به بهانه همزمانی جنگ و نوروز
بازسازی اثرات جنگ را به نوروز بسپاریم
علیرضا گودرزی
جنگ و نوروز مثل هم میآیند، بیدعوت یک روز جنگ میشود، یک روز نوروز. ما نقشی در آمدن هیچکدام نداریم. هر دو انگار قهری است، جبر است، جبر طبیعت و زمان. اما این کجا و آن کجا.
زمانی که نوروز میشود، زندگی به همراه میآورد. جنگ اما همزاد مرگ است. همزمانی این دو عجیب میشود: درختان شکوفه میدهند و پیکر شهید بر دستان مردم تشییع میشود. شاید این خود زندگی است که در هر لحظه مرگ را هم با خود دارد. عیانتر از نوروز امسال نمیتوان زندگی را لمس کرد.
هر سال گلوله توپی به مناسبت لحظه تحویل سال شلیک میشد. امسال اما، حداقل برای ما در تهران، تحویل سال همراه شده بود با شلیک پدافند و انفجار. دیگر توپ نمادین نبود، مرگ واقعی بود که سال 1405 را به ما خبر داد.
اما به هر حال، هر جنگی در جهان تمام میشود. روزی فرامیرسد که جنگ رفته، ما ماندهایم و اثرات آن. خرابی ساختمان و پل و هر سازهای را میتوان به هر حال بازسازی کرد؛ اما ترومای جمعی که جنگ آن را تحمیل کرده به این راحتی نیست. مردمی عزادار، ناامید و حتی دوپاره بازمانده از جنگی هستند که نقشی در بروز آن نداشتهاند. اینجا است که نقش میراث فرهنگی ناملموس در قالب نوروز مهم میشود.
نوروز، بهعنوان میراثی از گذشتگان که گروههای بسیاری را، از ترکمانهای مهاجر در عراق تا پارسیان هند به هم پیوند داده، کنشی جمعی است در برابر آغاز بهار و نوزایی طبیعت. مراسمی از این دست را نمیتوان بهتنهایی یا در جمعی منحصر برگزار کرد؛ نوروز نیازمند توده وسیعی از مردم است. آنها که شب عید خیابانها را قرق میکنند، لباس عید میخرند، خانهتکانی میکنند و با شروع بهار، به دیدن هم میروند و زنده ماندن پس از زمستان را جشن میگیرند. دو پرانتزی که مراسم نوروز را دربرگرفته، یعنی چهارشنبهسوری و سیزده به در، هر دو نشاط زندگی دارد و داخل این پرانتز دیگر خود زندگی است. جمع انسانها، گروه وسیعی که همه نوروز را جشن میگیرند، درمان ترومای جمعی است.
تروما، موقعیتی است که فرد به مرگ نزدیک شده، اتفاقی است میان مرگ و زندگی. مرگ را جایی پررنگتر از جنگ نمیتوان یافت. نوروز اما با خود زندگی میآورد. آدمهایی که با وجود اختلاف علایق و سلیقههای سیاسی، دین یا زبانشان در کنار هم قرار میگیرند و نوروز را جشن میگیرند، خود را به ریتم موسیقی زندگی سپردهاند. همین است که نوروز، به قول میرچا الیاده، بدل میشود به اولین لحظه تولد جهان و ما آن را جشن میگیریم. همه چیز از اول شروع میشود و روان جمعی را میتوان با آن از تروما، از جنگ، از خاطرات تلخ زدود.
نوروزتان پیروز.
*عضو تحریریه فصل سوم