نایب رئیس کانون وکلای دادگستری مرکز
نقش وکلای دادگستری اقتضا دارد مدام با مردم صحبت کنند و آموزش دهند
به گزارش فصل سوم، دکتر بابک جعفری، نایب رئیس کانون وکلای دادگستری مرکز در روز هفتم اسفندماه و بزرگداشت مقام وکیل، درباره نقش رسانه در حوزه آموزش و اطلاعرسانی حقوقی به مردم، توضیح داد.
وکیل بابک جعفری در گفتگو با خبرنگار فصل سوم به این نکته اشاره کرد که بیان احکام و مصادیق حقوقی به زبان ساده و عام فهم، یک تخصص مهم است که باید در رسانه به آن توجه ویژهای مبذول نمود.
در ادامه مشروح گفتگوی فصل سوم با دکتر بابک جعفری، نایب رئیس کانون وکلای دادگستری مرکز را میخوانید:
چطور میشود جامعه را با استفاده از ظرفیت رسانه نسبت به مسایل حقوقی آگاه نمود؟
خیلی نمی شود به این سئوال پاسخ کلیشه ای داد. از یک سو، دانش حقوق یک تخصص است و از سویی شهروندان باید مسایل حقوقی را بدانند. لذا باید بین مسایل عمومی و مسایل تخصصی حقوق تفکیک کرد. اول مشاهده کرد مردم تا کجا باید عمیق بدانند. میتوان به صورت خلاصه گفت مردم باید مصادیق مسایل حقوقی را بدانند، نه اینکه احکام حقوقی را به صورت تخصصی بشناسند. شهروندان باید بدانند چطور مطابق مصادیق حقوقی رفتار کنند. اگر احکام را به مردم بگویید معمولا گارد میگیرند که من عبارتن حقوقی مانند انفساخ و فسخ و تفاسخ و مانند آن را نمی دانم. اگر به شهروند بگویید جرم تخریب اموال ممکن است مجازات حبس به دنبال داشته باشد، میگوید باشد، من تخریب نمی کنم. ولی ممکن است در مجتمع آپارتمانی، مدیر ساختمان، قفل در ورودی را عوض کند ولی کلید در ورودی را به واحدهایی که شارژ ماهانه نمی دهند، تحویل ندهد و عمل تغییر قفل در ورودی مجتمع مسکونی و ندادن کلید به مالکان یا متصرفان آپارتمانها، ممکن است مصداق تخریب باشد. یا مدیر مجتمع، کلید پشت بام را به واحدها نمی دهد. ما میگوییم این کار ممکن است مصداق جرم ممانعت از حق یا تخریب باشد. این مدیر تعجب میکند و میگوید من فکر میکردم مدیر ساختمان اختیار دارد به برخی واحدها کلید مشاعات یا کلید درب ورودی را ندهد. الان که ما هوش مصنوعی را داریم. ولی ما حق نداریم درباره استنتاج حقوقی از هوش مصنوعی سئوال کنیم، اما درباره متن قانون و آرایی که صادر شده است میتوان از هوش مصنوعی سئوال کرد و جواب گرفت.
کانون های وکلا چه تکلیف و وظیفه ای درباره آموزش حقوقی شهروندان دارند؟
در مسئولیت اجتماعی کانونهای وکلا این موضوع مطرح است که بخشی از وظایف، تکالیف و رسالت کانونهای وکلا، اطلاعرسانی درباره مسایل حقوقی است. بعضا میبینیم معاونت پیشگیری قوه قضاییه به صورت انبوه به شهروندان پیامک میدهد. اصل این موضوع درست است ولی به نظر میرسد در بیان مسایل، مشکل وجود دارد. یعنی ممکن است در پیامک ارسالی، برخی الفاظ را به کار بگیرند که برای جامعه نامانوس است. مردم ممکن است بگویند چرا این پیامکها دارد چکشی با من صحبت میکند و جامعه گارد میگیرد. بعضا جامعه میگوید شما حقوقی ها طوری صحبت میکنید که ما نمی فهمیم. ما حتی وقتی درباره قانون با مقام قضایی صحبت میکنیم، شهروندان متوجه نمی شوند. زبان حقوقی تخصصی است ولی وقتی قرار است برای مردم توضیح بدهیم، باید با ادبیاتی صحبت کنیم که توسط شهروندان با هر سطح تحصیلات و تخصص و شغلی فهم شود. این موضوع تاکنون مغفول مانده است. کانونهای وکلا آنقدر دغدغه های مختلف دارند و مجبورند از خود دفع زیان کنند که فرصت نداشته اند درباره این رسالت اجتماعی فکر و اقدام کنند. البته شخصا معتقدم این حرفها بهانه است. وظیفه کانون وکلا در قبال مردم، حاکمیت، وکلا و اساس نظام عدالت، سنگین است. ظرفیت عمل به این وظایف هم موجود است و بزرگترین ظرفیت هم نیروی انسانی و وکلایی هستند که در کانونهای فعالیت میکنند و شریفترین انسانها هستند. اگر معاونت پیشگیری قوه قضاییه با کانونهای وکلا همراه شود، میتوانند در زمینه اطلاعرسانی حقوقی به شهروندان بسیار بهتر عمل کنند.
