رئیس انجمن دفاتر جهانگردی ایران: تا وقتی جلو رئیس ادارۀ درجۀ دوم تعظیم کنیم حقمان است هربلایی سرمان بیاید
رئیس انجمن صنفی دفاتر خدمات مسافرت هوایی و جهانگردی ایران گفت: تا زمانی که بخش خصوصی و اهالی صنعت گردشگری دست روی زانوهای خود نگذارند و برنخیزند این وضع ادامه خواهد داشت. تا زمانی که من در برابر یک رئیس ادارۀ درجۀ دوم که جایگاهی ندارد سر تعظیم خم کنم و بروم پشت سر بنشینم و دربارهاش حرف بزنم، حقمان است هر بلایی که سرمان بیاید.
به گزارش فصل سوم به همت خانه اندیشمندان علوم انسانی؛ نشست «گردشگری در سایه جنگ؛ روایتی از ابعاد انسانی، فرهنگی و اقتصادی جنگ و تاثیر آن بر صنعت گردشگری» برگزار شد.
صنعت گردشگری، صنعتی است که هیچکس در ایران به آن باور ندارد
حرمتالله رفیعی، رئیس انجمن صنفی دفاتر خدمات مسافرت هوایی و جهانگردی ایران، در این نشست با قرائت این شعر از فرخی یزدی که «تپیدنهای دلها ناله شد، آهسته آهسته/ رساتر گر شود این نالهها، فریاد میگردد»، گفت: اکنون تقریباً زمان همان فریاد است و داریم آن را میبینیم؛ اما این فریاد هم به جایی نرسیده و نمیرسد. همه کارها انجام شده است، اما صنعت گردشگری، صنعتی است که هیچکس در ایران باورش ندارد و اعتقادی به آن ندارد. تا زمانی که این اعتقاد به وجود نیاید، اتفاق حقیقی در صنعت گردشگری رخ نخواهد داد.
از شعر فرخی یزدی میآورم: «دلم از این خرابیها بود خوش، زانکه میدانم خرابی چون که از حد بگذرد آباد میگردد.» امیدواریم آنچه امروز میگذرد اوج خرابی باشد.
وی با تاکید بر ضرورت انتصاب مدیران شایسته در حوزه گردشگری افزود: تا زمانی که بخش خصوصی و اهالی صنعت گردشگری دست روی زانوهای خود نگذارند و برنخیزند این وضع ادامه خواهد داشت. تا زمانی که من در برابر یک رئیس ادارۀ درجۀ دوم که جایگاهی ندارد سر تعظیم خم کنم و بروم پشت سر بنشینم و دربارهاش حرف بزنم، حقمان است هر بلایی که سرمان بیاید.
وی ادامه داد: در آمار اعلام میکنند، در ایام جنگ، چندین میلیون شب مسافر داشتیم. خب، چه کسی این را باور میکند؟ انجمن ما اعلام میکند که روزانه سی همت عدمالنفع داشتیم؛ یعنی اگر این عدد را بر پانزده استان تقسیم کنید، هر استان روزانه هفتاد تا هشتاد میلیارد تومان سود از دست داده است. این رقم آنقدر بزرگ است که میگویم صنعت گردشگری اسیر دست زیادهخواهان است.
آژانسهای مسافرتی صاحب محصول نیستند؛ واسطهای هستند میان تولیدکننده و مصرفکننده
این فعال حوزه گردشگری گفت: وقتی میشنوم که ما چهارده هزار نفر راهنمای گردشگری داریم، میپرسم که آیا این مملکت واقعاً به چهارده هزار راهنما نیاز دارد؟ آیا آنقدر تور داریم؟ من میگویم شش هزار آژانس هواپیمایی داریم؛ آیا این مملکت ظرفیت شش هزار آژانس هواپیمایی دارد؟ چه کسی به اینها مجوز میدهد؟ نمیخواهم دیگر آمار بدهم که چقدر نیرو جذب کردیم و بعد بیچارهشان کردیم. اینها اهل این صنعت نبودند؛ غاصب این صنعت بودند. آمدند به اینجا، آشنایی با صنعت نداشتند و فکر کردند صنعتی بزک شده است. باید بنشینید و ببینید که وقتی به تخلفات این صنعت رسیدگی میکنند، بحث هایی پیش آمده که آژانسها در زمان جنگ پول مردم را خورده اند و پس نمیدهند؛ آژانس مگر صاحب محصول است که پول مردم را پس ندهد؟ آژانس واسطهای است میان تولیدکننده و مصرفکننده؛ خواه هتل باشد، خواه بومگردی، خواه مرکز اقامتی بین راهی، خواه هواپیما.
