پیشبینی از بازگشایی تالار معاملات: فاز ابتدایی معاملات با هیجان منفی و احتیاط شدید آغاز میشود
در روزهایی که سکوت بازار سرمایه سنگینتر از هر شاخص اقتصادی شده، همه فعالان بورسی چشمانتظار یک اتفاق هستند و آن هم بازگشایی بازارسرمایه است.
به گزارش فصل سوم به نقل از صدای بورس، در روزهایی که سکوت بازار سرمایه سنگینتر از هر شاخص اقتصادی شده، همه فعالان بورسی چشمانتظار یک اتفاق هستند و آن هم بازگشایی بازارسرمایه است.
تعطیلی چند روزه بورس در پی شرایط خاص منطقه، نهتنها معاملات را متوقف کرده؛ بلکه فضای روانی فعالان اقتصادی را نیز در نوعی انتظار فرو برده است. این انتظار دقیقا همان نقطهای است که رفتار آینده بازار را رقم خواهد زد. با آغاز سال ۱۴۰۵، بازار سرمایه ایران در آستانه تجربهای متفاوت ایستاده است؛ تجربهای که در آن متغیرهای ژئوپلیتیکی و اقتصادی، دستکم در کوتاهمدت، بهطور همزمان بر ذهن فعالان اثر گذاشتهاند؛ اما پرسش اصلی این روزها این است: اگر در روزهای پیشرو بازار باز شود، در دو مسیر محتملِ تداوم جنگ یا شکلگیری توافق، بورس ایران چه چهرهای از خود نشان خواهد داد؟
نگاهی تاریخی به رفتار بورس در دوران نااطمینانی
بورس ایران در مقاطع مختلف از سالهای تحریم بانکی تا دورههای نوسان ارزی نشان داده که رفتار آن هرچند در کوتاهمدت ممکن است هیجانی باشد، اما در میانمدت و بلندمدت تابع منطق اقتصادی و تجربههای انباشته فعالان بازار است. سوابق گذشته بازار به ما یاد داده که واکنشهای تند اولیه تنها بخشی از تصفیه هیجانی سرمایهگذاران است و مسیر اصلی همیشه به سمت متغیرهای بنیادی اقتصاد برمیگردد: نرخ ارز، سیاست پولی، چشمانداز تورم و توان سودآوری واقعی شرکتها. بنابراین، واکنش بازار در لحظه بازگشایی را باید صرفا «فاز اول» دانست، مرحلهای حساس که طی چند ساعت یا چند روز، نخستین نشانههای جهت آینده بازار را آشکار میکند.
سناریوی نخست: تداوم وضعیت جنگی و نااطمینانی
اگر بازار در فضایی بازگشایی شود که منطقه همچنان متشنج و فشار روانی در اقتصاد بالا باشد، انتظار میرود فاز ابتدایی معاملات با هیجان منفی و احتیاط شدید آغاز شود. در چنین سناریویی معمولا سه گروه سرمایهگذار شکل میگیرد:
فروشندگان هیجانی: افرادی که بهدلیل نگرانی از کاهش ارزش داراییها، تلاش میکنند خروجی سریع داشته باشند. این رفتار، هرچند طبیعی است، اما معمولا پایدار نیست و به مرور فروکش میکند.
صاحبان نقدینگی محافظهکار: این گروه ترجیح میدهد چند روز نخست را صرف رصد شرایط کند و پس از مشاهده رفتار بازارگردانها و صندوقهای بزرگ، تصمیمگیری کند.
خریداران داراییمحور: سرمایهگذاران باتجربهای که در فضای پرتنش، بهدنبال خرید داراییهایی با پشتوانه واقعی هستند؛ یعنی زمین، ساختمان، انبوهسازی، و سهامی با ارزش جایگزینی بالا.
در این فضا، انتظارات تورمی افزایش مییابد؛ نرخ سود بانکی ممکن است با فشار افزایشی مواجه شود و نقدینگی به سمت بازارهای موازی حرکت کند. با این حال، تجربه نشان میدهد که در چنین شرایطی، صنایع داراییمحور، انبوهسازیها و پروژههای ساختمانی بهدلیل ارتباط کم تر با واسطهگری بینالمللی، ثبات نسبی خود را حفظ میکنند. در این راستا شرکتهای بزرگ در بخش مسکن از جمله گروه سرمایهگذاری مسکن در این سناریو میتوانند مزیت نسبی داشته باشند، چون جریان درآمدی آنها مبتنی بر تقاضای داخلی، داراییهای واقعی و پروژههای مولد است. در واقع، مسکن در ایران نهتنها یک نیاز اجتماعی بلکه یک سپر اقتصادی در برابر نااطمینانی محسوب میشود.
از منظر رفتاری، ممکن است شاخص کل در روزهای ابتدایی بازگشایی با فشار منفی شروع شود، اما همین نوسان میتواند مقدمهای برای تولید فرصتهای خرید جذاب در صنایع بنیادی باشد. در فاز دوم، بازیگران بزرگ، صندوقها و بازارگردانها عملا نقش تثبیتکننده خواهند داشت و بازار آرام آرام به سمت تعادل و تحلیل واقعی حرکت خواهد کرد.