مشکل آن است که اگر هنگام تعریف مصادیق حقوقی به مردم، راحت صحبت کنید، مثلا بگویید در خرید منزل باید سند منتقل شود و بعد شما پول منزل را بدهید و اگر قولنامه بنویسید ممکن است هیچ چیزی عاید شما نشود و دادگاه هم فروشنده را نمی تواند الزام کند که منزل را به شما تحویل بدهد، مردم تعجب میکنند. در عرف مردم اگر بگویید این خطرات برای معامله شما وجود دارد، برخی حقوقدانان ایراد میگوید چرا قانون را عوامانه و اشتباه توضیح میدهید. مردم هم میگویند ما قبلا با یک ایجاب و قبول شفاهی، ملک میخریدیم. چرا دارید کار ما را سخت میکنید. چطور کانونهای وکلا یا فعالان رسانه ای حقوقی، مطالب حقوقی را مطرح کنند که به مشکلات مزبور نخوریم؟
در ابتدا نباید با الفاظی که برای مردم غریب است، آموزش حقوقی بدهیم. خلاصهسازی و بیان عام مطالب حقوقی ساده کار سختی است. قرار نیست شهروندان را دانشجوی حقوق بدانیم و برای آنها توضیح مفصل و حقوقی بدهیم. این توانایی یک تخصص است که بتوانیم مطالب پیچیده حقوقی را به صورت دقیق و ساده بگوییم. به ابوعلی سینا گفتند تو چطور حکیم زمانه شدی؟ همه کتابها را خواندی؟ جواب داد نه من همه کتابها را نخواندم. بلد بودم چطور قسمتهای مهم کتابها را بخوانم. کسی که قرار است یک مطلب حقوقی را به زبان ساده و بسیار کوتاه توضیح بدهد باید واجد تخصص حقوقی و رسانه ای باشد.
در مورد نقدی که ممکن است متخصصان و استادان حقوق مطرح کنند، آنها درست میگویند، لذا نباید مطلب را اشتباه به مردم منتقل کنید. در مقابل مردم هم شما ممکن است بگویید طبق مقررات جدید، آن چیزی که تاکنون هنجار بوده، تغییر کرده و رفتار غیرهنجاری شده است. توجه کنید چطور شد مردم کمربند ایمنی بستند؟ زمانی بستن کمربند ایمنی در خودرو، رفتاری لوکس بوده و بعضا تمسخر میکردند. الان کسی که کمربند ایمنی نمیبندد، مورد شماتت همگان قرار میگیرد. این تغییر رفتار، حاصل کار فرهنگی و بعضا ضمانت اجرای نسبتن کمربندی ایمنی است. بارها گفته ام حقوق مجموعه قوانین و مقرراتی است که روابط بین اشخاص را نظم میدهد و نقض هر یک از این قوانین واجد ضمانت اجراست. مردم قبلا یک سوگند به میان میگذاشتند و طبق آن رفتار میکردند. الان حقوق، دارای ضمانت اجراست و باید ضمانت اجرا را مدام به مردم اطلاع بدهیم. اگر این چراغ قرمز را مدام نشان مردم ندهیم، فرهنگسازی انجام نخواهد شد. افتخاری که ما به حرفه وکالت داریم برای این است که تحقق عدالت میکند و حق را استیفا مینماید. احقاق حق یک رفتار پیامبرگونه است. بر این اساس رفتار وکلا یک رفتار پیامبرگونه است و باید مانند پیامبران رفتار کنیم یعنی با مردم گفتگو کنیم. وقت بگذاریم و با شهروندان حرف بزنیم. اینجاست که نقش رسانه به میان میآید و میفهمیم چقدر غفلت کردهایم. وکلای ما در جلسات بسیار زیادی به صورت رایگان مشاوره میدهند. میلیون ها عمل خدماتی توسط وکلا انجام میشود و این باید به اطلاع همگان برسد. این وظیفه رسانه است.