره واقعی نشان می‌دهد که تصمیم سرمایه‌گذاران بیش از گذشته تحت‌تأثیر عوامل غیراقتصادی و فضای نااطمینانی قرار گرفته است.

در این فضا، طلا بیش از آنکه صرفاً پوشش تورمی یا جایگزین دارایی‌های بدون ریسک باشد، بازتابی از نگرانی‌ها درباره ثبات اقتصاد جهانی است. تشدید تنش‌های سیاسی، ابهام در مسیر سیاست‌های پولی و تردید نسبت به آینده نظم مالی بین‌المللی، بخشی از سرمایه‌ها را به سمت این دارایی سوق داده است. افزایش سرمایه‌گذاری مالی در بازار طلا در کنار کاهش سهم مصرف فیزیکی نیز نشان می‌دهد این فلز گران‌بها بیش از گذشته در نقش ابزار حفظ ارزش ظاهر شده است.

بازاری با چنین ویژگی‌هایی به‌طور طبیعی حساس‌تر است. وقتی قیمت‌ها بیش از هر چیز تحت‌تأثیر انتظارات و فضای ذهنی فعالان بازار شکل می‌گیرند، حتی بدون تغییر محسوس در داده‌های اقتصادی نیز دامنه نوسانات می‌تواند افزایش یابد. همین ویژگی، ریسک اصلاح‌های ناگهانی را نیز بالا می‌برد.

این تصویر جهانی در بازار داخلی ایران بازتاب متفاوتی دارد. اگرچه بازار ارز و طلا در بلندمدت معمولاً هم‌جهت حرکت می‌کنند، اما در کوتاه‌مدت امکان واگرایی میان آن‌ها وجود دارد. رشد اخیر دلار تا محدوده ۱۶۴ هزار تومان و صعود سکه به کانال ۲۰۰ میلیون تومان نشان‌دهنده فشارهای تورمی و انتظارات افزایشی است. با این حال، نسبت دلار به سکه بیانگر آن است که حباب طلای داخلی در محدوده منفی و حدود منفی ۳.۵ درصد قرار دارد.

منفی بودن حباب طلا به این معناست که بازار طلا، با وجود رشد اسمی قیمت‌ها، از شتاب بازار ارز عقب مانده است. نخستین دلیل این وضعیت، سرعت بالاتر واکنش دلار نسبت به طلاست. افزایش نرخ ارز سریع‌تر از تعدیل قیمت طلا رخ داده و باعث شده طلا هنوز به‌طور کامل خود را با سطح جدید دلار تطبیق ندهد.

عامل دوم به رفتار معامله‌گران در فضای نااطمینانی سیاسی بازمی‌گردد. در چنین شرایطی، دارایی‌هایی با نقدشوندگی بالاتر جذاب‌تر می‌شوند و دلار، به دلیل سهولت مبادله و قابلیت تبدیل، در اولویت قرار می‌گیرد. در مقابل، بخشی از سرمایه‌گذاران با احتیاط بیشتری به بازار طلا نگاه می‌کنند، به‌ویژه اگر تصور کنند رشد اخیر بیش از آنکه ناشی از تغییر بنیادین باشد، حاصل نوسانات ارزی است.

در کنار این عوامل، تفاوت انتظارات نیز نقش مهمی دارد. برخی فعالان بازار طلا احتمال کاهش تنش‌های سیاسی یا دستیابی به توافق را محتمل‌تر می‌دانند و از ورود سنگین به این بازار پرهیز می‌کنند. همچنین به نظر می‌رسد سیاستگذار در بازار طلا نسبت به بازار ارز توان بیشتری برای مدیریت کوتاه‌مدت دارد. ابزارهای تنظیم عرضه می‌تواند از جهش‌های هیجانی بکاهد؛ ظرفیتی که در بازار ارز محدودتر است.

در مجموع، طلا در سطح جهانی بر موج نااطمینانی حرکت می‌کند و در بازار داخلی با تردید سرمایه‌گذاران همراه شده است. مسیر آینده این واگرایی به تحولات سیاسی، شدت ریسک‌های پیرامونی و رفتار نقدینگی بستگی دارد.

 

 

اخبار

ارسال نظر