برای روز سعدی
و او از جادوی عشق پرده برداشت
مهسا مشایخی
اول اردیبهشتماه در تقویم جلالی که بلبل بر شاخههای درختان نغمهسرایی میکند و بوی بهار در کوچهپسکوچههای شیراز به مشام میرسد، یاد سعدیِ جان در دل اهل ادب شکوفه میکند.
در این روز تو گویی حتی باغهای شیراز به احترام او سرسبزتر میشوند و نسیم خرامان از میان عطر بهار نارنج عبور میکند تا حکایتهای پیر سخن را در گوش زمان زمزمه کند. سعدی تنها یک شاعر نیست، مرهم دلهای خسته است که با زبانی ساده و روشن، معانی و واژگان را چنان پس یکدیگر میچیند که عمیقترین احساسات آدمی را لمس میکند.
و چه دلنشین گفت آنگاه که از جادوی عشق پرده برداشت:
«دوستان عیب کنندم که چرا دل به تو دادم
باید اول به تو گفتن که چنین خوب چرایی»
همین یک بیت برای شناختن دنیای عاشقانه سعدی کافی است. صادقانه، بیغل وغش و یکسره از جنس دل.
قرنها گذشته و کلام او هنوز تازه و بیهیچ غباری در گوش جان ما مینشیند. انگار هنوز در سایهسار سروهای شیراز نشسته و از عشق سخن میگوید.
امروز، اول اردیبهشت، روزی است برای مکثی کوتاه در میان هیاهوی زندگی، روزی برای یاد کردن از میراثی که از دل قرنها به ما رسیده است، میراثی از زبانآوریِ بیبدیل. سعدی هنوز زنده است، بزرگمردی که سخنش همچنان بدیع و روشنیبخش دلهاست.