یک کارشناس آموزشی در گفتگو با فصل سوم:
عادیسازی دریافت پول از خانوادهها در مدارس دولتی؛ وجود مدارس خصولتی زمینهساز تضعیف آموزش دولتی است
یک کارشناس آموزش گفت: در کشور ما برخی مدارس برند وجود دارد که به دلایل متفاوت برای همه افراد جامعه قابل دسترسی نیستند. جنس این مدارس مانند مدارس شاهد، مدارس زیر نظر حوزه یا زیر نظر نهادهای نظامی خصولتی است. این مدارس به دلیل موقعیت سیاسی این نهادها در جامعه، رانتهایی دریافت میکنند که باعث میشود جذب پول، سرمایه و امکانات در این مدارس بیشتر شود، موضوعی که بر مدارس دولتی که ۸۰ تا ۸۵ درصد جمعیت دانشآموزی کشور را پشتیبانی میکنند، اثر منفی میگذارد.
گروه جامعه، فصل سوم؛
مدتی پیش علیرضا کاظمی دو موضوع مهم را مطرح کرد یکی هیئت امنایی کردن مدارس دولتی و دوم حذف رانت مدارس خاص البته با این پیششرط که خدماترسانی به فرزندان شاهد و ایثارگر 100 درصدی خواهد شد. در این میان آنچه قابل تامل است تاثیر این دو مقوله بر عدالت آموزشی و برخورداری برابر دانشآموزان از آموزش با کیفیت است.
«محمد رضا نیکنژاد» کارشناس آموزش در اینباره به «فصل سوم» گفت: ریشه عدالت آموزشی صرفاً در خودِ آموزش نیست؛ بلکه در اقتصاد کشور، در اقتصاد خانواده و در نوع برخورد آموزش و پرورش و کل ساختار سیاسی با این مقوله نهفته است. به عنوان مثال این که وزیر آموزش و پرورش میگوید همه مدارس دولتی باید «هیئت امنایی» شوند، چه تأثیری برعدالت آموزشی دارد تنها پیامد این اقدام عادیسازی دریافت پول از خانوادهها است.
عادیسازی دریافت پول از خانوادهها در مدارس دولتی
او ادامه داد: براساس بخشنامههای موجود، مدارس هیئت امنایی برخلاف قانون اساسی از دانشآموزان و خانوادهها پول دریافت میکنند، در حالیکه مدارس دولتی چنین اجازهای ندارند و باید از صفر تا صد این مدارس رایگان باشد هر چند این مدارس نیز مبالغی از خانواده دانشآموزان دریافت میکنند. مجموع این عدد دریافتی با توجه به اینکه حدود ۱۱۵ تا ۱۲۰ هزار مدرسه و ۱۷ میلیون دانشآموز در کشور حضور دارند عدد بسیار بزرگی میشود.
این معلم اضافه کرد: مدارس هیئت امنایی تاکنون چه موفقیتی برای آموزش و پرورش کشور به همراه داشتهاند که حالا میخواهند مدارس دولتی را نیز به همان شکل و شمایل درآورند. اگر هم موفقیتی هست همان اقداماتی را که منجر به موفقیت مدارس هیئت امنایی شده در مدارس دولتی هم انجام دهند. واقعیت این است که بازی با الفاظ، کلمات و مفاهیم تاکنون گرهی از مشکلات آموزش و پرورش و کل جامعه ما باز نکرده است.
نیکنژاد درباره حذف رانت مدارس خاص هم گفت: ریشههای بیعدالتی در جامعه ما در داخل آموزش و پرورش نیست بلکه در رویکرد مسئولان و نگاه جامعه است به این معنا که پول در اکثر بخشهای جامعه ما تصمیمگیرنده است و آموزش و پرورش نیز قربانی این وضعیت شده است.
او این سوال را مطرح میکند که آیا واقعاً توان حذف رانتِ مدارس خاص مانند مدارس شاهد را دارند: اینکه میگویند رانتهایی را که مدرسهها دریافت میکنند حذف میکنیم اما از خانوادههای شهدا را حمایت میکنیم به چه معناست؟ سازوکار آن چیست؟ چه اقدامی میخواهید انجام دهید؟ پاسخ این سوالات باید با مردم، با خانوادههای شهدا، با مدیران مدارس و با معلمان در میان گذاشته شود.
