یادداشت مدیر مسول فصل سوم
درسهایی که از روزهای جنگ باید آموخت
دکتر حسین عسکری راد*
جنگ، با همه بدیها و زشتیهایش درسهایی دارد که جملگی پند تاریخند.
درسهایی برای جهانیان، ایرانیان و حکمرانان.
حملات تجاوزکارانه مشترک اسرائیل و امریکا به کشورمان متاسفانه موجب از دست شدن صدها کودک و بزرگسال و مرگ و داغدار شدن غیرنظامیان گردید،
به آثار تاریخی و فرهنگی ملی که ارزش بشری دارند آسیب جدی وارد نمود، ساختمانهای مسکونی، تاریخی، آموزشی و فرهنگی را هدف قرار داد و زیرساختهای تمدنی و غیرنظامی را تخریب کرد، افزون بر آن آلودگی گسترده محیط زیستی یکی از شهرهای مهم دنیا را رقم زد و نشان داد که کشورهای متجاوز نه تنها برای اهداف بدون توجیه خود به ابزار مسالمتآمیز حل و فصل اختلافات بینالمللی که در منشور ملل متحد و سایر اسناد بینالمللی توصیه شده، التجا نکردند بلکه به جنگ که خشونتبارترین روش حل اختلاف است، متوسل شدند و در این مکانیزم نامشروع نیز حتی به قواعد و مقررات مخاصمات مسلحانه، "حقوق بر جنگ" و "حقوق در جنگ" هم ملتزم نماندند.
منشور ملل متحد، کنوانسیونهای ۱۹۴۹ ژنو و سایر اسناد بینالمللی که جزء مقررات الزامآور و عرفی حقوقی هستند، توسل به زور را ممنوع نموده و نهایتا در صورت توجیه عقلایی و قانونی برای جنگ، تمامی اهداف غیرنظامی از جمله افراد و اماکن غیرنظامی، امکنه مذهبی، تاریخی، فرهنگی، آموزشی و زیست محیطی را از حملات، مصون شناسایی کردهاند.
قتلعام ۱۶۷ دانشآموز دختر در منطقه محروم و تخریب مدرسه میناب و آسیب به کاخ گلستان و عمارت چهلستون و به آتش کشیدن انبارهای نفت تهران که سوخت خودروهای شهروندان و غیرنظامیان را تامین میکرد، نشاندهنده نقض قواعد عرفی حقوق بینالملل درباره جنگ و ارتکاب جرائم جنگی توسط مقامات امریکا و اسرائیل است که جامعه جهانی نباید درقبال آن سکوت کند.
اولین درس و آزمون، متوجه جهانیان است؛ چرا که سکوت مجامع و مراجع بینالمللی در قبال این جرائم، موجب قباحتزدایی از کشتهشدن انسانهای بیگناه و نابودسازی ارزشهای آموزشی، فرهنگی، تاریخی و میراث بشری میگردد و نتیجتا جهان را محل مناسبی برای زندگی آرام و باکیفیت نخواهد کرد.
ادعای آزادسازی ایران و حمایت از ایرانیان ادعایی پوچ و صرفا بهانهای برای تجاوز و توسعه نفوذ و مطامع امپریالیستی متجاوزان است.
حق تعیین سرنوشت از جمله حقوق بنیادین بینالمللی است که در هر شرایطی بهجز نقض گسترده موازین حقوق بشر باید محترم شمرده شود.
این جنگ، درسی که برای ایرانیان دارد آن است که مداخله کشورهای خارجی هرگز درطول تاریخ و در هیچ کشوری برای مردمان یک سرزمین آزادی، رفاه و دمکراسی به ارمغان نیاورده است که بتواند امروز در ایران چنین دستاوردی داشته باشد. شکل زندگی و امور داخلی باید توسط مردمان جامعه ایرانی تعین شود.
ایران کشوری متکثر و از حیث اقوام و اعتقادات، رنگارنگ است که هزاران سال رنگین کمان زیبای جهان بوده است و با جغرافیایی گسترده و متنوع خود، نمیتواند با حملات خارجی نابود یا حتی کوچک شود.
ایرانیان بهلحاظ روانشناسی اجتماعی و تاریخی در قبال دشمن خارجی همواره مردمانی مقاوم و سرسختند و با وجود اختلافات نظری نسبت به نوع و شکل حکمرانی، در قبال خطر عینی خارجی متحد و مقاومند و توان حل مشکلات خود را دارند.
حضور رزمندگان وطن در تمامی عرصههای دفاعی که جان خود را برای سربلندی کشور نثار کردهاند، نمونه آشکار آن است و این درسی است که مورد غفلت متجاوزین قرار گرفته است.
در حوزه حکمرانی ملی اما درس دیگری باید گرفت.
آنچه پیروزی در دفاع شرافتمندانه را تضمین میکند احترام به حقوق ملت و احترام به حاکمیت قانون، حتی در شرایط جنگی است تا مبادا غرور مقاومت شرافتمندانه در قبال تجاوز خارجی حقوق شهروندان را تحت تاثیر قرار دهد.
رفتار حکمرانان دقیقا در چنین شرایطی میتواند مخالفان را شرمنده و معترضان را به داوران منصف و مدافعان را به معتقدان ثابت قدم راه حق بدل نماید.
سخنان اخیر برخی مقامات محترم قضایی درباره مجازات اعدام و مصادره اموال برخی غافلان، نمیتواند لزوما چنین راهبردی را تامین کند. چرا که حاکمیت قانون، اصل غیرقابل انکاری است که باید همه ما همواره بدان پایبند بمانیم.
چه نیک است حتی در شرایط هیجانی نیز هیچکدام از ما از صراط عدل، انصاف و قانون خارج نشویم و نیکتر آنکه جهانیان باور کنند یک ملت و سرزمین با تمدنی هزاران ساله را نمیشود با بمباران تسلیحاتی و تبلیغاتی به زانو در آورد.
*مدیر مسؤل فصل سوم و وکیل دادگستری