مردم ما در جنگ ثابت کردند که ایران را میخواهند
مردم نشان دادند در زمان جنگ که ایران را میخواهند و علاقه به ایران دارند. خب، اینها دَینشان را در همین شرایطی که شکمشان گرسنه است و چند ماه است که نان برای خوردن ندارند ادا کردهاند؛ اما شما با هم جنگ دارید. این جنگِ قدرت بین شماست، نه بین ملت. و این جنگ باعث شده گردشگری آخرین اولویت باشد. تا شکمم گرسنه است، فکر گردشگری نیستم. تا جا برای خوابیدن ندارم، فکر گردشگری نیستم. تا مشکل درمان دارم و مریض هستم(ما در ایران طبابت نداریم، فقط تجارتخانه داریم؛ در تمام درمانگاههای ما تجارت انجام میشود، نه طبابت)نمی توانم فکر گردشگری باشم گردشگری آخرین اولویت است.
صنعت گردشگری در دنیا معاف از مالیات است، در ایران نه
وی افزود: یکی دیگر ازموانع ما سازمان امور مالیاتی است. صنعت گردشگری در دنیا از مالیات معاف است. حملونقل هوایی هم از مالیات معاف است. اگر در ایران قرار است مالیات اخذ شود باید به اندازه ی قانونی باشد. پرواز از اینجا بلند میشود و میرود ونکوور؛ دوازده ساعته است. نیم ساعتش در آسمان ایران است. چرا باید مالیات دوازده ساعت اخذ شود.
وضعیت بیمه هم در این صنعت همینطور است. گزارشی را پیش از وقوع این جنگ به دولت دادم و هشدار دادم که اگر این جنگ اتفاق بیفتد، همۀ پرسنل از چرخۀ صنعت گردشگری خارج میشوند؛ و وقتی خارج شدند، باید حق بیمۀ بیکاریشان پرداخت شود؛ به طور میانگین ماهانه بیست میلیون تومان؛ که در مجموع می شود 250 میلیون تومان. بعد بنده درخواست 250 میلیون وام کردم تا پرسنل را حفظ کنم و بعد از پایان جنگ، برگردانم. بعد که جنگ اتفاق افتاد، پرسنل از چرخۀ صنعت گردشگری خارج شدند.
صنعت گردشگری پیشتاز بقیهی صنایع است و پس از جنگ این ما هستیم که باید مجدد این صنعت را راه اندازی کنیم
تا بخش خصوصی حق و حقوق خود را قانوناً مطالبه نکند، خود را ضعیف بداند و با جسارت وارد میدان نشود و مطالبۀ به حق نداشته باشد، به همین روال باید ادامه داد. ما در صنعت گردشگری نق زدن نداریم. بنا نداریم تحت هیچ شرایطی کاسۀ «چه کنم» دست بگیریم. ما صاحبان این صنعتیم. اگر این جنگ سایهاش از سر ملت برداشته شود، باز ما هستیم که میخواهیم این صنعت را راهاندازی کنیم. صنعتی که پیشتاز بقیۀ صنایع است. نه پالایشگاه میزنیم که چندین سال زمان ببرد، نه پل که سالها طول بکشد. کارگاه ما الان دایر است، آلودگی ندارد، گردشگری سبز است؛ و اگر آلودگی هم وجود داشته باشد، از بین میبرد. بیایید قدر این صنعت را بدانید. ترکیه، بیخ گوش ما، سال بعد از کرونا پنجاه و پنج میلیون گردشگر ورودی داشت. ما پنج میلیون نداریم، پانصد هزار نفر هم نداریم.
خصوصی سازی گردشگری رمز رونق این صنعت است
وی در پایان گفت: این وضع تا زمانی که سیاستگذاری در دست دولت باشد و به بخش خصوصی واگذار نشود تغییر نخواهد کرد. الان رابطه معکوس است؛ من ناظرم، من نق میزنم، من غر میزنم، من مستندات جمع میکنم و گزارش میدهم. تا زمانی که دولت به جایگاه خود بازنگردد، نظارت را اعمال نکند و کار را به بخش خصوصی واگذار نکند، به همین روال باید ادامه داد.