سناریوی دوم: شکلگیری توافق و بازگشت آرامش
در مقابل، اگر بازگشایی بازار با اخبار یا علائم روشن از کاهش تنش و حرکت به سمت توافق همراه شود، مسیر متفاوتی خواهیم دید؛ بازار در چنین لحظهای بهطور معمول به استقبال آینده میرود و با موج تازهای از خوشبینی، تقاضا در اغلب صنایع شکل میگیرد. ویژگیهای مهم این سناریو عبارتند از:
افزایش اعتماد عمومی و بازگشت نقدینگی حقیقی: تجربه نشان داده که نخستین ساعتهای بازگشایی در فضای مثبت، با ورود سرمایهگذاران خرد و افزایش حجم معاملات همراه است.
اصلاح انتظارات تورمی و کاهش نرخ سود مورد انتظار: سرمایهگذاران ترجیح میدهند بخشی از منابع خود را از سپرده بانکی به بازار سهام منتقل کنند.
رشد صنایع مالی، پیمانکاری و بانکی: کاهش نااطمینانی در نرخ ارز و سیاستهای پولی، بهطور مستقیم بر سودآوری این بخشها اثر مثبت دارد.
افزایش ارزشگذاری کل بازار: ضریب تنزیل جریانهای نقدی کاهش مییابد و شاخصهای P/E بازار اصلاح مثبت میگیرند.
در این سناریو، بازار نهتنها رشد قیمتی تجربه میکند؛ بلکه ممکن است شاهد بهبود ساختار معاملات نیز باشد؛ یعنی ورود مجدد سرمایههای بلندمدت، افزایش انتشار ابزارهای مالی جدید و بازگشت اعتماد به سیاستهای دولت و نهاد ناظر. برای ناشران بورسی بزرگ هم این فضا فرصت مناسبی برای بازطراحی استراتژی تأمین مالی، تسریع پروژهها و گسترش حضور بازار سرمایه در بخش مولد اقتصاد خواهد بود.
شفافیت عملکرد شرکتها؛ امری بسیار مهم
چه در صورت تداوم تنش و چه در مسیر توافق، یک نکته غیرقابلانکار وجود دارد:
رفتار میانمدت بازار سرمایه ایران تابع متغیرهای داخلی است، نه صرفا شوکهای کوتاهمدت سیاسی.
تورم ساختاری، نقدینگی، نرخ سود بانکی، نرخ ارز و بودجه دولت همچنان تعیینکننده جریان پایدار سرمایه خواهند بود.
باید گفت در هر دو سناریو، شرکتهای دارای دارایی واقعی و مدیریت مالی منظم کم ترین آسیب را میپذیرند و بیشترین پتانسیل رشد را حفظ میکنند. همین موضوع اهمیت رویکردهای جدیدی مانند شفافیت عملکرد، مدیریت ریسک و بهکارگیری ابزارهای نوین مالی را دوچندان میسازد؛ رویکردهایی که شرکتهای بزرگ هلدینگی باید در اولویت قرار دهند.
چند گزاره کلیدی برای سرمایهگذاران در آستانه بازگشایی بازار:
واکنش هیجانی اولیه، بخش طبیعی از رفتار جمعی بازار است، اما نباید مبنای تصمیمگیری بلندمدت باشد.
باید ارزش شرکتها را بر اساس داراییها و پروژهها سنجید، نه فقط بر مبنای جو خبری.
حفظ نقدینگی هوشمند و استفاده از ابزارهای پوشش ریسک، بهترین تصمیم در لحظه بازگشایی خواهد بود.
رصد دقیق سیاستهای پولی و نرخ سود بانکی، شاخص اصلی جهتگیری بازارهای مالی در تیر و مرداد ۱۴۰۵ است.
بازگشایی بورس در سال ۱۴۰۵، بیش از آن که آزمایش اعداد و شاخصها باشد، آزمون اعتماد و بلوغ بازار است.
بازاری که طی سالها با شرایط متنوع سیاسی، ارزی و تورمی سازگار شده، اکنون یکبار دیگر باید قابلیت خود در تطبیق با محیط را نشان دهد. همچنین در هر دو مسیر، مهم آن است که رفتار بازیگران بزرگ بازار، نهادهای مالی و منتشرکنندگان اوراق، بر پایه آرامش، تحلیل و برنامهریزی باشد.
منطق اقتصاد در مسیر تعادل
اقتصاد ایران ظرفیت آن را دارد که حتی در فضای پرریسک، مسیر رشد معقول خود را حفظ کند؛ بهشرط آن که تصمیمگیریها با نگاه بلندمدت، شفافیت عملکرد و انضباط مالی همراه باشد.
بورس ۱۴۰۵ شاید پرهیجان آغاز شود، اما در نهایت با منطق اقتصاد به مسیر تعادل خواهد رسید و این همان نقطهای است که بازارسرمایه میتواند بار دیگر نقش اصلی خود را در هدایت نقدینگی به سمت تولید و توسعه ایفا کند.