پنجره فرصت و مذاکرات صلح
مجتبی مقصودی*
پس از 40 روز جنگ تحمیلی و تمام عیار آمریکا و اسراییل با ایران، و در آستانه مذاکرات صلح میان نمایندگان ایران و آمریکا در اسلام آباد که از سوی جامعه سیاسی ایران با بیم و امیدهایی و نیز از سوی ناظران و تحلیل گران سیاسی - استراتژیک با حدس و گمانه زنی های مختلفی توام شده است تلاش خواهم کرد تا ضمن طرح مقدمه ای، ضرورت بهره گیری از این پنجره فرصت مذاکرات را مطرح نمایم که البته این مباحث را بصورت دقیق تر و گسترده تر در پیشگفتار کتاب «در میانه جنگ و صلح» اثر خانم اکاترینا استپانووا با ترجمه دکترعارف بیژن مطرح نموده ام و علاقمندان را به مطالعه آن کتاب توصیه می کنم.
مشخصا؛ فرایندهای صلح علیرغم سادگی ظاهری و حتی به ظاهر شیک خود، به شدت نفس گیر و با اُفت و خیزها و نادیده ها و ناشنیده های فراوانی مواجه اند. یکی از مهمترین مراحل در فرایند صلح، «آغاز مذاکرات صلح» است. هر چند نفس آغاز مذاکرات صلح در هر جنگ و منازعه ای ارزشمند تلقی و گامی در مسیر کاهش آلام و درد و رنج های مردم و به ویژه زنان و کودکان و سالمندان و نیز خسارت به محیط زیست و زیرساخت های اقتصادی و صنعتی تلقی می شود؛ در بطن خود عنصر شناسایی آن سوی مذاکره و طرف مخاصمه را دارد ولی لزوما به معنای نتیجه بخشی مذاکرات و تأمین صلح، به ویژه صلح پایدار نیست.
مشخصا؛ فراموش نکنیم که فرایند صلح و به ویژه دستیابی به صلح پایدار، نه تنها مسیری هموار نیست، بلکه پرسنگلاخ و نشیب و فراز است؛ صبر و استقامت فراوانی می طلبد؛ نیازمند استفاده به هنگام از پنجره فرصت، انعطاف پذیری، ابتکار عمل و خلاقیت، قدرت چانه زنی بالا، درایت و آینده نگری از سوی کارگزاران است.
پنجره فرصت مفهومی کلیدی در همه حوزههای زندگی اجتماعی و به ویژه در فرایند صلح و برای حل وفصل مسالمت آمیز منازعات است که باید نهایت استفاده را از آن کرد. نادیده انگاری پنجره فرصت و یا به عبارتی فرصت سوزی، زمان و زمینه ناشناسی به موقع از سوی کنشگران اصلی در هر منازعه ای چه بسا خُسران و حسرت های زیادی را ببار آورد که جبران آن بسادگی امکانپذیر نباشد؛ چنان که شرایط برای روند صلح در سطوح محلی، ملی، منطقهای و بینالمللی میتواند نه تنها به سمت بهتر، بلکه به بدتر شدن تغییر کند و پنجره فرصت را که زمانی بازشده بود برای مذاکرات و خاتمه مخاصمات ببندد؛ بدین لحاظ می توان مدعی شد که در شرایط عادی، تعلل در مذاکرات صلح جایز نیست؛ چه بسا وقوع حادثه و رویدادی غیرمترقبه کل مسیر را دچار اخلال و رشته ها را پنبه کند و یا توفیقات میدانی یکی از طرفهای درگیر موجب ایجاد بن بستهای مقطعی و ترک میز مذاکرات و تضعیف فرایند صلح و یا توفیق و دست بالاتر یکی از طرف های درگیر در پشت میز مذاکرات شود.
با چنین گزاره هایی و در راستای تامین منافع ملی و تمامیت ارضی کشور آنچه در شرایط فعلی برای ایران عزیز مغتنم است این است که «پنجره فرصت مذاکرات را از دست ندهیم!»
*استاد علوم سیاسی و رییس پیشین انجمن علمی مطالعات صلح