طبیعت ما وطن ما است!
گروه جامعه فصل سوم
قدردانی از طبیعت سخاوتمند ایران بهانه نمیخواهد. اما گاه یادمان میرود که چه جواهری در دست ما است و نیازمند یادآوری به خودمان هستیم. نوشته تقویم روز طبیعت را به یادمان میآورد.
طبیعت ایران چندین اقلیم مختلف دارد. محل تلاقی کمربند کوهزایی کمربند کویر در زمین همین جایی است که ما هستیم. در نتیجه، بخش مهمی از تصویری که از ایران میبینیم کوه و کویر است، در هم آمیخته. کوههای وسط کویر و کویرهای محاط در کوهستان. کوههای سربهفلککشیده از میان کویر، صحنهای نیست که هر جایی از جهان دیده شود. اگر بدانیم که چند کیلومتر آن طرفتر جنگل هم هست، دیگر مطمئناً ایران است!

فریدون جهان اسطورههای ما را میان پیرانش قسمت کرد و بهترین آن، ایران را به ایرج داد. ایران نمونهای است از طبیعت جهان که در یک درصد مساحت زمین جا داده شده. مانند پارکهای تفریحی که نمونههای کوچک آثار جهان را نشان میدهد، ایران گویی پارکی است که با گردش در آن میتوان زمین را شناخت.
بیابان و کویر شاید پررنگترین مناظر ایران باشد. سهم مهمی از ایران را کویر، بیابان و مناطق نیمهبیابانی و حاشیه آن اشغال کرده است. این مناطق را میتوان از طبیعت شهرهایی مانند جندق و طبس و شهداد مشاهده کرد و امتداد آن را تا اعماق مریخمانند کویر لوت و دشت کویر تصور کرد؛ آن جا که دیگر پای شتر هم از رفتن باز میماند.
کوهستانهای ایران هم پر از شگفتی است. در ایران از کوهستانهای متراکم تا تکقلههای تنها، کوههای صخرهای تا دماوند آتشفشانی، همه نوع داریم. کوهستان در زندگی فلات ایران نقش مهمی دارد؛ از تأمین آب تا منبع الهام برای افسانهها و اسطورهها. کارونها و زایندهرودها و سپیدرودها از همین کوهها سرچشمه گرفتهاند و قنات آب را از پای همین کوهها به حاشیه بیابان رساند تا این سرزمین زنده شد. سیمرغ در همین کوهها زندگی میکرد و ضحاک را پای همین کوهها بستند. عظمت این پدیده همیشه برای ما، در این سرزمین منشأ الهام بوده است.
در شمال و غرب ایران، آب و هوا و رویشگاه مدیترانهای هست. جنگلهای شمال و شمال غرب، تا بلوطستانهای غرب همه بخشی از همین رویشگاه هستند. تصویر جنگل حجم زیادی از نقشه ایران را دربرنمیگیرد، اما آنقدر پررنگ هست که نتوانیم نادیدهاش بگیریم. دیدن آن آنقدر برای ایرانیها جذاب بوده که برای دیدن آن یا حتی داشتن سهمی از آن، بخشهایی از آن را تخریب کرده و در شمال ویلا ساختهاند! هنوز صد سال از قیام میرزا کوچک خان نگذشته که این مرد وارد اسطورهها شده. نتوانست یک شبه ره ساله بپیماید، اما صدساله ره هزاران ساله را پیمود.
جنوب ایران اقلیمی دارد که با نام اقلیم نوبو-سندی میشناسیم. این اقلیم که نمود آشکارش در شبه قاره هند است، از سیستان و بلوچستان تا خوزستان را دربرگرفته. درختهایش متفاوت است، حیواناتش متفاوت است و واقعاً هر ناظری را به قاره دیگری میبرد. در همین اقلیم، جزایری داریم پر از شگفتی. تعداد آنها کم نیست و اهمیتشان، چه برای دریانوردان، یا برای اقتصاد و سیاست مهم است. قشم بزرگترین جزیره غیرمستقل جهان در همین زمره است. این روزها که جهان با تنگه هرمز بیشتر آشنا میشود، به یاد هموطنانی میافتم که خاک سرخ هرمز را به بطری میکشند! این جزایر نمونه جزایری هستند که در عرضهای جغرافیایی پایین کره زمین دیده میشود و بخشی از سیمای عجیب ایران را میسازد.
مناطق غربی هم حال و هوای بینالنهرین دارد. از غرب کرمانشاه و ایلام تا خوزستان، نخل هست و دشتهای فراخ، رود و گرما. مسافری که از کرمانشاه به سمت غرب میرود، در عرض مدت کوتاهی از کوههای بلند به دشتهای وسیع، از سرمای جانسوز کوهستان به گرمای مطبوع میرسد.

این بستری که تمدن ما در آن شکل گرفته، قرنها به ما آب و گندم داده، با کوه و کویر و دریا از ما در برابر متجاوزان حفاظت کرده و البته، نگذاشته ما پدیده طبیعی در جهان ببینیم که مشابه آن را در خانه خودمان نداشته باشیم؛ از پیست اسکی تا پیست موجسواری!
قدردان آن باشیم و برای حفاظت از آن بکوشیم. وطن ما، طبیعت ما است و طبیعت ما، وطن ما.