ایران، آژانس، اورانیوم، جنگ!
از واپسین روزهای جنگ جهانی دوم همه از جنگی میترسند که در آن از نیروی اتم استفاده شود. در مورد خاص پرونده هستهای کشورمان اما وضعیت برعکس است؛ نیروی اتم بهانهای به دست دشمنان داده تا جنگ به راه بیاندازند.
رژیم صهیونیستی اسرائیل و ایالات متحده آمریکا دههها است که از خطر اتمی شدن ایران میگویند. ایران هم دههها است که از انزجارش از بمب اتم پرده برمیدارد. ماجرا هم مربوط به برنامه اتمی خودش نیست؛ زمانی که دیوان بینالمللی دادگستری در مورد نظر مشورتی 1996 (یعنی 5-6 سال پیش از آغاز تبلیغات بر سر برنامه هستهای ایران) نظر ایران را پرسید، دولت ایران همانی را گفت که هنوز هم میگوید: در مذمت بمب اتم!
به هر حال مرغ آمریکا و رژیم اسرائیل و شرکای دیگرشان یک پا دارد و اصرار دارند که برنامه اتمی ایران کلاً باید متوقف شود و تفاوتی در اعلام صلحآمیزبودن آن توسط ایران و حالت دیگر، یعنی تلاش برای دستیابی به سلاح هستهای برایشان وجود ندارد.
این در حالی است که برابر انپیتی، ایران نه تنها میتواند اورانیوم داشته باشد، که آژانس هم باید مساعدت فنی برای برنامه صلحآمیز به ایران ارائه دهد. مدیرکل آژانس اما امروز خود یکی از منتقدین برنامه هستهای ایران است و به جای قرارگرفتن در موضع فنی، موضع سیاسی اختیار کرده است.
امروز به نظر آسان نیست که ایران باید مشکل را از منظر فنی با آژانس، از منظر سیاسی با آمریکا یا از منظر رسانهای با برخی کشورهای اروپایی حل کند. موضوعی که چنین ابعاد پیچیدهای به خود میگیرد، نیازمند هوشمندی بالا در حل است. واقعیت کنونی این است که دیگر هیچکدام از طرفها به نظر نمیرسد که قصد کوتاه آمدن داشته باشند.
مسیر ایران همیشه مشخص بوده است؛ ایران مسیر دیپلماسی را پیموده و برجام، نقطه اعلی اما نه تنها نقطه آن است. دو بار ایران در زمان حضور دور میز مذاکره مورد حمله قرار گرفت که این خود رویکرد طرفین را به این موضوع نشان میدهد.
امروز که مذاکرهکنندگان ایران در حال بررسی مسیر مذاکره هستند، باید باز هم صلحآمیزبودن برنامه هستهای ایران را به جهان یادآوری کرد و پشت مذاکرهکنندگان ایستاد. موضع قاطع دولت ایران همواره این بوده که نیروی اتم را برای صلح میخواهد و آن را از مسیر صلحآمیز مذاکره تعقیب میکند. ایران، همچنان چراغ خود میافروزد.