اقتصاد ایران در دوران پس از جنگ چه خواهد شد؟

یک اقتصاددان: پس از جنگ، با فرار سرمایه روبرو خواهیم شد

یک اقتصاددان: پس از جنگ، با فرار سرمایه روبرو خواهیم شد

یک متخصص اقتصاد می‌گوید در دوران پس از جنگ، مدتی با فرار سرمایه روبرو خواهیم شد و کسی تمایل به سرمایه گذاری در کشور نخواهد داشت.

گروه اقتصادی، فصل سوم؛

یک دکتری اقتصاد، شرایط اقتصادی در دوران پساجنگ را با فصل سوم مرور کرد. بهنام مسیب‌زاده معتقد است با وجودی که در بحبوحه جنگ نمی‌توان درباره اقتصاد شرایط پساجنگ سخن گفت معتقد است برخی مسایل از جمله فرار سرمایه‌ها از ایران، کسری بودجه و منفی شدن تراز تجاری کشور در کنار افزایش نرخ ارز، تقریبا محتمل است.

 

در ادامه گفتگوی ما با این کارشناس اقتصاد مالی را می خوانید:

مسیب زاده

وضعیت اقتصاد ایران را در جنگ چگونه می‌بینید؟ برخی از شرایط فاجعه بار اقتصادی سخن می‌گویند. چنین چشم‌اندازی دارید؟

اقتصاد ایران از جنگ آسیب دید و کوچکتر شد. قطعا همه جنگ‌ها آسیب‌هایی را به دنبال  دارند. نمی‌توان گفت اقتصاد در اثر جنگ می‌تواند شرایط خوبی پیدا کند و از آسیب‌های معمول در امان باشد. قطعا اقتصاد ایران هم از جنگی که در آن هستیم آسیب‌هایی دیده است و نمی‌شود منکر شد.

شکوفاتر شدن این اقتصاد منوط به آن است که چطور بتوانیم از فرصت‌هایی که جنگ در اختیار ما گذاشته شده است استفاده کنیم. مساله‌ای که این روزها خیلی مطرح شده است موضوع تاثیرگذاری روی قیمت نفت است. با توجه به کاهش عرضه نفت و بسته شدن تنگه هرمز، شرایطی به وجود آمده است که می‌تواند در آینده باعث استفاده ما از این موقعیت شود ولی در حال حاضر اقتصاد ما بیشتر تحت تاثیر آسیب‌های جنگ است ولی ممکن است در آینده بتوانیم از شرایط جنگی که پشت سر خواهیم گذاشت بهره ببریم.

 

هنوز در روز بیست و ششم جنگ، زیرساخت‌های چندانی آسیب ندیده‌اند. به نظر شما چه بخشهایی از اقتصاد ایران از جنگ تاثیر گرفته است؟

بیشترین آسیب بخش‌های اقتصادی ما از جنگ مربوط به بازارهای مالی است. بسته شدن بورس و بازارهای مالی توانسته است ضررهایی به سرمایه‌گذاران بزند. از سوی دیگر با توجه به اینکه منابع بزرگ انرژی داریم ولی تحت تاثیر این جنگ، با کاهش تولید و عرضه و صادرات مواجه بوده‌ایم، بخش انرژی ما هم آسیب‌هایی را تحمل کرده است. باید در نظر داشت بودجه نظامی دولت هم با توجه به جنگ فعلی، باعث کسری بودجه آتی دولت خواهد شد. بسته شدن اینترنت و مسدود بودن فضای مجازی برای اشخاصی که کسب و کار خرد  مبتنی بر اینترنت داشتند، به شدت تحت تاثیر قرار گرفتند و آسیب‌های زیادی دیدند. این بخش شاید از لحاظ حجم سرمایه در مقابل بخش انرژی قابل مقایسه نباشد ولی تعداد بیشتری از فعالان را دچار آسیب کرده  است. جذب سرمایه‌گذاری خارجی هم تحت تاثیر جنگ قرار گرفته است. با توجه به وضعیت جنگی، سرمایه‌گذاران الان و بعدا از کشور خارج شده و همچنین ترس از سرمایه‌گذاری در صنایع ایران برای خارجی‌ها وجود خواهد داشت و این آسیب در بلندمدت قابل پیش بینی است.

بسته بودن بازارهای مالی باعث شده است سرمایه‌ها بلوکه و از ضررهای زیاد آنها جلوگیری کرد. در کوتاه مدت سرمایه گذاران دسترسی به سرمایه خود نداشتند ولی بعد از جنگ ممکن است به نفع این سرمایه‌گذاران تمام شود.

 

با این تعبیر شما آیا اقتصاد ایران توانایی بازسازی خود را بعد از جنگ خواهد داشت؟

با توجه به منابع فراوان انرژی و معدنی که در اختیار کشور پهناور ایران است، با وجود تمام تحریم‌ها و مشکلات موجود، قطعا اقتصاد کشور قادر به بازسازی و سرپاشدن است. با توجه به اینکه سیاست و مدیریت اعمال شده به اقتصاد پس از جنگ اهمیت می‌یابد و منابع باید به سمت صنایع با ارزش افزوده بالاتر هدایت شود. ما نباید به خام‌فروشی ادامه بدهیم بلکه باید به سمت زنجیره ارزش در صنایع برویم. این مستلزم ورود تجهیزات و سرمایه در کشور است و قطعا توان این کار را داریم. هر چه در زنجیره ارزش پیش برویم و از خام‌فروشی فاصله بگیریم، اقتصاد سریع‌تر بازسازی خواهدشد. این مسئله مستلزم شرایط و زمان خاتمه جنگ است و اینکه آسیب کمتری به زیرساخت‌های اقتصادی کشور وارد شود.

