ونس نفهمید ۲۱ ساعت مذاکره با ایران کافی نیست؟!

ونس نفهمید ۲۱ ساعت مذاکره با ایران کافی نیست؟!

آنچه کمتر نظری است، آینده نزدیک تنگه هرمز است، قرص سمی که تیم ترامپ با ناتوانی در تصور پاسخ ایران به حمله‌ای که گفته می‌شود چند روز طول خواهد کشید، به جهانیان داده است.

نویسنده: پاتریک وینتور (Patrick Wintour)، دبیر بخش دیپلماتیک روزنامه گاردین

فصل سوم به نقل از دیپلماسی ایرانی: گویی دو هیئت نمایندگی در مذاکرات صلح ایران و آمریکا در اسلام آباد امیدوار بودند که تعداد زیاد مذاکره‌کنندگانی که به پاکستان پرواز کرده بودند، بتواند بر مشکل ساعات محدود برای حل و فصل اختلاف ۲۰ ساله بر سر جاه‌طلبی‌های هسته‌ای ایران که اکنون با مسائل پیچیده جدیدی مانند کنترل آینده تنگه هرمز و غرامت ایالات متحده برای حمله به ایران پوشانده شده بود، غلبه کند.

ایران دو هواپیما پر از مذاکره‌کننده اعزام کرد. آنها بسیاری از اعضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را شامل می‌شدند که برای اطمینان از اینکه هیچ دستاوردی در میدان نبرد در میز دیپلماتیک از دست نرود، حضور داشتند. دیپلمات‌ها در پرونده‌های سیاسی، حقوقی، امنیتی، اقتصادی و نظامی پراکنده شدند. یک توضیح فنی تهیه شده توسط ایران در مورد ایمنی تأسیسات هسته‌ای بیش از ۱۰۰ صفحه بود.

آمریکا که اغلب به واگذاری مذاکرات به استیو ویتکاف، فرستاده ویژه «بی‌سروصدا» متهم است، نه تنها معاون رئیس جمهور، جی. دی. ونس، بلکه نزدیک به ۳۰۰ مقام دیگر را نیز به این نشست فرستاد. این در حالی بود که آمریکا سرانجام متوجه شد تیم مذاکره‌کننده ایران، شامل چهره‌هایی مانند علی باقری کنی، معاون دبیر شورای عالی امنیت ملی و مذاکره‌کننده ارشد در مذاکرات هسته‌ای قبلی، و عباس عراقچی، مذاکره‌کننده ارشد در سال ۲۰۱۵ و اکنون وزیر امور خارجه، ممکن است در اوج آمادگی باشند.

ونس در طول مذاکرات حداقل دوازده بار با دونالد ترامپ و حتی یک بار با بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، صحبت کرد، مکالمه‌ای که عراقچی به سرعت گفت که به سخت‌تر شدن موضع آمریکا منجر شد. اما احتمالاً غیرواقع‌بینانه بود که انتظار داشته باشیم مسائلی که دو سال مذاکرات در وین بین سال‌های ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۵ بر سر توافق هسته‌ای را به خود اختصاص داده بود، در یک جلسه طولانی حل شوند.

رابرت مالی، از کهنه سربازان مذاکرات هسته‌ای با ایران در دوران جو بایدن، با لحنی موجز خاطرنشان کرد: «بیست و یک ساعت، بیست ساعت زیادی بود اگر هدف تکرار خواسته‌ای بود که ایران قبلاً آن را رد کرده بود. اگر هدف مذاکره بود، این ساعت‌ها خیلی کم بود.»

آرون دیوید میلر، یکی دیگر از کهنه سربازان وزارت امور خارجه ایالات متحده، خاطرنشان کرد که اگر دولت معتقد بود که تنها پس از ۲۱ ساعت مذاکره، ایران غنی‌سازی را کنار خواهد گذاشت – که ونس به طور ضمنی به آن اشاره کرد – کاملاً آن لحظه و هیئت ایرانی را اشتباه تعبیر کرده است.

در این زمینه، جای تاسف است که ونس بعد از آمدن به اسلام آباد گفت که آمده است تا ببیند «آیا می‌توانیم به وضعیتی برسیم که ایرانی‌ها حاضر به پذیرش شرایط ما باشند». جواد ظریف، وزیر امور خارجه سابق ایران، که از مدافعان شجاع مذاکره با آمریکا حتی در زمان جنگ بود، تنها ایرانی نبود که گفت این جمله، تکبر تغییرناپذیر آمریکا در پذیرش یا رد آن را نشان می‌دهد. او گفت: «حداقل هیچ مذاکره‌ای با ایران بر اساس شرایط ما/شما موفق نخواهد شد. آمریکا باید یاد بگیرد: شما نمی‌توانید شرایط را به ایران دیکته کنید. هنوز برای یادگیری دیر نشده است.»

اما این موضوع سوالاتی را در مورد اینکه آیا روند مذاکرات اکنون کامل شده است یا ادامه دارد، و اینکه دو طرف در یک آخر هفته در اسلام آباد به دنبال چه چیزی بودند، مطرح می‌کند. در مورد سوال اول، پاکستان، میزبان مذاکرات و میانجی، از هر دو طرف التماس می‌کند که در را به روی دیپلماسی نبندند و جنگ را از سر نگیرند. در مقابل، الی کوهن، وزیر انرژی اسرائیل، ادعا می‌کند که عدم توافق به معنای امکان حمله به ایران است.

ونس ظریف‌تر بود. او با اشاره به ادامه گفت‌وگو گفت: «ما اینجا را با یک پیشنهاد بسیار ساده ترک می‌کنیم، روشی برای درک این موضوع که بهترین و آخرین پیشنهاد ماست. خواهیم دید که آیا ایرانی‌ها آن را می‌پذیرند یا خیر.»

