جنگ و مسئولیت بیمه گر
نفیسه معارفی*
جنگ همیشه جزء استثنائات بیمه محسوب شده است. در قانون بیمه مصوب ۱۳۱۶ طبق ماده ۲۸: «بیمهگر مسئول خسارات ناشیه از جنگ و شورش نخواهد بود مگر آنکه خلاف آن در بیمهنامه شرط شده باشد» بنابراین این استثناء مطلق نبوده و با شرط خلاف میتوان آن را در بیمهنامه گنجاند.
با این حال، تاکنون محلی برای بحث در این خصوص و وجود نداشته است. اما در طول جنگ ۱۲ روزه، به بیش از ۳۵۰۰ واحد مسکونی در تهران خسارت وارد شد، بر همین اساس ناگهان بیمه جنگ به عنوان یک رشته بیمهای جدید از سوی شرکتهای بیمه ارائه شد.
پس از آغاز جنگ در ۹ اسفند ۱۴۰۴ نیز، بیمه مرکزی در اطلاعیهای اعلام نمود شرکتهای بیمهگر مجاز به پوشش ریسک ناشی از جنگ در چهار رشته بیمه بدنه خودرو، آتشسوزی، زندگی و مسئولیت هستند.
از طرف دیگر، دولت هم اعلام کرد که حمایتهای مالی از خسارات ناشی از جنگ طبق قانون پشتیبانی از خسارات جنگی، از طریق صندوق ملی خسارات جنگی پرداخت میشود، اما اکنون ستاد بازسازی بنیاد مسکن مسئولیت بازسازی را بر عهده گرفته است.یک نماینده تهران در مجلس از تصویب بسته حمایتی دولت برای جبران خسارات خبر داده و گفته به هر خانواده آسیبدیده یک میلیارد تومان کمک بلاعوض و ۲۰ میلیون تومان برای اجاره مسکن موقت پرداخت میشود.
شهرداری نیز اعلام کرده بسته حمایتی برای خرید لوازم خانگی افراد حادثهدیده اختصاص داده خواهد شد.عضو هیئت مدیره بانک مسکن اعلام کرده برای واحدهای مسکونی آسیبدیده در جنگ ایران و اسرائیل، تا سقف ۲۵۰ میلیون تومان وام در شهر تهران و مبالغ کمتر در سایر شهرها به منظور تعمیر و بازسازی در نظر گرفته شده است.
کارگران بیکار شده در جنگ چطور بیمه بیکاری بگیرند؟
تشتت در منابع و اختلاف در میزان کمکها و حمایتها هم مردم و آسیب دیدگان را دچار سردرگمی کرده و این سوال اساسی مطرح است که در صورت جبران خسارت توسط دولت و بازسازی منازل توسط بنیاد مسکن، اساساً خریداری بیمه با پوشش جنگ چه فایدهای دارد؟ و آیا یک خسارت از دو محل جبران میشود؟
سوال اساسیتر آن است که علت تحت پوشش نبودن خسارات ناشی از جنگ در بیمهنامهها چه بوده و چرا باید در شرایط جنگی که همان محل اعمال قانون (شرط استثناء) است، این وضعیت تغییر پیدا کرده و به ناگهان این خسارات تحت پوشش قرار گیرند؟
مسلماً عدم شمول پوشش خسارات جنگی دلایل متعددی داشته؛ از جمله ریسک بالا و غیرقابل محاسبه، وسعت و شدت خسارت و ماهیت سیاسی و غیرشخصی آنها. یعنی از نظر فنی پوشش خطر جنگ با اصل بیمهپذیری (Insurability) در تضاد است.
جنگ، هم از نظر مقیاس خسارات و هم از نظر منشأ سیاسی و بیرونی آن، خارج از قلمرو محاسبهپذیر ریسکهای بیمهای قرار میگیرد. از آنجا که جنگها به علت تصمیم دولتها و یا به علت ناکارآمدی دولتها بروز میکند، بنابراین اساساً جبران خسارات جنگی هم باید بر عهده دولتها باشد. پس چرا شرکتهای بیمهگر که شرکتهای تجاری بوده و مبنای کار آنها بر سود و فایده بنا نهاده شده، شروع به برعهده گرفتن خسارات کردهاند؟ آیا تحت پوشش بودن این نوع خسارات در نهایت سودی عاید این شرکتها میکند؟
بدیهی است که شرکتهای بیمهگر بر مبنای سود خود و با محاسبات پیچیده و اکچوئری در نهایت حق بیمهای را تعیین و نسبت به پرداخت خسارت اقدام میکنند، اما زیاندیدگان باید بدانند که در هر صورت خسارت تنها یک بار و از یک محل قابل جبران است.
هرچند دولت بارها اعلام کرده که خسارات جبران میشود، اما تجربه جنگ ۱۲ روزه نشان داده که حداقل این جبران خسارت به صورت فوری و کامل نبوده است. لذا افراد میتوانند نسبت به بیمه کردن اموال و ساختمان خود اقدام کنند تا در صورت ورود آسیب، خسارات فوری و کامل (مطابق با اعلام بیمهگذار) جبران شوند و این شرکتهای بیمهگر هستند که به قائم مقامی از بیمهگذار میتوانند به دولت رجوع نمایند.
به این ترتیب، هم بیمهگذاران به خواسته خود که جبران فوری خسارات است میرسند، هم شرکتهای بیمهگر در زمان رکود اقتصادی رشته جدید بیمهای برای خود تعریف کرده و به کسب سود مشغولند و هم دولت در نهایت بهعنوان مسئول نهایی فرصتی مییابد تا پرداخت خسارات را به عقب بیاندازد.
*وکیل پایه یک دادگستری و فعال حقوق بیمه
مهلت پرداخت «حقبیمه» رانندگان، کارگران ساختمانی و مشاغل آزاد تا پسفردا تمدید شد