جهت مشاهده اخبار در حوزه اقتصاد کلیک کنید.

به نظر شما بازسازی اقتصادی ایران در دوره پساجنگ چقدر طول می‌کشد؟

با توجه به اینکه بعد از جنگ زیرساخت‌های ما چقدر آسیب دیده باشد، بازسازی ما مشخص می‌شود. الان نمی شود چندان درباره آسیب دیدن یا سالم ماندن زیرساخت‌ها در دوران پس از جنگ اظهارنظر کرد.

 

ولی باید پذیرفت ریسکهای سیاسی اقتصاد همچنان در ایران وجود دارد. از دیدگاه شما این ریسکها در پس از جنگ چگونه رفتار می کنند؟

ادامه تحریم ها ریسک اصلی سیاسی برای اقتصاد ما است. در کوتاه مدت، تعامل ما با کشورهای همسایه و همچنین روابط بین‌الملل با مشتریان نفتی ما، ریسک‌های اصلی سیاسی ما را تشکیل می‌دهند. با توجه به شرایط پیش آمده در جنگ و اینکه قدرت و توان نظامی کشور، مناسبات سیاسی قطعا با همسایگان تغییر خواهد یافت. احتمال اینکه روابط ما با همسایگان بهتر شود، بیشتر است. این چشم‌انداز را داریم که در پایان جنگ، تحریم‌ها هم پایان یابد. در ویتنام شاهد بودیم که جنگ با آمریکا سال‌ها طول کشید ولی بعدا به صلح رسید و براساس دیپلماسی و منافع مشترک، پروژه‌های اقتصادی زیادی را انجام دادند. ما هم می‌توانیم در بلندمدت، مسایل دیپلماتیک خود را حل کنیم هر چند در کوتاه مدت ممکن است دستیابی به این وضعیت مقدور نباشد، ما پس از جنگ، با فرار سرمایه روبرو خواهیم شد و ممکن است مدتی سرمایه‌گذاری خارجی نداشته باشیم ولی در بلندمدت، امکان اینکه با دنیا به تعامل دیپلماتیک برسیم و این تعامل منجر به همکاری‌های اقتصادی شود بسیار زیاد است. می‌توان امیدوار بود در بلندمدت اوضاع بهبود یابد.

 

چشم انداز اقتصاد پساجنگ در بلندمدت مبهم است ولی در کوتاه مدت، آیا افزایش نرخ ارز در دوران پساجنگ وجود خواهد داشت؟

احتمال اینکه در دوران پس از جنگ، بلافاصله با افزایش نرخ ارز مواجه شویم بسیار است. زیرا با فشار تقاضا روبرو خواهیم بود. الان در شرایط جنگی، تقاضا برای ارز نیست. کسب و کارها متوقف شده‌اند و واردات آزاد توسط بخش خصوصی واقعی انجام نمی‌شود. واردات موجود منحصر به اقلام اساسی شده است که لزوما بخش خصوصی درگیر آن نیست. پس از پایان جنگ، واردات شدت خواهد گرفت و تقاضا برای فعالیت اقتصادی افزایش خواهد یافت. بر همین اساس، به محض باز شدن بازارها، تقاضاهای جدید در بازار ارز شکل گرفته و این باعث فشار تقاضا و در نهایت افزایش نرخ ارز خواهد شد. البته بعد از جنگ احتمال ریزش ناگهانی نرخ ارز نیز هست. رفتارهای هیجانی بازار باعث این وضعیت خواهد شد ولی دیری نخواهد پایید که واقعیت فشار بازار برای واردات، باعث افزایش نرخ ارز می‌شود.

وقتی کشوری بعد از جنگ دنبال بازسازی باشد، نیازهایی خواهد داشت که با واردات تامین می‌شود. صادرات مشتقات نفتی از سر گرفته می‌شود ولی نمی‌توان کسری بودجه دولت را نادیده گرفت. وقتی دولت با کسری بودجه مواجه می‌شود استقراض می‌کند  که این امر از عوامل افزایش نرخ ارز خواهد بود. از سوی دیگر، واردات احتمالا از صادرات پیشی می‌گیرد و تراز تجاری کشور منفی خواهد شد. در این شرایط کسری بودجه دولتی در کنار تراز تجاری منفی باعث شده افزایش نرخ ارز را شاهد باشیم.

احتمال دیگر آن است که  در بازار جهانی ارزش پول ملی آمریکا به خاطر هزینه‌های جنگ کاهش یابد ولی ما در ایران بیشتر تحت تاثیر مسایل داخلی خود هستیم و این که دلار در بازارهای جهانی ارزان شود، چندان روی بازار داخلی ما اثر نمی‌گذارد. برای همین کفه ترازو به سمت کسری بودجه و تقاضای بیشتر ارز خواهد شد.

 

اقتصاد

ارسال نظر