فرار ساختمان از کارکرد
محمدحسن حیدری *
گوشی موبایلم خراب شده است. قبل از شروع تعطیلیها، پیاده راه میافتم تا آن را به تعمیرکار محله بسپارم. کنار مغازه تعمیرکار، یک ساختمان تجاری ـ اداری نهطبقه نیمهکاره قرار دارد. یک روز و دو روز هم نیست. دستکم از اواسط دهه هشتاد همانطور نیمهتمام مانده است.
هر بار از کنار آن رد میشوم، با خودم فکر میکنم این ساختمان فقط نیمهکاره نیست؛ نمای خیابان را زشت کرده، بخشی از فضای شهری را اشغال کرده و ظرفیت تجاری و اداریای را که میتوانست سالها در خدمت شهر باشد، بلااستفاده گذاشته است.
از آن گذشته، همه میدانیم که همین سازه تا همین مرحله هم از انواع یارانههای مستقیم و غیرمستقیم استفاده کرده است؛ از زیرساختهای شهری گرفته تا انرژی، خدمات عمومی و دهها هزینهای که جامعه برای آن پرداخته است. و صد البته دلار و ارز سرکوب شده.
چرا نیمهکاره مانده؟
راستش دلیل نیمه کاره ماندن این یکی را میدانم. اما برای منِ شهروند، دلیلش چندان مهم نیست. مهم این است که نزدیک بیست سال است هر روز مجبورم که به این سازه زشت نگاه کنم.
حالا شما هرچه میخواهید از قداست مالکیت بگویید؛ از اینکه «چهاردیواری، اختیاریست» و مالک حق دارد هر تصمیمی درباره ملکش بگیرد.
اما من هم شهروند همین شهرم. چرا باید هزینه تصمیمی را بدهم که هیچ نقشی در آن نداشتهام؟
تهران از این ساختمانهای نیمهتمام کم ندارد. معروفترینشان همان اسکلت فلزی قرمزرنگ کنار یکی از بزرگراههای شهر است که نزدیک دو دهه است به یکی از نمادهای بیریخت تهران تبدیل شده. یا آن سازه عظیمی که سالهاست در کنار یکی از درههای تفریحی شهر رها شده و کسی نمیداند قرار است چه زمانی به سرانجام برسد.
سؤال ساده است؛ آیا یک مالک حق دارد، به هر دلیلی؛ از کمبود منابع مالی گرفته تا تغییر شرایط اقتصادی یا حتی منصرف شدن از ادامه پروژه، یک کارگاه ساختمانی را بیست سال به حال خود رها کند؟
اگر پاسخ منفی است، پس حکومت، در معنای خاص کلمه، در مقام اِعمال اَعمال حاکمیتی چه وظیفهای دارد؟
آیا نباید قانونی وجود داشته باشد که ابتدا به مالک مهلت معقولی برای تکمیل پروژه بدهد و اگر از آن مهلت هم گذشت، زمینه انتقال پروژه را از طریق سازوکارهایی مانند مزایده به سرمایهگذار دیگری فراهم کند؟
آنچه در این ساختمانها خاک میخورد، فقط میلگرد و سیمان نیست.
سرمایه این کشور است؛ سرمایهای که نه ثروت تولید میکند، نه خدمتی به شهر میدهد و نه حتی اجازه میدهد شهر، چهرهای آبرومند داشته باشد.
شاید مسئله، فقط یک ساختمان نیمهکاره نباشد. شاید این هم نمونه دیگری از «فرار کارکرد» باشد؛ جایی که مالکیت باقی مانده، اما ساختمانی که قرار بود به شهر زندگی بدهد، سالهاست از ایفای نقش خود بازمانده است.
دوازدهم تیر ماه ۱۴۰۵
تهران
* وکیل کانون وکلای دادگستری مرکز