یک حقوقدان در گفتگو با فصل سوم:

مشکلات اقتصادی، ضعف سواد مالی و طمع‌کاری؛ علت اصلی کلاهبرداری‌های گسترده

مشکلات اقتصادی، ضعف سواد مالی و طمع‌کاری؛ علت اصلی کلاهبرداری‌های گسترده

یک حقوقدان معتقد است که در پرونده‌هایی مانند کلاهبرداری از تعداد زیاد مردم به یک روش، بزه‌دیده هم در وقوع جرم سهمی دارد و نباید او را موجودی منفعل دانست.

گروه حقوقی، فصل سوم؛

دانیال کرانیان درباره تشکیل پرونده‌های کثیرالشاکی با موضوع کلاهبرداری و علت اعتماد مردم به کلاهبرداران با وجود اطلاع‌رسانی‌های انجام شده، به فصل سوم گفت: به این موضوع باید از دو بعد مختلف نگاه کرد. نگاه اول نگاهی فنی یا به قول بعضی تکنیکی است که بیشتر بر مولفه‌های سیاسی و اقتصادی تکیه دارد و به دستگاه دولت و مسئولیت حاکمان نگاه می‌کند. این رویکرد با تفسیر شایع و همگانی هم سویی بیشتری دارد. نگاه دوم اما انسان شناسانه‌تر و متنی بر فرهنگ و تحولات تاریخی است. در این نگاه بخشی از انتقادات متوجه خود جامعه هم هست. 

IMG_20260524_070017

او ادامه داد: در تحلیل فنی موضوع که بسیار حائز اهمیت است، عوامل اقتصادی نظیر تورم افسار گسیخته، پاره‌ای از نقطه ضعف‌ها و موانع ساختاری برای انجام فعالیت‌های اقتصادی سالم و مولد باعث می‌شود که افراد، به ویژه آن‌ها که سرمایه‌های کوچک و اندک دارند به جای سرمایه‌گذاری در فعالیت‌های امن و رسمی، به منظور کسب سود بیشتر و سریع‌تر وارد قلمروهای غیررسمی و خطرخیز برای سرمایه‌گذاری شوند. این نقطه دقیقا همان گلوگاهی است که کلاهبرداران در آن به کمین افراد کم اطلاع جامعه نشسته‌اند. 

 

کمبود آموزش و سواد مالی

این حقوقدان کمبود آموزش را هم مولفه‌ای دیگر در تحقق این شیوه از کلاهبرداری‌ها و فریب خوردن مردم دانست: ضعف در ساختارهای آموزشی و کمبود آگاهی‌های ضروری شهروندی، نداشتن اطلاعات حقوقی و مواردی از این دست هم عامل مهم دیگری در به هدف رسیدن کلاهبرداران و قربانی شدن شهروندان است. گاه طرح‌های کلاهبرداران آنچنان ساده و کودکانه است که فریب خوردن آسان افراد باعث تعجب می‌شود. نمونه پر تکرار این طرح‌های کودکانه هم همین تماس تلفنی با شهروندان با مضمون برنده شدن یک جایزه، هدایت شهروند به سمت دستگاه خودپرداز بانک‌ها، و سپس خالی کردن حساب بانکی توسط تبهکاران است. .

به گفته او در این تحلیل فنی فرد بزه‌دیده، قربانی تلقی می‌شود و واژه قربانی هم تداعی کننده این معناست که فرد صرفا مورد ظلم و تعدی قرار گرفته و خود در وقوع جرم نقشی نداشته و منفعل بوده است به همین دلیل هم بزه‌دیده شایسته دلسوزی یا دست کم همدلی است. 

 

نقش بزه‌دیده در وقوع جرم

کرانیان اما بر نفش بزه‌دیدگان بر وقوع جرم هم تاکید کرد: در این نگاه که شاید چندان هم رایج و مردم پسند نباشد باید بر فرهنگ و تاریخ تکیه کرد. به عنوان مثال کمتر کسی با این موضوع که سعدی یا فردوسی از سرآمدان ادبیات و فرهنگ ایران بوده‌اند مخالفت می‌کند. پس آثار این سرآمدان و گفتار آن‌ها هم برای ما حائز اهمیت است. 

او اضافه کرد: با مطالعه عمیق شاهنامه متوجه می‌شویم که حرص و طمع یا به زبان فردوسی بزرگ «آز» از بزرگترین نقیصه‌های اخلاقی و عامل سقوط بسیاری از شخصیت‌های شاهنامه است. سعدی هم در کتاب ارزشمند خود گلستان فصلی دارد با عنوان «در فضیلت قناعت». حال سوال این است که آیا این شیوه نگاه به زندگی در زیست امروزی ایرانیان جایگاهی دارد؟ به نظر من پاسخ مثبت به این سوال به شوخی شبیه است. 

images (36)

کرانیان معتقد است که تار و پود هستی اجتماعی ما، انسان‌ها را به مصرف، تلاش برای افزایش دارایی و ارزش‌های مادی فرا می‌خواند و در نگاه جاری جامعه ایرانی که سخت متاثر از وجه سرمایه‌دارانه مدرنیته غربی است، رشد فضایل شخصیتی کم‌بها شمرده می‌شود و به عبارت دیگر در یک نگرش تک ساحتی به زندگی، تنها موضوع مهم، رفاه مادی است و بس. مصادیق فراوان است، رواج روزافزون عمل‌های جراحی زیبایی، تلاش برای خریدن یک گوشی تلفن همراه با برندی خاص حتی در میان اقشار کم درآمد جامعه، افول شدید فرهنگ مطالعات جدی و گرایش به مشاغل جدیدی مانند خرید و فروش رمز ارزها با تصویر پولدارشدن فوری، نشانه‌هایی واضح از ارزش‌ها و نگرش‌های رایج جامعه است. 

او افزود: بارها در تجربه حرفه‌ای خود با افرادی مواجه شده‌ام که با وجود داشتن زندگی نسبتا مناسب به طمع پول بیشتر وارد قراردادهای پر ریسک شده‌اند و بعضا قربانی کلاهبرداری شده و اموال خود را از دست داده‌اند. آیا در چنین مواردی صرفا مولفه‌های اقتصادی نظیر فقر، تورم یا سیاست‌های اقتصادی دولت را باید عامل موثر بدانیم؟

او گفت: مساله انکار این عوامل مهم نیست بلکه موضوع چند عاملی بودن پدیده‌های اجتماعی است. در همه این موارد ما با انسان سر و کار داریم و انسان یعنی موجودی که در فرهنگ و نظام معنایی غوطه‌ور است و بر مبنای عواملی که بیشتر ناخودآگاه هستند دست به عمل می‌زند. 

به باور این حقوقدان در تحلیل پدیده‌ای مثل شیوع پرونده‌های کلاهبرداری باید هشیار بود و در کنار عوامل آشکار از عوامل زیرین و نه چندان پیدا نیز غافل نشد.

حقوق همگانی

ارسال نظر