چرا کشورهای جهان صدها سد بزرگ و کوچک را تخریب میکنند؟
دانشمندان و سیاستگذاران به این نتیجه رسیدهاند که هزینه نگاه داشتن این سازههای بتنی فرسوده، بسیار فراتر از منافع اندک و رو به زوال آنهاست.
رادینا گیگووا، CNN:
وقتی رودخانهها دوباره صدای خود را بازمییابند
با برچیده شدن سدهای روی رودخانه «هیتولانیوکی» در فنلاند، همهچیز به سرعت تغییر کرد؛ جریان آب شتاب گرفت، خنکتر شد و صدایش دیگر شبیه به یک مخزن راکد و مرده نبود، بلکه دوباره شبیه به یک رودخانه واقعی و جاری به گوش میرسید. سپس سر و کله ماهیها پیدا شد. برای نخستین بار در بیش از یک قرن گذشته، ماهیهای آزاد (سالمون) برخلاف جریان آب، از همان نقطهای که روزگاری سه سد بزرگ برقآبی ایستاده بودند، بالا رفتند تا پارهای از شریان حیاتی زمین را که صد سال از آنها دریغ شده بود، پس بگیرند.
این روایت فنلاند، مشتی است نمونه خروار از جریانی معکوس در سراسر جهان؛ روزگاری سدسازی نماد مهار طبیعت و پرچم توسعه مدرن بود، اما اکنون در بسیاری از کشورهای توسعهیافته، «نهضت تخریب و برچیدن سدها» آغاز شده است. دانشمندان و سیاستگذاران به این نتیجه رسیدهاند که هزینه نگاه داشتن این سازههای بتنی فرسوده، بسیار فراتر از منافع اندک و رو به زوال آنهاست.
بحران سدهای فرسوده و هزینههای پنهان نگهداری
واقعیت فنی این است که سدها سازههایی ابدی نیستند. بیش از ۷۰ درصد سدهای بزرگ دنیا از عمر مفید طراحیشده خود (بین ۵۰ تا ۱۰۰ سال) عبور کردهاند. با گذشت زمان، مخازن سدها به جای آب، از رسوبات دانه ریز و گلولای پر میشوند که این امر ظرفیت ذخیرهسازی و توان تولید انرژی آنها را مضمحل میکند. از سوی دیگر، هزینههای جاری برای لایروبی، ایمنسازی بدنه و خطر شکستگی به دلیل پیری مصالح، سرسامآور است. برآوردهای مالی نشان داده که تخریب کامل سد و بازسازی بستر طبیعی رودخانه، بسیار بهصرفهتر از بازسازی و نگهداری یک سازه منسوخشده است؛ سازههایی که اکنون لقب «آثار باستانی صنعتی و پرهزینه» را گرفتهاند.
رکوردشکنی اروپاییها در جراحی شریانهای زمین
بر اساس گزارش ائتلاف بینالمللی جنبش برچیدن سدها شتابی بیسابقه یافته است. تنها در سال گذشته، بیش از ۶۰۰ مانع رودخانهای شامل سدهای بزرگ و آببندهای قدیمی در سراسر اروپا تخریب شدهاند که نتیجه آن، بازگشت بیش از ۳۷۰۰ کیلومتر از رودخانهها به جریان طبیعی بوده است. کشورهایی مانند اسپانیا، فرانسه و بریتانیا در صدر این فهرست قرار دارند. این اقدامات دیگر نه به عنوان پروژههای فانتزیِ طرفداران محیطزیست، بلکه به عنوان بخشی از استراتژیهای کلان اقتصادی دنبال میشوند. مقامات این کشورها دریافتهاند که زنجیر کردن رودخانهها، شبکه آبشناختی کل سرزمین را مختل کرده و بحرانهایی مانند فرسایش شدید سواحل و خشکی دشتها را به همراه آورده است.
شریانهای آزاد؛ از یک انتخاب داوطلبانه تا الزام قانونی
در اروپا، برچیدن سدها دیگر یک اقدام داوطلبانه نیست، بلکه به یک ضرورت قانونیِ سختگیرانه تبدیل شده است. طبق «قانون بازسازی طبیعت اتحادیه اروپا»، کشورهای عضو مکلفند تا سال ۲۰۳۰ میلادی، حداقل ۲۵ هزار کیلومتر از رودخانههای خود را به وضعیت «جریان آزاد»بازگردانند. طبق این مصوبه، هر سازهای که جریان طبیعی آب، حرکت رسوبات و مهاجرت آبزیان را متوقف کند و توجیه حیاتی اقتصادی نداشته باشد، باید برچیده شود. آمارهای تکاندهنده نشان میدهند که از سال ۱۹۷۰، جمعیت ماهیهای مهاجر آبهای شیرین در اروپا به دلیل سدسازیها ۷۵ درصد کاهش یافته بود، اما تجربه اخیر نشان داد که با برداشتن دیوارهای بتنی، طبیعت با سرعتی باورنکردنی خود را ترمیم میکند.
رویکرد نوین به «زیرساختهای طبیعی»
کریس بیکر مدیر بینالملل تالابهای اروپا، میگوید: «امروز این آگاهی شکل گرفته که رودخانههای زنده، خودشان حیاتیترین و ارزانترین زیرساختهای طبیعی هستند. ما دههها فکر میکردیم با بتنریزی میتوانیم سیلابها را مهار کنیم، اما امروز میدانیم که رودخانههای آزاد، بهترین سد طبیعی در برابر سیلابهای ناگهانی، بزرگترین منبع تغذیه سفرههای زیرزمینی و کلید اصلی تابآوری سرزمین در برابر تغییرات اقلیمی هستند. سدهای منسوخشده دیگر هیچ سودی ندارند.»
پینوشت:
ایران ما امروز با صدها سد بزرگ و کوچک که بسیاری از آنها در دهههای گذشته، بدون ارزیابیهای دقیق زیستمحیطی با خشکیدگی دریاچهها، نابودی تالابها و فرونشست هولناک دشتها دستوپنجه نرم میکند. بازخوانی این تجربه عمیق جهانی به ما میآموزد که گاهی «توسعه حقیقی» نه در اصرار بر ساختن و افتخار به حجم بتنریزیها، که در شهامتِ بازخوانی گذشته، برچیدن سازههای اشتباه و بازگرداندن حقابه به طبیعتِ رو به مرگ است. چرخهای که جهان آغاز کرده، بازگشت به عقلانیتِ سازگاری با طبیعت است.