در گفتگو با محمدعلی بهمنی قاجار مطرح شد:
تعقیب حقوقی جنایتهای ترامپ و نتانیاهو در دیوان کیفری بینالمللی شدنی است؟
فصل سوم گفتگویی با محمدعلی بهمنی قاجار در حاشیه نشست تخصصی کمیته بینالملل ستاد مرکزی دفاع حقوقی از کشور که در کانون وکلای دادگستری مرکز برگزار شد، پیرامون راهکارهای پیگیری حقوقی جنایات جنگی متجاوزان انجام داد.
گروه حقوقی، فصل سوم:
جنایات جنگی ارتکابی از سوی ترامپ و نتانیاهو در حمله به مدارس، بیمارستانها، زیرساخت غیرنظامی و کشتار مردم بیگناه ایران بر هیچکس پوشیده نیست. تنها جایی که در محاکم بینالمللی میتواند به اتهامات این جنایتکاران رسیدگی کند، دیوان کیفری بینالمللی است.
برای ارجاع پرونده و شکایت از متجاوزان، کشورها باید صلاحیت دیوان مزبور را پذیرفته و اساسنامه آن را امضا کنند. این مساله دارای ریسکهای سیاسی و حقوقی بزرگی است.
در گفتگو با یک پژوهشگر حقوق بینالملل، موضوع تعقیب جنایتکاران جنگی در دیوان کیفری بینالمللی مورد بررسی قرار گرفت.
در این باره محمدعلی بهمنی قاجار معتقد است پذیرش صلاحیت موردی دیوان کیفری بینالمللی دستیافتنیترین و شدنیترین راهکار حاضر برای طرح دعوی از متجاوزان و تعقیب کیفری جنایتکاران جنگی آمریکایی و اسراییلی است.
مشروح گفتگوی فصل سوم با این دکتری تخصصی حقوق بین الملل را در ادامه میخوانید.
در خصوص جنگ اخیر و جنگ 12 روزه، آیا میتوانیم به اتهام تروریستی بودن عمل متجاوزان، اقدامات قضایی علیه دولتهای متجاوز انجام دهیم؟
بله، بهطور کلی میتوانیم. بر اساس کنوانسیونهایی که وجود دارد، میتوانیم اقدام حقوقی لازم را انجام دهیم. برخی از اقداماتی که توسط متجاوزان انجام شد، مصادیق بارز اقدامات تروریستی است. ولی مسائل حقوقی، مانند صلاحیت مرجع رسیدگی کننده بسیار مهم است. کدام مرجع بینالمللی رسیدگی کند؟ از طریق ملل متحد یا شورای امنیت یا مراجع قضایی اقدام کنیم؟ بحث صلاحیت مرجع رسیدگی بسیار مهم است. مهمترین راهکاری که به نظر میرسد، همان شکایت به دیوان کیفری بینالمللی است که باید صلاحیت موردی دیوان را بپذیریم. در مورد کلیه مصادیق نقض حقوق بینالملل بشردوستانه، جنایت جنگی، جنایت علیه بشریت و نقض صلح میتوانیم در آن مرجع اقدام حقوقی علیه متجاوزان داشته باشیم. در مورد خاص تروریسم هم کنوانسیونهای بینالمللی وجود دارد، اما بحث صلاحیت مرجع رسیدگی کننده به آن قابل تعمق است.
در خصوص دیوان بینالمللی کیفری که فرمودید با چه مکانیزمی میتوانیم طرح دعوی کنیم؟ نه ما عضو اساسنامه آن دیوان هستیم، نه رژیم اسرائیل و نه آمریکا.
صلاحیت موردی دیوان را میتوانیم بپذیریم. این نکته در اساسنامه آن تصریح شده است. مشابه کاری که اکراین در خصوص تجاوز روسیه انجام داد. در آن مورد هم نه روسیه عضو اساسنامه بود و نه اکراین. اکراین صلاحیت موردی دیوان کیفری بینالمللی را پذیرفت و چون آن جنایات در قلمرو اکراین رخ داده بود، دیوان کیفری بینالمللی خود را صالح دانست و حتی قرار جلب پوتین را هم صادر کرد. بنابراین، با همان الگو، ایران هم میتواند در دیوان کیفری بینالمللی طرح دعوی کند. صلاحیت موردی دیوان در ماده 13 اساسنامه ذکر شده است. میتوانیم بر اساس آن ماده، صلاحیت موردی بپذیریم و دیوان صلاحیت خواهد داشت و مکلف به رسیدگی به شکایت ما خواهد بود. با این شیوه نه نیاز به شورای امنیت وجود دارد و نه پذیرش صلاحیت دیوان بهصورت کلی مطرح میشود.
اینکه پذیرش صلاحیت بهطور کلی نباشد محاسنی هم دارد، اما ما معمولاً وضعیت را به دیوان بینالمللی کیفری ارجاع میدهیم، نه مورد را. مثلاً وضعیت ایران در دو مخاصمه مسلحانه در سال 1404 را ارجاع میکنیم؟
دقیقاً همینطور است. مساله وضعیت مخاصمه مسلحانه قابل طرح است.
