تصویر اقتصاد ایران؛ کورسوی جنگ‌زدگی

تصویر اقتصاد ایران؛ کورسوی جنگ‌زدگی

اقتصاد ایران روزهای خوشایندی را تجربه نمی‌کند، وضعیت جنگ زدگی در تمام شئون اقتصاد حاکم است و از بازار کار تا بازار انرژی تحت تاثیر جنگ تحمیلی قرار گرفته است.

گروه اقتصاد، فصل سوم؛

چند واقعیت درباره وضعیت امروز اقتصاد ایران حاکی از جنگ‌زدگی کامل در بخشهای مختلف اقتصاد است. به چند واقعیت توجه کنید:

- تعدیل نیروی کار اعم از کارگر و کارمند در صنایع و مشاغل، باعث بیکاری گسترده شده است.  براساس گزارش مستند وزیر اقتصاد و دارایی بعد از جنگ ۱۲‌روزه حدود ۶۰۰ هزار نفر شغل خود را از دست دادند و به لشکر بیکاران جامعه پیوستند که خود موجب نارضایتی اجتماعی در ماه‌های بعد و بی‌ثباتی کشور شد.

 

- بمباران گسترده صنعت حمل و نقل هوایی منجر به خسارات عظیم از جمله نابودی 60 هواپیمای مسافربری و خسارت 30 هزار میلیارد تومانی عدم النفع به شرکتهای حمل و نقل هوایی شده است.

فرودگاه‌های مهرآباد تهران، فرودگاه تبریز، فرودگاه کاشان، فرودگاه ارومیه، فرودگاه خرم‌آباد، فرودگاه‌های بهرام و آزمایش در تهران طی جنگ رمضان بارها هدف حملات هوایی و بمباران ارتش تروریست آمریکا و رژیم صهیونیستی قرار گرفتند و علاوه بر آسیب به زیرساخت‌ها از قبیل باندها و برج‌های مراقبت پرواز و آشیانه‌ها و…، 60 هواپیمای مسافربری ایران که کاربرد گردشگری و مسافرتی داشتند نیز بطور کامل منهدم یا به دلیل اصابت ترکش و خسارت‌های جانبی از چرخه پروازی خارج شدند. 

 

-بمباران صنایع و شرکتهای مولد و بعضا صنایع مادر باعث شد معادل 3 برابر بودجه عمرانی واقعی کشور دود شود و به هوا برود. براساس داده‌های موجود، مجموع ارزش بازار این شرکت‌ها حدود ۲۳۰۰ هزار میلیارد تومان (همت) برآورد می‌شود. این رقم، اگرچه در ظاهر یک عدد بورسی است، اما در واقع معیاری از ارزش دارایی‌های مولد کشور به شمار می‌رود؛ دارایی‌هایی که بخش مهمی از تولید، صادرات و اشتغال را شکل می‌دهند.

 

- حملات اخیر به شریان‌ حیاتی حمل و نقل ریلی کشور باعث تاثیر بر جابه‌جایی میلیون‌ها تن بار و هزاران مسافر شده است. چنین حملاتی می‌تواند علاوه بر خسارات مستقیم زیرساختی، هزینه‌های غیرمستقیمی مانند افزایش زمان سفر، مصرف سوخت، فشار بر ناوگان جایگزین و اختلال در زنجیره تأمین و در نتیجه آسیب به صنایع مختلف را نیز به دنبال داشته باشد.

 

- قطع اینترنت واقعی، باعث شده است هزاران شرکت و واحد اقتصادی که در بستر نت، به فعالیت می پرداختند با چالش فراوانی روبرو شوند که هنوز میزان خسارات وارده به این بخش از اقتصاد به درستی مشخص نشده است.

 

-شهردار تهران اعلام کرد که در جنگ رژیم صهیونیستی و آمریکایی تاکنون به ۳۳ هزار واحد مسکونی آسیب وارد شده است. طبق گزارش رسمی شهرداری در مجموع ۳۳ هزار واحد مسکونی نیازمند تعمیرات هستند؛ از تعمیرات جزئی مانند شیشه و در و پنجره تا مواردی که نیازمند بازسازی اساسی یا نوسازی کامل است.

 

-شاخص تورم به صورت افسارگسیخته بالا رفته است. شاخص تورم ماهانه در دی‌ماه به رقم ۹ /۷ درصد رسید، رقمی که تقریباً سه برابر میانگین بلندمدت کشور و نشان‌دهنده شتاب غیرمتعارف افزایش قیمت‌ها در دوره‌های کوتاه‌مدت است. چنین نرخ‌های تورمی فشار اقتصادی بر خانوارها را به شدت افزایش داده و توان خرید اقشار کم‌درآمد و جمعیت روستایی را به طور محسوسی کاهش داده است. فشارهای اقتصادی، به ویژه در سبد کالاهای اساسی، اثر مستقیم بر معیشت خانوارها دارد و بحران‌های ناشی از تورم می‌تواند ابعاد اجتماعی و روانی قابل توجهی نیز داشته باشد.

