نمایندگان حقوقی دولت حمله به میراث فرهنگی را در سطح بینالملل به جد پیگیری کنند
محمد اسماعیل اسماعیلی جلودار*
پیرامون حوادث تلخ آسیب به آثار تاریخی و فرهنگی کشور در حین جنگ وحشیانه تحمیلی سوم از سوی اسراییل و امریکا با همکاری کشورهای عربی منطقه خلیج فارس و دریای مکران، به استثناء عمان و یمن دوستان نوشتن چند جمله ای را امر نمودند.
با کمال افتخار این چند سطر را در این اوضاعی که همگان از حوادث وحشیانه این جنگ در کشتار کودکان دختر و پسر مینابی، مردم بی گناه، اعضاء جوان و دانشجویان بی گناه ناوگروه غیرمسلح دنا و مقامات عالی رتبه کشوری و نظامی شامل رهبر محترم و فرماندهان عزیز ایران و بویژه دانشمندان کشور عزیزمان ایران غمگین و ناراحت هستیم، به نگارش درمی آورم. هدف اصلی این مرقومه محکومیت حمله به مراکز فرهنگی و میراثی کشور و درخواست از اندیشمندان علوم انسانی ایران و جامعه بین المللی دوستدار میراث فرهنگی در محکومیت و کمک به بازسازی آن است.
جنگ و واژگان مرتبط با آن در ادبیات فرهنگی ایران شامل نبرد، دعوا، مخاصمه یا هر واژه دیگری بار منفی و نتایج ویرانگر خود را دارد. نتایج این نبرد دوسویه، خواه در گذشته و خواه امروزه، فقط و فقط نظامیان و مراکز وابسته به آن را تحت تاثیر قرار نمیدهد، بلکه کل جامعه و ساختارهای مرتبط با آن را درگیر میکند. جهان بینی و ایدئولوژی حاکم بر جهان ایرانی از نخستین روزهای تاریخی آن، تاکید بر زیست متکثر اقوام مختلف و صلح دوستی جوامع مختلف آن تحت لوای ایران بزرگ با حضور اقوام و نژادهای ایرانی و انیرانی بوده و هست و حتما خواهد بود.
به شهادت داده های باستان شناسی و منابع تاریخی، ایران بیش از اینکه شروع کننده جنگی بوده باشد، مورد هجوم قرار گرفته است. حملات اقوام میان رودانی به دولت شهرهای حوزه جنوب غرب، غرب و شمال غرب کشور بویژه در هزاره اول پیش از میلادمسیح، موج حملات از سوی اقوام شمال شرقی ایران در دوران تاریخی( هخامنشی، سلولی، اشکانی و ساسانی ) همچنین است حملات یونانی ها، اسکندر مقدونی، سلوکی ها، رومیان ، لشکر کشی اعراب مسلمان، حملات چنگیز، پرتقالی ها، هلندیان، و دیگر دول غربی، روسها و در سال های اخیر، عراق، اسراییل و امریکا هرچند همه و همه گویای مظلومیت مردمان این کشور اهورایی است، اما از پس این حادثه ها ایران عزیز هماره سربلند بوده و خود را قدرتمندتر از قبل بازیافته است.
به نظرم قوم پارسی و ایرانی در جای درست تاریخ ایستاده است و هر بار و پس از هر آتشی، ققنوس وار برخاسته است و جهانی زیباتر از قبل حتی با پرداخت تاوان های سخت ساخته است.
اما چنانچه پیشتر اشاره شد علاوه بر آسیب های انسانی، اقتصادی و زیرساختی، یکی از اقدامات نامتعارف جنگ افروزان آسیب رساندن به مراکز میراثی ایران به ویژه به آثاری که در لیست میراث جهانی ثبت و همه کشورها ملزم به حفاظت از آن، خاصه در زمان جنگ هستند. می باشد. آسیب جدی به میراث بدون بازگشت تاریخی، جرمی تکان دهنده و نابخشودنی است که متاسفانه میراث جهانی کاخ گلستان، میدان نقش جهان و آثار ثبت شده در فهرست آثار ثبتی ایران نظیر کاروانسراها، مساجد، خانه های تاریخی و ... و نیز بناهای مذهبی از جمله کنیسه یهودیان در تهران و فرهنگی شامل مدارس بخشی از این فهرست بلند بالا هستند. این نوع حمله به آثار میراث بشری، لکه سیاه و ننگی بر دامن آغازکنندگان جنگ تحمیلی سوم بر ایران تا ابد تاریخ خواهد بود. جا دارد مقامات فرهنگی کشور ضمن هشدار و اعلام شکایت و ارسال گزارش به نهادهای متولی میراث جهانی از جمله یونسکو، ایکوم، ایکوموس و دیگر نهادهای مرتبط زمینه احقاق حق جبران خسارات را فراهم و اقدامات داخلی و بین المللی لازم را برای عدم تکرار و توقف کامل این اقدام خصمانه غیرفرهنگی و محکومیت آن در مجامع جهانی را پیگیری و به سرانجام برسانند.
تجمعات انجام شده در محکومیت آسیب به اماکن میراث فرهنگی و اقدامات انجام شده در ارزیابی خسارات وارده را بایست همچنان با قدرت ادامه داد و نمایندگان حقوقی نیز در سطح بین الملل موضوع را با کمک رجال سیاسی و وزارت امور خارجه به جد پیگیری کنند.
امیدوارم نخبگان فرهنگی دوستدار میراث فرهنگی کشورم ایران خواه داخلی و خواه خارجی هرکدام با اقداماتشان زمینه حفظ آثار میراث فرهنگی را فراهم و یک صدا این اقدام ددمنشانه را محکوم کنند، همچنانکه که این بنده حقیر هم آن را محکوم میکنم.
*دانشیار گروه باستان شناسی و رییس موسسه باستان شناسی دانشگاه تهران