توسعه دسترسی شهروندان به خدمات سلامت روان
«محمدرضا شالبافان» مدیرکل دفتر سلامت روانی، اجتماعی و اعتیاد وزارت بهداشت به مناسبت هفته سلامت روان تاکید کرده است که ما باید به مردم آموزش بدهیم اگر علائم مشخصی مانند افکار خودکشی داشتند، خواب منظم ندارند، زود از کوره در میروند یا روابط آنها دچار مشکل شده، به روانشناس مراجعه کنند و سلامت روان خود را جدی بگیرند.
آیا توجه جدی شهروندان به مقوله سلامت روان تنها از رهگذر آموزش ا میگذرد یا فراهم کردن بسترها و امکانات قابل دسترس برای همه مردم توسط مسئولان مربوطه هم برای توجه به این بخش از سلامت فردی، ضروری است.
«مهدیه سادات شاهمرادی» روانشناس و رئیس انجمن هنردرمانی ایران، در گفتگو با «فصل سوم» تاکید میکند که دسترسی به خدمات سلامت روان در شرایط فعلی عادلانه نیست و شکاف عمیقی میان نیاز جامعه و امکان بهرهمندی از این خدمات وجود دارد.
او معتقد است که این مسئله را باید در چند لایه بررسی کرد: لایه نخست اقتصادی است به این معنا که تعرفه خدمات رواندرمانی با توان مالی بسیاری از خانوادهها همخوانی ندارد. یک جلسه درمان خصوصی میتواند معادل چند روز کار یک کارگر با حقوق حداقلی باشد. اگر فرد مجبور باشد بین اجاره خانه و جلسه درمان یکی را انتخاب کند، طبیعتاً سلامت روان در اولویت دوم قرار میدهد. بنابراین معتقدم تاکید صرف بر مراجعه به رواندرمانگران، بدون فراهم کردن توان اقتصادی، شعاری بیش نیست.
رئیس انجمن هنردرمانی ایران لایه دوم این شکاف را موضوع بیمه میداند: خدمات رواندرمانی و مشاوره در سبد بیمههای پایه و تکمیلی جایگاه واقعی خود را پیدا نکردهاند. برخی بیمهها تنها تعداد محدودی جلسه رواندرمانی و مشاوره را با فرانشیز بالا پوشش میدهند و بسیاری از رویکردهای تخصصی مانند هنردرمانی، بازیدرمانی و درمانهای خلاقانه اصلاً پوشش داده نمیشوند.
به گفته شاهمرادی لایه سوم این شکاف و بیعدالتی موضوع جغرافیا و فرهنگ است: توزیع درمانگران متخصص نامتوازن است و تمرکز آنها در تهران و چند کلانشهر، دسترسی ساکنان شهرهای کوچک و مناطق محروم را محدود کرده است. از سوی دیگر، انگ اجتماعی و باورهای نادرست همچنان مانع مهمی برای مراجعه، بهویژه در مردان و بافتهای سنتی، به شمار میرود.لایه چهارم هم مربوط به مسائل ساختاری و صنفی است. تعرفههای مصوب با هزینههای واقعی مطب، اجاره، مالیات و آموزشهای مستمر همخوانی ندارد و نظارت بر تعرفهها یکسان نیست. نتیجه این است که نه درمانگر انگیزه کافی برای خدمات کمهزینه دارد و نه مراجع توان پرداخت.
او تاکید میکند که دسترسی همه مردم به خدمات سلامت روان نیازمند اقدامات نظاممند است: نخست، بستر بیمهای و مالی. ورود جدی بیمههای پایه به پوشش خدمات رواندرمانی و مشاوره، با تعریف بسته خدمتی مشخص، تعداد جلسات استاندارد و فرانشیز قابل تحمل برای اقشار کمدرآمد، همراه با ایجاد صندوق حمایتی ویژه سلامت روان برای دهکهای پایین.راهکار بعدی مربوط به بستر دولتی و حاکمیتی است که به معنای گسترش مراکز مشاوره و سلامت روان در مراکز جامع سلامت شهری و روستایی، مدارس، دانشگاهها و محیطهای کاری است. همچنین ضروری است آموزشوپرورش و وزارت کار بودجه مشخصی برای خدمات پیشگیرانه اختصاص دهند و خطوط مشاوره رایگان ۲۴ ساعته با کیفیت تضمینشده ایجاد کنند.
