گزارش میدانی فصل سوم از میدان فردوسی تهران:
وضعیت عجیب بازار آزاد ارز: خرید دلار با اسکناس تا نخورده!
وضعیت میدانی بازار غیررسمی ارز در تهران بسیار عجیب شده است.
گروه اقتصاد، فصل سوم:
نیمروز دوشنبه، ۲۵ اسفندماه ۱۴۰۴، درست در لحظاتی که شرق و شمال تهران هدف حملات سهمگین هوایی بود، در مرکز پایتخت ایران، در میدان و خیابان فردوسی اما، وضعیت دیگری حاکم است: تقلای عجیب در معاملات ارزی.
درست بیرون از ورودی مترو در جنوب غرب میدان فردوسی، دلالهای ارز، جلوی هر عابر و رهگذری را میگیرند تا معامله کنند، خرید و فروش ظاهرا رونق دارد و گویی دلالها ترسی از صدای انفجاری که از محلههای نه چندان دور، گاه گاه بلند میشود ندارند، گویی پای جنگ امروز به جنوب میدان فردوسی، جایی که ۱۲ روز پیش، موشک دشمن مقر پلیس دیپلماتیک را در شمال میدان ویران کرد، نرسیده است.
در جنوب میدان حالا، صدای هیاهوی دلالها فقط به گوش میرسد: دلار دلار یورو!
تجمع دلالها به اندازه ای زیاد است که گاهی برای گذر از میان آنها باید تنه زد و تنه خورد، گویی روزی عادی در هفته شلوغ آخر سال است، با این تفاوت که از مغازه ها، تک و توکی باز هستند و صرافهایی که کرکره را بالا داده اند، فقط یک جواب به مشتری میدهند: خرید و فروش نداریم.
قیمت ارز؟ اهل معامله تعیین میکنند
امروز، دلار قیمت خاصی ندارد، از ۱۳۵ تا ۱۴۳ می فروشند، قیمت خرید، بسته به انصاف دلال، ۳ تا ۶ هزار تومان کمتر از نرخ فروش است، ولی دو نکته کاملا واضح است که تفاوت امروز با روزهای قبل را برجسته میکند.
اول، تعداد کسانی که برای فروش ارز به بازار آمده اند به شکل چشمگیری از خریداران بیشتر است.
دوم آنکه دلالها با اسکناس نو و چکهای بانکی ۲۰۰هزاری، ۵۰۰هزاری و یک میلیون تومانی معامله میکنند، دستههای درشت اسکناس در پنجه دلالها در هوا تکان میخورد و فروشندگان مستاصل را ترغیب میکند: خرید، فروش، دلار، یورو!
در ضلع جنوب غرب میدان و در کنار جدول پیاده رو، چند خودروی شاسی بلند حمل پول متوقف شدهاند و هیچکس در آنها نیست، گویی تمام بار خود را تخلیه کرده و حالا آسوده در کناری ایستاده و به دادو هوار دلالها گوش میدهند.
چه کسی خریدار است؟
شما الان هر قدر دلار داشته باشید به راحتی میتوانید در بازار سیاه تبدیل به ریال کنید، ولی سوال اینجاست چه کسی خریدار این حجم از پول خارجی است؟
طرف حساب مستقیم شما دلالی است مثل بقیه فعالان این بازار غیررسمی که دلار را میگیرد و اسکناسهای درشت تانخورده را میشمارد و کف دستتان میگذارد ولی این اسکناسها و حجم قابل توجه ریال موجود در این بازار از کجا آمده است؟
هنوز توضیحی در این باره نیست، آیا دلالهای زرنگ با پیشبینی وضعیت بازار و افزایش فروش دلار از سوی دارندگان خانگی در شرایط سخت جنگی، این روزها را در خشت خام خوانده بودند؟ یا فعالان رسمی و مجاز، با پوشش دلالهای مورد اعتماد خود در حال کاسبی اند؟
شاید هم ریال پمپاژ شده در بازار، از چاپخانه بانک مرکزی آمده؟ آیا جمشید بسم الله زنده شده یا باز هم قصه دلارهای چمدانی با مجوز دولتی تکرار شده است؟
هیچ جوابی برای این پرسشها نیست چون کسی در وضعیت جنگی به کسی پاسخ نمیدهد.