ظرافت زیرکانه آقای ظریف
حسین دهباشی*
راستش اینجانب نیز کاملاً موافق است که - مطابق معمول - سخنان آقای دکتر ظریف دچار بدفهمی شده است و آنچه ایشان باظرافت خاص و همیشگی خود مرقوم کرده، از اساس آنچه نیست که به چشم و ذهن افراد عجول و ظاهربین میرسد!
عموم معترضان مدعیاند که وزیر اسبق خارجه کشورمان در مطلب اخیر خود توصیه به تداوم مذاکره با آمریکا و تلویحاً اسرائیل نموده و پیشنهاد داده که با اعلام پیروزی ایران در جنگ، باب توافق و آتشبسی دیگر گشوده شود. ولی آیا بهراستی چنین است؟ این تهمت همانقدر دورازذهن میرسد که مثلاً وزیر سابق خارجه آمریکا مطلبی به فارسی در روزنامه کیهان نوشته باشد و تصور شود که مخاطبان او مقامات آمریکاییاند!
در توصیهنامه اخیر آقای ظریف در مجله نخبگانی فارنافرز نیز، مخاطبان او اصلاً مردم و مقامات فعلی ایرانی نیستند! که اگر چنین بود بهسادگی آن را به زبان فارسی یا در یادداشتی خصوصی به رهبری فعلی جمهوری اسلامی یا مثلاً به اعضای شورایعالی امنیت ملی ایران یا در قالب مقالهای عمومی در یکی از نشریات داخل کشور مینوشت؛ بلکه مخاطبان وی طرف دیگر جنگ یعنی آمریکاییها و اسرائیلیها هستند و منظورش از مسئولان ایرانی نیز نه مقامات بالفعل فعلی که مقامات بالقوه کشورمان یعنی افرادی مانند خود و آقای روحانیاند و دارد اینگونه پیام میدهد که اگر در ادامه جنگ جوری شود که تصمیمگیران و مدیران فعلی نباشند و ما اصلاحطلبان بهجای آنها به قدرت برسیم، نقشهمان برای پاسخ به مطالبات داخلی و خارجی این است.
به زبانی صریح، نوشته اخیر آقای دکتر ظریف، واکنشی به سودای ترامپ است که ترجیح میدهد بهجای امثال رضا پهلوی یا مریم رجوی، افرادی منتسب بهنظام جمهوری اسلامی - و در قالبی شبهکودتا - الگوی تسلیم به سبک ونزوئلایی او را در ایران به نتیجه برسانند.
سابقه برجام کماکان سرمایهای بزرگ در کارنامه خارجی آقای دکتر ظریف است و او مایل است مخاطبان او در نظر بگیرند که خیلی بیشتر از آنچه را در جنگ با ایران ممکن است عایدشان شود، میتوانند با خسارات و هزینههایی بهمراتب کمتر دریافت کنند. بهشرط آنکه گزینههای رقیب چه در میان اپوزیسیون خارج از کشور و چه در داخل جمهوری اسلامی حذف شده و گزینه بدیل جایگزین و طرف معامله شود.
باید دقت شود که پیام آقای ظریف نه به انگیزهای ضدایرانی یا غیرمؤمنانه و خدایناکرده خائنانه که دقیقاً در عمل به این نصیحت از نظر ایشان درست است که: «در کف شیر نر خونخوارهای، جز به تسلیم و رضا کو چارهای؟» و در وقتی حریف قدرتمند است از اساس باید به عهدنامهای مانند گلستان رضایت داد تا دچار عهدنامه بدتری چون ترکمنچای نشویم! بگذریم از آنکه از قضا همین نگاه جنگ را پیشاپیش باخته دیدن بود که باعث شد - بر خلاف مشهورات نادرست عوام - شاهزاده عباسمیرزا که سردار سپاه قاجار بود، اساساً نهفقط در دور دوم جنگهای ایران و روس فرماندهی میدان را رها کند که در درخواستی حیرتانگیز - و با آنکه خود ولیعهد بود؛ ولی از رقابت با دیگر شاهزادگان بیم داشت - از دشمن بخواهد تا در متن ترکمانچای ایران را مجبور کند تا نسبت به اجازه دخالت روسیه در تعیین حکمرانی کشور و پادشاهی وی و اعقابش کتباً متعهد شود!
تکمله طلایی و بسیار زیرکانه نوشته آقای ظریف در فارنافرز، تحریک زیرپوستی برخی در ایران جهت توهین و تهدید نسبت به او بود. تهدید و توهینهایی که - از جمله در فرصت سهروزه آن مداح مشهور ولی در زمین آقای ظریف بازیخورده برای اردوکشی خیابانی و حمله به خانه نویسنده - باعث شد تا دوقطبی موردنظر نویسنده مستندتر و پررنگتر شود و به مخاطبان انگلیسیزبان یادآور شود که گزینه مطلوب آنها برای مدل کودتا به سبک کاراکاس در ایران، نه آنهایی که برای دشمن علناً خوشرقصی کرده و در عیان او را به حمله به ایران تشویق کردند؛ بلکه کسانیاند که درظاهر به تعرض آمریکا اعتراض و برای شهدا سوگواری کرده؛ ولی در فردای کودتا، زیرمیزی از ترامپ اطاعت میکنند.
منبع: فرهیختگان
*مستندساز و تاریخپژوه