درون این وضعیت، ما حوادث دلخراش دیماه ۱۴۰۴ را هم داریم. اگر دادستان دیوان، آقای کریم خان به موضوع داخلی کشور وارد شود و موجب سوء استفاده طرف مقابل شود، چه میشود کرد؟
ما ارجاع موردی شکایت را به دیوان انجام میدهیم. محدوده زمانی از 9 اسفند ۱۴۰۴ تا پایان جنگ سوم را در این صلاحیت موردی دیوان قرار میدهیم.
یعنی این بازه موردی، جنگ 12 روزه را شامل نشود؟
به لحاظ تعیین بازه زمانی پذیرش موردی صلاحیت دیوان، هر کار صلاح بدانیم میتوانیم انجام دهیم. به نظرم اگر آمریکا عضو کنوانسیون منع نسلکشی باشد و صلاحیت اجباری دیوان را پذیرفته باشد، با توجه به تهدیدهایی که آقای ترامپ درباره نابودی زیرساختها و تمدن ایران کرد، بر اساس ماده 3 کنوانسیون منع نسلکشی که تحریک به نسلکشی است، موضوع شکایت را در دیوان میتوانیم مطرح کنیم.
میتوانیم دیوان بینالمللی دادگستری را هم در این مورد به کار بگیریم.
در مورد تروریسم که فرمودید یک مثال تاریخی وجود دارد، درباره دیوان اختصاصی لبنان (دادگاه ترور رفیق حریری) خیلی بحث شد که تروریسم یک جرم بینالمللی است یا نه. در نهایت دادگاه در رای اعدادی 2011 تشخیص داد که چنین اتهامی یعتی ترور، قابل پیگیری بینالمللی نیست و آن بمب گذاری را با اتهام قتل بررسی کردند. چطور میشود در یک مرجع بینالمللی تروریست بودن طرف مقابل را به عنوان اتهام مطرح کرد؟
میتوانیم در اتهامات مربوط به جنایت جنگی و جنایت علیه بشریت، قتل هم پیگیری کنیم که برای آن هم میتوانیم به دیوان بینالمللی کیفری رجوع کنیم. لزومی ندارد که بحث تروریسم را حتماً پیش بکشیم. تروریسم را هم میتوانیم البته مطرح کنیم، ولی میتوانیم به این دلیل که الآن صلاحیت دیوان بینالمللی کیفری وجود دارد، از طرق دیگری اقدام کنیم. اثبات موارد جنایات جنگی و جنایت علیه بشیریت علیه ترامپ و نتانیاهو دستیافتنیتر و شدنیتر است.
اگر طرف مقابل هم اتهاماتی علیه دولت ما مطرح کند، چه میشود؟ به هر حال جنگ بوده و صدمات اتفاقی ممکن است به طرف مقابل وارد آمده باشد. در این مورد، آیا به مصلحت است که ما با پذیرش صلاحیت دیوان بینالمللی کیفری خودمان و مقامات کشورمان را در معرض اتهامات متقابل قرار دهیم؟
تصمیمگیری در این باره، نوعی سیاستگذاری قضایی است؛ مثل هر دعوای دیگری که بهعنوان وکیل دادگستری بررسی میکنیم و کفههای ترازو را میسنجیم، باید دید آیا به نفعمان است که طرح دعوی کنیم یا نه، این مساله هم مانند همان دعاوی است و باید همه جوانب سنجیده شود.
از نظر شما میارزد که برای طرح دعوای جنایت علیه بشریت در دیوان بین المللی کیفری، ریسک اتهام و پیگرد علیه مقامات کشور را پذیرفت؟
به نظر میرسد جنایات جنگی و جنایت علیه بشریت و حتی تهدید به نسلکشی که رئیس جمهور آمریکا کرد، ابعاد گستردهتری از اتهامات متقابلی دارد که آنها ممکن است طرح کنند و من فکر میکنم که این را باید در سیاست قضایی سنجید و بررسی کرد؛ ولی مشخص است مساله جای ریسک چندانی ندارد.
شما بهعنوان کارشناس میدانید که ترامپ و نتانیاهو در یک مرجع بینالمللی مانند دیوان کیفری بینالمللی محاکمه نخواهند شد، همانطور که در موارد قبلی جنایات جنگی ارتکابی مانند غزه، مقامات آمریکا و رژیم اسرائیل محاکمه نشدند، اما وقتی صلاحیت موردی دیوان کیفری بینالمللی را میپذیریم، به این معنا است که به دیوان اجازه میدهیم از عملکرد مقامات سیاسی ما دست کم تحقیق کند. این آیا به نظر شما از دیدگاه منافع ملی قابل توجیه است؟
این را باید جزئیتر سنجید. من الآن نمیتوانم دقیق بگویم که توجیه دارد یا نه.