سرمقاله1: محمد مصدق، دربار زاده ای که در کنار ملت ایستاد و تاریخ را درست درک کرده بود

سرمقاله1: محمد مصدق، دربار زاده ای که در کنار ملت ایستاد و تاریخ را درست درک کرده بود

حسین عسکری راد*

دکتر محمد مصدق، که درد مملکت را اصلاحات بنیادین می‌دانست و آن‌را در پیچ‌و خم‌های بورواکراتیک دربار و مجلسین شدنی نمی‌دانست، اختیارات موقتی را برای اصلاح امور از قوه مققننه وقت دریافت نمود.

 دشمنان مصدق که دشمنان بنیادین دمکراسی بودند از همان ابتدا ندای مخالفت و مغایرت این‌گونه اختیارات با قانون اساسی مشروطیت سر دادند.

 پس از دفاع جانانه مصدق در دیوان بین‌المللی دادگستری در دعوای استعماری شرکت نفت ایران و انگلیس علیه ایران و اختتام مجلس شانزدهم و آغاز مجلس هفدهم، نخست وزیر، مصلحت را در آن دید که با استعفا از سمت نخست وزیری، تایید مجدد دولت خود را از مجلس جدید نیز اخذ نماید که هم نمایش مشروعیت ملی را به منصه ظهور برساند و هم دیوان بین‌المللی دادگستری را پشت‌گرم به صدور رای به نفع ایران نماید.

 اما حوادث تیرماه ۱۳۳۱  انگونه که مصدق پیش‌بینی کرده بود پیش نرفت.

پس از استعفای رئیس دولت، با سعایت جیره‌خواران دربار و چاپلوسان و سالوسان،  شاه با قبول استعفای مصدق احمد قوام را به نخست وزیری برگزید.

 مردم که ریاکاری دربار را دیدند، با رهبری  نهادهای مدنی مانند جریان مذهبی آیت‌الله کاشانی و حمایت بیوتات روشن‌بین و جبهه ملی و در نهایت جوانان حزب توده به قیام برخاستند روزهای ۲۷-۲۸-۲۹ تیرماه، روزهای پرآشوب تهران و شهرستان‌ها در حمایت باشکوه از مصدق شد و در روز سی تیرماه ۱۳۳۱ به اوج خود رسید.

 در یک طرف ملت آزادی طلب و ترقی خواه ایران و در طرف دیگر دربار و پلیس و نیروهای نظامی و مرتجعین وابسته به انها باتمام توان به خشونت متوسل و مردم‌ را سرکوب نمودند اما مردم عقب نشینی نکردند.

 دربار که حمایت گسترده مردمی محمد مصدق را دید در عصر روز سی تیر عقب نشینی کرد و با تغیر نخست وزیری احمد قوام، مصدق را مجددا به نخست وزیری برگزید و مجلس وقت نیز نهایتا به وی رای اعتماد داد.

با صدور رای دیوان بین المللی لاهه علیه انگلیس و به نفع ایران که مدیریت دفاع آن را مصدق به عهده داشت، پایان نمادین استعمار انگلیس نیز رقم خورد.

 خبر پیروزی مردم ایران با رهبری مصدق چنان انعکاس ارزشمند جهانی یافت که ظرف یک هفته با شجاعت مبارزان مصری منتهی به برکناری ملک فاروق پادشاه مصر و حاکمیت افسران جوان انقلابی آن کشور‌ شد و از دل آن جمال عبدالناصر چهره مردمی تاریخ مصر بیرون آمد.

 تاریخ همواره مشحون از مبارزه پایان ناپذیر بین نور و تاریکی و ظلمت و عدالت بوده  است.

 قیام سی تیر نیز برگی زرین از همین مبارزات است.

گرچه با حمایت کشورهای امریکا و انگلیس ایضا گروه‌های سیاسی و نظامی که منافع ایشان محدود شده بود و الواط و لمپن‌های جیره‌گیر نهایتا اصلاحات مصدق به پایان نرسید اما تاریخ همچون رودی خروشان به حرکت بی‌توقف خود ادامه می‌دهد.

استمرار این مبارزات در اشکال وبا انگیزه های مختلف ادامه یافت تا منتهی به سقوط پادشاهی دوهزار و پانصدساله شد.

سی تیر از آن جهت که به ایرانیان درس مقاومت وامید به پیروزی می‌دهد، ارزشمند است.

 همین پیام امروزه نیز در مبارزه استعمارگران علیه کشور ایران ادامه دارد.

 در مبارزه، آنکس که حتی یک دقیقه بیشتر دوام بیاورد پیروز است.

 همه زور مداران از جمله کشورهای بیگانه باید از مقامت و پایداری مردم ایران در سی تیر ۱۳۳۱ درس بگیرند و بدانند که به ایرانیان نمی‌شود و نباید زور گفت چرا که زورگویان حتما به زباله‌دان تاریخ خواهند پیوست.

*مدیرمسئول فصل سوم و وکیل دادگستری

جامعه

ارسال نظر