بزرگ‌ترین مزیت ایران در جنگ، «جغرافیا»ست

بزرگ‌ترین مزیت ایران در جنگ، «جغرافیا»ست

آرش رییسی‌نژاد*

 شکل و سرنوشت جنگ ایران، بیش از هر چیز توسط جغرافیای این کشور—از زمین‌های ناهموار تا خط ساحلی گسترده—تعیین می‌شود.

اگرچه در جنگ کنونی، آمریکا و اسرائیل از برتری قابل‌توجهی در حوزه فناوری نظامی برخوردارند—از جمله تسلط هوایی، توان اطلاعاتی پیشرفته و قدرت ضربه در عمق—اما این برتری به‌تنهایی تعیین‌کننده نیست. ایران کشوری نیست که بتوان آن را صرفاً از آسمان وادار به تسلیم کرد.

 ایران با وسعت جغرافیایی قابل‌توجه، رشته‌کوه‌های زاگرس و البرز به‌عنوان موانع طبیعی دفاعی و خط ساحلی طولانی، ساختاری دارد که هرگونه تهاجم زمینی گسترده را با چالش‌های جدی مواجه می‌کند.

جغرافیا در دریا نیز به ایران مزیت می‌دهد. نزدیکی به تنگه هرمز—که حدود یک‌پنجم نفت جهان از آن عبور می‌کند—برای تهران یک اهرم نامتقارن ایجاد کرده است. این تنگه در باریک‌ترین نقطه تنها ۲۱ مایل عرض دارد و مسیر عبور نفتکش‌ها نیز بسیار محدود است؛ به‌گونه‌ای که ایجاد «ریسک و عدم‌اطمینان» می‌تواند بدون نیاز به کنترل کامل، بر آن تأثیر بگذارد.

در مقایسه با کشورهای کوچک حاشیه خلیج فارس که زیرساخت‌هایشان در امتداد ساحل متمرکز است، ایران از «عمق راهبردی» برخوردار است. فلات مرکزی، کوهستان‌های داخلی و فاصله از پایگاه‌های منطقه‌ای، امکان جابه‌جایی و پنهان‌سازی زیرساخت‌های حیاتی را فراهم می‌کند و هرچه به داخل کشور پیش می‌رویم، عملیات نظامی پیچیده‌تر می‌شود.

 تنگه هرمز تنها یک بخش از معادله است. باب‌المندب در جنوب دریای سرخ نیز گلوگاهی حیاتی است که ۱۰ تا ۱۲ درصد تجارت جهانی و میلیون‌ها بشکه نفت از آن عبور می‌کند و اختلال در آن می‌تواند هزینه‌های جهانی را به‌شدت افزایش دهد.

نبرد تعیین‌کننده این جنگ ممکن است نه در آسمان، بلکه در همین آبراه‌های باریک شکل بگیرد؛ چراکه در کنار فناوری‌های نوین، این «جغرافیا»ست که همچنان مسیر و حتی پایان جنگ‌ها را رقم می‌زند.

 

*استاد روابط بین‌الملل

منبع: فارن پالیسی

 

وبلاگ

ارسال نظر