 

کالاهای اساسی به وفور هست ولی در قالب کالابرگ

واقعیت آن است که در بازار مصرف، کالاهای اساسی به وفور یافت می شود ولی به دلیل قیمت بالای این کالاها، خریداران توان خرید ندارند.

با این حال برخی از منابع می گویند در حال حاضر تخصیص کالابرگ اثر مهمی بر وضعیت توزیع کالا در کشور به جا گذاشته و خوشبختانه بخش مهمی از خرید اقلام اساسی مردم با استفاده از کالابرگ صورت گرفته است. میزان کالاهای موجود در بازار نیز به اندازه‌ای بود که مردم قادر بودند از کالابرگ‌شان بهره ببرند و خریدهایشان را انجام دهند.

 

اثر شکست مذاکرات ایران و آمریکا در پاکستان بر بازار کالاهای سرمایه‌ای ایران

شکست یا حتی مخابره سیگنال منفی از مذاکرات ایران و آمریکا—به‌ویژه اگر این مذاکرات در یک بستر منطقه‌ای مانند پاکستان یا با نقش‌آفرینی غیرمستقیم این کشور دنبال شده باشد—می‌تواند یکی از مهم‌ترین محرک‌های افزایش نااطمینانی در اقتصاد ایران باشد. تجربه اقتصاد ایران نشان می‌دهد که بازارهای دارایی، به‌خصوص کالاهای سرمایه‌ای مانند مسکن، خودرو، طلا، ارز و سهام، به شدت به انتظارات سیاسی واکنش نشان می‌دهند.

در حالت کلی، مذاکرات ایران و آمریکا به‌عنوان یک «متغیر سیاسی اثرگذار بر ریسک سیستماتیک» عمل می‌کند. هرگونه شکست در این مذاکرات به معنای افزایش احتمال تداوم یا تشدید تحریم‌ها، کاهش دسترسی به منابع ارزی و محدود شدن تجارت خارجی است. این موضوع به‌طور مستقیم بر انتظارات تورمی و نرخ ارز اثر می‌گذارد و از آنجا که کالاهای سرمایه‌ای در ایران به شدت وابسته به دلار هستند، بلافاصله واکنش نشان می‌دهند.

 

بازار ارز و طلا؛ کانال اصلی انتقال شوک

اولین و سریع‌ترین اثر شکست مذاکرات معمولاً در بازار ارز ظاهر می‌شود. با افزایش احتمال بن‌بست سیاسی، تقاضای سفته‌بازانه برای دلار افزایش می‌یابد و نرخ ارز صعودی می‌شود. این افزایش نرخ ارز به‌صورت دومینویی به بازار طلا و سکه منتقل می‌شود. تجربه‌های مشابه نشان داده‌اند که حتی خبرهای مربوط به آغاز یا شکست مذاکرات می‌تواند در کوتاه‌مدت باعث جهش یا ریزش شدید قیمت‌ها شود. در چنین شرایطی، طلا به‌عنوان دارایی امن (Safe Haven) جذاب‌تر می‌شود و سرمایه‌ها از بازارهای پرریسک‌تر به سمت آن حرکت می‌کنند.

 

بازار مسکن؛ افزایش انتظارات تورمی و قفل شدن معاملات

بازار مسکن به دلیل ماهیت کم‌نقدشونده، واکنش سریع قیمتی ندارد اما بیشترین اثر را در میان‌مدت می‌پذیرد. شکست مذاکرات معمولاً باعث افزایش انتظارات تورمی می‌شود؛ فروشندگان تمایل به نگه‌داشت دارایی دارند و خریداران نیز به دلیل ترس از افزایش قیمت‌ها وارد بازار می‌شوند. نتیجه این رفتار، کاهش حجم معاملات و افزایش تدریجی قیمت‌ها است.

در ایران، مسکن به‌عنوان مهم‌ترین کالای سرمایه‌ای خانوارها، هم نقش مصرفی و هم سرمایه‌ای دارد. بنابراین هر شوک سیاسی می‌تواند چرخه رکود-تورم را در این بازار تشدید کند.

 

بازار سهام؛ افزایش ریسک و خروج نقدینگی

بازار سرمایه نیز به‌شدت به چشم‌انداز مذاکرات حساس است. زمانی که اخبار مثبت از مذاکرات منتشر می‌شود، ورود نقدینگی و رشد شاخص‌ها مشاهده می‌شود، اما در صورت شکست، روند معکوس رخ می‌دهد. افزایش ریسک سیستماتیک باعث خروج سرمایه‌گذاران حقیقی و حرکت سرمایه به سمت بازارهای امن‌تر مانند طلا و ارز می‌شود. صنایع بورسی به‌ویژه شرکت‌های صادرات‌محور و دلاری ممکن است در ظاهر از افزایش نرخ ارز سود ببرند، اما نااطمینانی سیاسی معمولاً اثر منفی بر کل بازار دارد.

 

اقتصاد

ارسال نظر