برنامه اعلام شده ترامپ در این میان، مسدود کردن تنگه هرمز است تا بهترین کارت مذاکره ایران را به دست آورد و از صادرات نفت ایران جلوگیری کند. چنین اقدامی، همان‌طور که بسیاری از دیپلمات‌های ایرانی اشاره می‌کنند، ممکن است فقط فشار را بر قیمت نفت افزایش دهد.

در مورد اینکه دو طرف در ۲۱ ساعت دیپلماسی به دنبال چه چیزی بودند، در یک سطح، آنها پس از نزدیک به ۴۰ روز جنگ، برای آزمایش عزم یکدیگر حاضر شدند. پیش از مذاکرات، ایران کمی کوتاه آمد، زیرا امریکا آتش‌بس کامل مورد نظر خود را در لبنان برقرار نکرد و همچنین دارایی‌های مسدود شده خود را قبل از ملاقات با ونس آزاد نکرد. در عوض، نتانیاهو موافقت کرده است که روز سه‌شنبه، برای اولین بار در ۳۰ سال، مذاکرات مستقیمی با لبنان برگزار کند.

هدف ایران تهیه پیش‌نویس تفاهم‌نامه‌ای قبل از نهایی کردن توافق صلح در دوره‌ای بیش از دو هفته بود، که به معنای تمدید آتش‌بس دو هفته‌ای بود.

اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، اذعان کرد که بازه زمانی در اسلام‌آباد به این معنی است که احتمالاً هیچ توافق کلی حاصل نشده است و از دو یا سه موضوع که همچنان حل نشده باقی مانده‌اند، صحبت کرد. این مسائل فنی نیستند، بلکه اساسی هستند: پایان دادن به تهاجم اسرائیل به لبنان؛ پروتکلی برای مدیریت آینده کشتیرانی در تنگه هرمز؛ و آینده ذخایر اورانیوم با غنای بالا در ایران، از جمله اینکه آیا برای ایران کافی است که اورانیوم را تحت نظارت دقیق بازرسان هسته‌ای سازمان ملل در داخل ایران رقیق‌سازی کند، یا اینکه باید به کشور ثالثی مانند روسیه صادر شود.

در مورد حق ایران برای غنی‌سازی اورانیوم در داخل کشور، ونس گفت: «واقعیت ساده این است که ما به یک تعهد مثبت نیاز داریم مبنی بر اینکه آنها به دنبال سلاح هسته‌ای نخواهند بود و به دنبال ابزارهایی نخواهند رفت که آنها را قادر می‌سازد به سرعت به سلاح هسته‌ای دست یابند.»

قید «به سرعت» می‌تواند معنادار باشد، زیرا طبق یک تفسیر، غنی‌سازی با خلوص ۳.۶۷٪ – حداکثر سطح خلوص تعیین‌شده در توافق هسته‌ای ۲۰۱۵ باراک اوباما – ایران را تا خلوص درجه سلاح هسته‌ای بسیار دور نگه می‌دارد. ظرفیت عملی ایران برای غنی‌سازی اورانیوم در حال حاضر به دلیل حملات قبلی ایالات متحده به سایت‌های هسته‌ای‌اش صفر است، بنابراین بحث در مورد حق غنی‌سازی تا حد زیادی نظری و مربوط به حاکمیت ملی است.

آنچه کمتر نظری است، آینده نزدیک تنگه هرمز است، قرص سمی که تیم ترامپ با ناتوانی در تصور پاسخ ایران به حمله‌ای که گفته می‌شود چند روز طول خواهد کشید، به جهانیان داده است.

در حال حاضر، ایران در حال انتخاب ملیت کشتی‌هایی است که از این تنگه عبور می‌کنند. طبق گزارش Tanker Tracker، روز شنبه ۲ میلیون بشکه نفت عراق و ۴ میلیون بشکه نفت عربستان سعودی از این تنگه عبور کردند. مجوزهای موردی، بر اساس لطف و عنایت، ممکن است به ایران یک سلاح اقتصادی و دیپلماتیک جدید بدهد، اما مبنای پایداری برای انجام تجارت جهانی نیست. ایران به سادگی دستگاه اداری لازم برای اعمال تعرفه‌های گزینشی یا نظارت بر تنگه را ندارد، کاری که باید با عمان، در آن سوی تنگه، انجام دهد.

اما برای ایران دشوار است که از سلاح جدید خود دست بکشد، زیرا این سلاح منبع نجات آن در این جنگ بوده است. محمد تقی نقدعلی، نماینده مجلس ایران، گفت: «تنگه هرمز برای ما چیزی فراتر از بمب اتم است، بمب اتمی که به طور مداوم در سطح جهانی عمل می‌کند و عمق استراتژیک جمهوری اسلامی را نشان می‌دهد.» او گفت که گزینه‌های موجود بازگشت به جنگ یا نگه داشتن استخوان در گلوی جهان است.

مشکلات عمیق ایران هنوز از بین نرفته است. تورم به سمت سه رقمی شدن پیش می‌رود. باید راهی برای رفع قطعی اینترنت پیدا کرد، در غیر این صورت کسب و کارها تعطیل می‌شوند و جامعه مدنی صبر خود را از دست خواهد داد. کشور همچنان منزوی است و رهبری آن در هر مقطعی در معرض تهدید ترور قرار دارد. تاکنون زنده ماندن برای ایران دستاوردی خیره‌کننده داشته است، اما انگیزه برای بقا، مانند میهن‌پرستی، ممکن است کافی نباشد.

 

بین الملل

ارسال نظر