تجربه قطع اینترنت؛ بحران امنیتی نبود؛ نسل دیجیتال این سیاست اشتباه را نمی‌پذیرد

تجربه قطع اینترنت؛ بحران امنیتی نبود؛ نسل دیجیتال این سیاست اشتباه را نمی‌پذیرد

آرش دارابیان*

قطع اینترنت را اسمش را هرچه می‌خواهید بگذارید؛ صیانت، مدیریت بحران، کنترل امنیتی، حکمرانی دیجیتال و …

اما برای مردمی که بیش از هفتاد روز است از جهان جدا شده‌اند، معنا فقط یکی‌ست: خفه کردن جریان زندگی!

از آغاز جنگ چهل‌روزه آمریکا و اسراییل علیه ایران تا امروز، اینترنت برای میلیون‌ها نفر یا قطع بوده یا عملاً به شبکه‌ای نیمه‌جان و طبقاتی تبدیل شده است.

در این مدت، هزاران کسب‌وکار کوچک نابود شدند،

فریلنسرها بیکار شدند،

شرکت‌های دانش‌بنیان زمین‌گیر شدند،

و نسلی که اقتصادش بر بستر اینترنت شکل گرفته بود، ناگهان از اکوسیستم جهانی حذف شد.

حکومت از «امنیت» حرف می‌زند.

اما امنیت برای چه کسی؟

وقتی نان مردم قطع می‌شود،

وقتی برنامه‌نویس، طراح، مترجم، مدرس آنلاین، استارتاپ و شرکت فناور از کار می‌افتد، وقتی دانشجو و پژوهشگر به منابع علمی دسترسی ندارد. وقتی ارتباطات حرفه‌ای و اقتصادی کشور فلج می‌شود، این دیگر صرفاً یک تصمیم امنیتی نیست؛ این مداخله مستقیم در حق زندگی مردم است.

و مسئله فقط قطع اینترنت نیست. مسئله، تبعیض سازمان‌یافته‌ای‌ست که در دل این وضعیت ساخته شده است. در حالی که مردم عادی پشت دیوار فیلترینگ گرفتار شده‌اند، بازاری چند ده همتی برای فروش VPN شکل گرفته؛ بازاری رانتی، مبهم و غیرشفاف که بر بستر همان محدودیت‌ها رشد کرده است.

از آن طرف، اپراتورها اینترنت بین‌الملل را با نام‌هایی مانند «اینترنت حرفه‌ای» یا «پرو» چندین برابر قیمت واقعی به کسب‌وکارها می‌فروشند.

یعنی دسترسی آزاد به اینترنت، که باید یک حق عمومی باشد، کم‌کم دارد تبدیل می‌شود به یک کالای لوکس. این دقیقاً همان نقطه‌ایست که ادعای «ضرورت امنیتی» فرو می‌ریزد.

در نظریه حکمرانی دیجیتال، محدودسازی اینترنت فقط زمانی می‌تواند ذیل امنیت ملی تعریف شود که دست‌کم سه شرط روشن داشته باشد:

اول؛ تهدید مشخص و قابل سنجش.

دوم؛ اجرای شفاف، قانونی و غیرتبعیض‌آمیز.

سوم؛ حفظ کارکرد عادی اقتصاد و زندگی مردم از طریق جایگزین‌های واقعی.

اما امروز هیچ‌کس نمی‌داند دقیقاً چه تهدیدی قرار است با قطع اینترنت مهار شود، هیچ سازوکار شفافی وجود ندارد، و مهم‌تر از همه، هیچ جایگزینی هم برای خسارت اقتصادی و اجتماعی مردم ارائه نشده است.

اگر اینترنت خطر امنیتی است، چرا برای کسانی که پول بیشتری دارند باز می‌شود؟ اگر دسترسی آزاد تهدید است، چرا همان دسترسی با قیمت چندبرابری فروخته می‌شود؟

این تناقض، کل روایت رسمی را زیر سؤال می‌برد. واقعیت اینست که اینترنت دیگر یک ابزار تفریحی یا فرعی نیست. اینترنت زیرساخت زندگی مدرن است؛ مثل برق، آب، جاده و بانک.

قطع گسترده و طولانی‌مدت آن، فقط محدودسازی ارتباطات نیست؛ فلج کردن اقتصاد، آموزش، نوآوری و اعتماد عمومی است.

و خطرناک‌تر از همه، این شکاف عمیقی‌ست که میان حکومت و نسل جدید ایجاد می‌کند. نسلی که جهان را می‌شناسد، کارش جهانی‌ست، اقتصادش دیجیتال است و دیگر نمی‌پذیرد که حق اتصال به جهان، به امتیازی طبقاتی تبدیل شود.

هیچ حکومتی با محروم‌کردن مردم از دسترسی آزاد به دانش، ارتباط و اقتصاد دیجیتال، در بلندمدت احساس امنیت نخواهد کرد. امنیت واقعی، از اعتماد مردم می‌آید نه از خاموش کردن اینترنت.

 منبع: جمهور

 

* دبیر اتحادیه رسانه‌های صوت و تصویر فراگیر ایران

 

جامعه

ارسال نظر