نگاهی به تدبیر سازمان ثبت در جنگ
فرار از بیتدبیری
محمدحسن حیدری *
در روزگاری که بار دیگر سایه شوم تجاوز بر خاک پاک میهن افتاده، سخن از حماسهای است که در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹، هنگامی که ارتش بعث عراق با ۱۲ لشکر زرهی، رویای شوم الحاق خاک ایران به قلمرو خویش را در سر میپروراند، رقم خورد. ایران در آن روزها، در گرداب ناآرامیهای سیاسی و تصمیمات نابخردانه برخی مسئولان تازهبهدورانرسیده، در ظاهر شکننده مینمود. کاهش خدمت سربازی، جابهجایی نیروها به بهانه بومیسازی، تصفیه افسران کارکشته و زمزمههای انحلال ارتش، گویی میخواست روح دفاع را از پیکره میهن بزداید. اما ایران، سرزمینی که قلبش با غیرت و همت ملت میتپد، هرگز تسلیم نشد.
فردای آن روز سیاه، در اول مهرماه، هنگامی که دانشآموزان با شوق به سوی مکتب میشتافتند، تیزپروازان نیروی هوایی ارتش ایران، چون صاعقهای بر دشمن فرود آمدند. عملیات کمان ۹۹، چون مشتی پولادین، قلب دشمن را نشانه رفت. این عملیات، که یکشبه زاده نشد، میوه دوراندیشی فرماندهانی چون شهید امیر خلبان جواد فکوری بود که ماهها پیش، تحرکات بعثیها را زیر نظر داشتند و برای روز مبادا آماده شده بودند. ۱۵۰ فروند پرنده آهنین ایران، مواضع حزب بعث را در هم کوبیدند و غرور ملی را در آسمان میهن به اهتزاز درآوردند.
اما در زمین، داستان دیگرگونه بود. ارتش بعث، که خود را قدرت زرهی منطقه میپنداشت، با تمام قوا به پیش میتاخت، غافل از آنکه در خرمشهر به سدی سترگ از جنس غیرت ملت ایران برخورد خواهد کرد. ایرانیان، که نیازی به ملتسازی نداشتند، در خرمشهر، حتی با وجود زبان مادری مشترک برخی از مردم با دشمن، یکصدا ایستادند. حماسه ۴۰ روزه مقاومت خرمشهر، با دلاوری مردمانش و یاری تکاوران نیروی دریایی ارتش، که چون بازوان پولادین میهن بهسرعت به صحنه نبرد شتافتند، رقم خورد. یکی از جاودانهترین تصاویر این پیکار، عکسی است که پنج دلاور گمنام را نشان میدهد؛ مردانی که با تفنگ بر پل خرمشهر ایستادند و رو در روی تانکهای دشمن، برای نجات مردم و تخلیه شهر، زمان خریدند.
با سقوط خرمشهر، دفاع مقدس هشتساله آغاز شد و همه ملت، از هر گوشه میهن، به میدان آمدند. در این میان، حتی کارمندان اداره ثبت تهران نیز سهمی از این حماسه داشتند. هنگامی که اسناد مالکیت مردم خرمشهر در آتش جنگ سوخت، این دلاوران خاموش، با درایتی بیمانند، به فکر حفظ اسناد دیگر نقاط کشور افتادند. ایدهای بدیع شکل گرفت: تهیه میکروفیلم از مستندات اداره ثبت. در آن روزگار سخت، که جنگ، توان مالی کشور را بلعیده بود، با هماهنگیهای قانونی و یاری تجار، این مهم به انجام رسید. آری، جنگ تنها در سنگرها نیست؛ رشادت سربازان در میدان نبرد، یک سوی حماسه است و درایت هر ایرانی در هر کسوت و شغل، سوی دیگر آن. این است داستان ملتی که با غیرت و همت، ایران را جاودانه نگه داشت.
بیست و پنج خرداد ۱۴۰۴
* وکیل کانون وکلای دادگستری مرکز