این کارشناس آموزشی تاکید کرد: هر اقدامی که تا کنون در آموزش و پرورش صورت گرفته منجر به برقراری و اصلاح عدالت آموزشی نشده است. بیش ازدو دهه است که شخصا درباره مساله عدالت آموزشی مینویسم و مطالعه میکنم در این سالها شاهد بودهام هر گامی که برداشته شده، شکاف آموزشی و بیعدالتی آموزشی را افزایش داده و و آموزش را طبقاتیتر کرده است. گمان نمیکنم کشوری در جهان باشد که عدالت آموزشی را تا این حد هم به سخره گرفته و هم زیر پا گذاشته باشد.
همه تصمیمات مبتنی بر کسری بودجه آموزش است
او عنوان کرد: براساس تجربهای که دارم به این نتیجه رسیدهام که هر اقدام و تصمیمی که در حوزه آموزش و پرورش گرفته میشود مبتنی بر کسری بودجهای است که گریبان آموزش و پرورش را گرفته است و از سوی دیگر مسئولان بالادستی این نهاد هم حاضر نیستند برای آموزش و پرورش هزینه کنند نه اینکه پول نباشد بلکه آموزش در اولویت آنها نیست. به همین دلیل هم معتقدم ریشه این تغییر نامها و برنامهها در مباحث اقتصادی آموزش و پرورش نهفته است.
نیکنژاد درباره تاثیر رانت مدارس خاص بر سرنوشت دانشآموزان هم گفت: قاعدتا این مدارس از امکاناتی خاص برخوردارند. به عنوان مثال درحال حاضر تعداد دانشآموزان متعلق به گروه شاهد و ایثارگر به شدت تغییر کرده است. آن حجم از شهدا، جانبازان یا اسیرانی که در دوران جنگ و سالهای پس از آن داشتیم، اکنون وجود ندارند. با نگاهی به تجربه سایر کشور مشاهده میکنیم که برای خانوادههای آسیبدیده از جنگ مدرسه خاص تأسیس نکردهاند بلکه حمایتهای بیشتری از این دانشآموزان در مدارس عادی و دولتی به عمل میآورند. یا مثلا در بهترین حالت مسئولان میتوانند این گروه از دانشآموزان را در مدارس خصوصی خوب ثبت نام کنند و هزینههایشان را هم بپردازند اما چرا به این جای این اقدام، مدارس خاص ایجاد میکنند که تولید رانت کند.
او به این موضوع اشاره کرد که امتیازات دریافت شده توسط این مدارس از دولت دریافت میکنند، عدد کمی نیست: نمیگویم این عدد نسبت به کل بودجه آموزش و پرورش بسیار بزرگ است، اما عددی کم هم نیست. نکته دیگر این است که بسیاری از خانوادهها به دلیل فضاهای تبلیغاتی و همین رانتهایی که این مدارس دارند، جذب آنها میشوند.
مدارس رانتی برای همه قابل دسترس نیستند
این کارشناس آموزشی اظهار کرد: در کشور ما برخی مدارس برند وجود دارد که به دلایل متفاوت برای همه افراد جامعه قابل دسترسی نیستند. جنس این مدارس مانند مدارس شاهد، مدارس زیر نظر حوزه یا زیر نظر نهادهای نظامی خصولتی است. این مدارس به دلیل موقعیت سیاسی این نهادها در جامعه، رانتهایی دریافت میکنند که باعث میشود جذب پول، سرمایه و امکانات در این مدارس بیشتر شود، موضوعی که بر مدارس دولتی که ۸۰ تا ۸۵ درصد جمعیت دانشآموزی کشور را پشتیبانی میکنند، اثر منفی میگذارد.
نیکنژاد موضوع مدارس خصوصی را از مدارس خاص و خصولتی جدا میکند: مدارس خصوصی اگرچه هزینه دریافت میکنند اما دستشان در جیب خودشان است و خانوادهها در صورت تمایل فرزندان خود را در این مدارس ثبت نام میکنند اما مدارسِ خصولتی با جذب بخشی از امکانات، پول، بودجه و البته نفوذی که در بدنه سیاسی و آموزشی دارند، باعث میشوند مدارس دولتی از آنچه باید باشند ضعیفتر شوند و از اظهارات وزیر مبنی بر حذف رانت این مدارس میتوان پی برد که این مدارس تبدیل به بار اضافهای در آموزش و پرورش، شدهاند.
به گفته این معلم، تجربه نشان داده که حتی اگرآموزش و پرورش برای حذف این رانتها خیز برداشته باشند هم منجر به موفقیت نشده است به این دلیل که یا وزرا و مسئولان عقبنشینی کردهاند و یا اینکه رانت به شکلی دیگر همچنان ادامه یافته است.