به مناسبت روز بزرگداشت روابط عمومی؛
دکتر سلطانیفر: روابط عمومیها، مدیرمحور شدهاند
دکتر محمد سلطانی فر، استاد علوم ارتباطات دانشگاه آزاد اسلامی، از معدود چهره های علمی است که در عمل هم بسیار قوی ظاهر شده است.
گروه جامعه فصل سوم:
مدیریت یک واحد دانشگاهی به همراه مدیریت کمپین های تبلیغات سیاسی در حد ریاست جمهوری و معاونت امور مطبوعاتی وزارت ارشاد اسلامی در کارنامه این چهره شناخته شده روابط عمومی دیده میشود.
دکتر محمد سلطانی فر در گفتگو با فصل سوم به بیان جنبههای نادیدهای از روابط عمومیها در دوران جنگ و شرایط اقتصادی کنونی کشور پرداخت که بدون هیچ پیش داوری مشروح گفتگوی ما با این چهره علمی ارتباط را می خوانید.
عملکرد و منش روابط عمومی های امروز سازمانهای دولتی و خصوصی را چطور می بینید؟
متاسفانه باید گفت الان روابط عمومی در یک سازمان، زینت المجالس است و کارکرد خاصی ندارد چرا که روابط عمومی ها از ساختار اصلی خودشان خارج شدند و تبدیل به تایید کننده عملکرد مدیران و زیرمجموعه اداری سازمان ها شده اند. برای همین در ساختارهای جهانی، با وجودی که می بینیم روابط عمومی باید ایرادهای یک سازمان را بگیرد و رفتار مدیران و سازمانها را نقد کند و راهکار برای بهبود وضعیت ارائه کند، آنچنان که باید و شاید مورد توجه قرار نمی گیرد و متاسفانه تحقیقا امروز روابط عمومی در جامعه، جایگاه اصلی خود را از دست داده است.
بخوانید: روابط عمومی دولتی، نماد شکست دولت در فهم ارتباطات
چرا روابط عمومی ها به تعبیر شما امروزه ضعیف تر از گذشته عمل می کنند؟
ضعف روابط عمومی ها برمی گردد به اینکه اصولا مدیران سازمانها انتقاد را برنمی تابند. مدیران سازمانها نوعی قداست برای خود ایجاد کرده اند و احساس می کنند عملکرد آنها آسمانی و قدسی است. لذا آنها از روابط عمومی توقف دارند که نگاه تقدیس به عملکرد آنها داشته باشند و بر این اساس، ساختار روابط عمومی ها، برای ادامه حیات واحد خود، اول از همه باید رضایت مدیران خود را داشته باشند. مدیران هم متاسفانه انتقادهایی که از عملکرد آنها می شود را برنمی تابند و به تبع آن، توقع دارند روابط عمومی ها عملکرد آنها را تشریح و تبلیغ کنند نه اینکه عملکرد آنها را بهبود ببخشند.
شاید در سازمان دولتی این رفتار و نگاه حاکم باشد ولی اصولا در سازمانهای بخش خصوصی یا سازمانهای خصوصی که عهده دار خدمات عمومی هستند، -مانند کانون وکلا و سازمان نظام پزشکی- این وضعیت قاعدتا حاکم نیست. شما عملکرد این بخش از روابط عمومی ها را چگونه ارزیابی می کنید؟
کشور ما روند دولتی غالبی دارد و باید پذیرفت 90 درصد ساختارها چه در بخش عمومی و چه در بخش خصوصی که خدمات عمومی ارائه می کند در اختیار دولت است. لذا ما بخش خصوصی بسیار ضعیفی داریم. به همین جهت آنچه در ساختار سازمانهای خصوصی ما، تحمیل می شود، همان چیزی است که دولت می خواهد. بخش خصوصی تضعیف شده ما تابع دولت عمل می کند و اگر چنین نباشد و وفق مراد دولت عمل نکند نمی تواند به روند طبیعی و حتی تضعیف شده خود حرکت کند. به همین جهت نمی توان گفت از یک سو، روابط عمومی بخش خصوصی قوی داریم و در مقابل یک روابط عمومی دولتی ضعیف شده داریم. اینها لازم و ملزوم همدیگر هستند و در تئوری سیستمی، همه اجزای یک سیستم قلمداد می شوند. الان همه روابط عمومی های ما مدیرمحور و تبلیغ کننده عملکرد مدیران هستند. چون در یک سیستم قرار می گیرندو به همدیگر نیاز دائمی دارند. این نیاز باعث شده روند حرکت روابط عمومی ها از محور اصلی که مشتری نهایی را در نظر دارد دور شده و به سمت مدیران چرخش یابد.
در جنگ چه انتظاری می توان از روابط عمومی سازمانها داشت. آیا روابط عمومی را باید بخشی از تبلیغات دید یا به بیان شما باید به سمت مشتری نهایی رفته و رضایت آنها را دنبال کند؟
در تمام دنیا هر زمانی که جنگها شکل میگیرند رسانه ها و روابط عمکومی ها که بخشی از رسانه هستند، مخالف و منتقد عملکرد دولت رفتار نمی کنند. روابط عمومی ها هم بخشی از جامعه هستند و قرار نیست سعی کنند بخشهای تضعیف شده عملکرد سازمان در دوران جنگ را به تصویر بکشانند. قاعدتا انتظار نداریم روابط عمومی ساز مخالف بزند و در راستای سیاستهای کلان کشور در زمان جنگ حرکت نکند. لذا خیلی توقع نداریم در زمان جنگ، روابط عمومی به دنبال تقویت عملکرد سازمان از طریق بازنشر مطالبات مردم باشد.