فرار از بی‌‌هویتی ملی

شما زیادید، اما زیادی نیستید!

شما زیادید، اما زیادی نیستید!

محمدحسن حیدری*

در میان آتش و دود جنگ، در روزهایی که آسمان شهرهای ایران از غرش جنگنده‌های دشمن می‌لرزد و زمین از فرود بمب‌های بی‌رحم میلرزد، مردم این سرزمین بار دیگر قامت می‌افرازند و ریشه‌های رشادت و همبستگی خود را به نمایش می‌گذارند.
در یکی از آرامستان‌های قدیمی، جایی که خاطره‌ها در سنگ قبرها نفس می‌کشند، دو زن میانسال، دو دوست دیرینه، پس از سال‌ها روبروی یکدیگر می‌ایستند. یکی، دختر روستا، سینه‌ای پر از مهربانی و دیگری، شهریِ آواره‌ای که از وحشت موشک‌باران گریخته است. زن روستایی دست دوستش را می‌گیرد و می‌گوید: «به خانه‌ام بیا، تا این شب‌های سیاه به پایان برسد.» اما زن شهری با چشمانی خسته زمزمه می‌کند: «ما زیادیم... بار سنگینی بر دوش شما خواهیم شد.» آنگاه زن روستایی با نگاهی استوار پاسخ می‌دهد: «شما زیادید، اما زیادی نیستید!»
و این، صرفاً یک مکالمه ساده نیست، این شعار یک ملت است که جامه عمل بدان پوشیده شده و آغاز داستان ایستادگی ملتی است که در تاریک‌ترین لحظات تاریخ، نور امید را از هم می‌گیرند.
امروز جنگ در دو زمین است: در میدان نبرد، سربازان ایران با سلاح‌هایی ساده در برابر پیشرفته‌ترین جنگنده‌های جهان می‌ایستند و در زمینِ زندگی، مردان و زنان شهرها و روستاها، سنگر همدلی و انسانیت را برپا می‌کنند. فوتبالیستی نامی در فضای مجازی فریاد می‌زند: «اینان که به شهرهای شما پناه آورده‌اند، توریست نیستند! میهمانان غریبِ روزهای سخت‌اند. مواظبشان باشید و طمع به جیب‌های خالی‌شان نکنید!»
البته زنجیره‌های مهربانی ادامه دارد؛ کارت‌های دو بانک از کار افتاده، اما دست‌های مهربان نانوا و بقال، دفترهای نسیه را گشوده‌اند. برخی، کارت‌های خود را (هرچند با اندک پس‌انداز) به دست دیگران می‌سپارند. در گرمای سوزان، جوانان داوطلب با پارچ‌های آب گوارا، صف‌های طولانی پمپ بنزین را سیراب می‌کنند.
کافه‌ای در قلب شهر، درهایش را به روی مردم گشوده است؛ چای رایگان می‌دهد و یک مهمان، با کارتی پر از مهر، مبلغی فراتر از قیمت را پرداخت می‌کند و می‌گوید: «این، سهم من در پایداری این خانه امن است.»
در این خاورمیانهٔ پرآشوب، که بسیاری از کشورها هنوز در پی «هویت» و «ملت‌سازی» می‌گردند، ایران بار دیگر ثابت کرده است که یک ملت است و با همهٔ تنوع قوم‌ها، زبان‌ها و فرهنگ‌ها. امروز، کرد و لر و ترک و فارس و بلوچ، شانه به شانه، سنگر همبستگی را استوار نگاه داشته‌اند.
ما یک ملتیم؛ رنجیده از داخل و خارج، اما مقاوم، خسته اما نستوه، پرتعداد اما همدل. و این، راز جاودانگی ایران است.
در این روزهای سخت، هر دستی که به کمک برمی‌خیزد، هر چشمی که از همدردی می‌درخشد، و هر قلبی که برای میهن می‌تپد، گواهی است بر این حقیقت جاودان: ما اگرچه زیادیم، اما زیادی نیستیم. ما ملت ایرانیم.


۳۰ خرداد ۱۴۰۴

 

*وکیل پایه یک دادگستری

 

 

وبلاگ

ارسال نظر