این روانشناس آموزش و پیشگیری و به بیان دیگر سرمایهگذاری روی سواد سلامت روان از کودکی را اقدام مهم د یگری میداند که به بهبود توجه مردم به سلامت روان کمک میکند: مردم باید بدانند چه زمانی نیاز به کمک تخصصی دارند و چگونه خدمات معتبر پیدا کنند. این امر بار مراجعه به سطوح گرانقیمت را کاهش میدهد. همچنین فراهم کردن بستر فناوری و خدمات از راه دور مانند توسعه پلتفرمهای رسمی و نظارتشده درمان آنلاین، بهویژه برای مناطق محروم راهکار خوب دیگری است که باید مورد توجه قرار گیرد. تجربه کرونا نشان داد این ظرفیت وجود دارد، اما نیازمند نظارت حرفهای و تعرفه منطقی است.
او به ضرورت بسترسازی صنفی و تخصصی هم اشاره میکند، اقدامی که به معنای توانمندسازی درمانگران برای ارائه خدمات گروهی و اجتماعمحور است و هزینه سرانه کمتری هم در پی دارد. درمان گروهی یا همان گروه درمانی و مداخلات مبتنی بر جامعه میتوانند با هزینه کمتر به شمار بیشتری خدمت ارائه دهند. توجه به شرایط خاص را هم نباید فراموش کرد. در بحرانهایی مانند بلایای طبیعی، همهگیریها و بحرانهای اقتصادی، باید بستههای مداخله روانشناختی فوری و رایگان طراحی شود و تیمهای مداخله در بحران جایگاه قانونی داشته باشند.
شاهمرادی در پاسخ به این سوال که شهروندان چگونه میتوانند با هزینه کمتر از خدمات سلامت روان بهرهمند شوند، میگوید: در اینباره چند راهکار عملی وجود دارد. از جمله، توسعه خدمات گروهی و کارگاهی. جلسات درمان گروهی و کارگاههای مهارت زندگی، هزینه سرانه را به شدت کاهش میدهد. یک گروه هنردرمانی با ۸ تا ۱۰ نفر، هزینه هر نفر را تا پنجاه درصد کاهش میدهد، بدون افت معنادار کیفیت.
رئیس انجمن هنردرمانی ایران همکاری با سازمانهای مردمنهاد را راهکار دیگری برای دسترسی ارزانتر شهروندان به خدمات سلامت روان توصیف کرده و ادامه میدهد: استفاده از ظرفیت دانشجویان مقاطع بالا و کارورزان تحت نظارت اساتید در کلینیکهای دانشگاهی با تعرفه پایینتر هم راهکاری است که میتواند مورد توجه قرار گیرد.
او وجود بیمههای تکمیلی هدفمند و گروهی برای دسترسی به خدمات سلامت روان، پلتفرمهای آنلاین با تعرفه شفاف و نظارتشده زیر نظر سازمان نظام روانشناسی و وزارت بهداشت، با تعرفههای پلکانی بر اساس تجربه و تخصص.، آموزش خودمراقبتی و کمکهای اولیه روانشناختی از طریق محتوای معتبر و اپلیکیشنهای استاندارد، تعرفهگذاری پلکانی بر اساس توان مالی و حمایت از هنردرمانی به عنوان رویکردی کمهزینه و اثربخش بهویژه برای کودکان، نوجوانان، سالمندان و گروههای خاص را راهکاری مؤثر و مقرونبهصرفه توصیف میکند.