روایتی از خسارتهای واردشده به میراث فرهنگی ایران در حملات آمریکا و اسرائیل
ردپای جنگ بر حافظه تاریخی ایران؛ میراث باستانی چقدر آسیب دید؟
در روزهایی که آسمان ایران با صدای جنگندهها، موشکها و پدافندها شکافته میشد، بسیاری تصور میکردند هدف جنگ صرفاً زیرساختهای نظامی، پایگاهها یا مراکز هستهای است. اما خیلی زود روشن شد که جنگ فقط انسانها و تأسیسات را هدف نمیگیرد؛ جنگ به حافظه ملتها هم حمله میکند.
کیمیا جعفری؛
در ایرانِ یک سال گذشته، آنچه زیر موج انفجارها ترک برداشت فقط شیشه و سنگ نبود؛ بخشی از حافظه چند هزار ساله یک ملت نیز بود. از اصفهان تا تهران، از خرمآباد تا محوطههای باستانی غرب کشور، گزارشها یکییکی رسیدند:
کاشیهایی که فرو ریختند، پنجرههایی که شکستند، دیوارهایی که ترک خوردند، و بناهایی که قرنها از حمله مغول، زلزله، انقلاب و جنگ جان سالم به در برده بودند اما حالا زیر موج انفجارهای مدرن آسیب میدیدند.
ابعاد واقعی خسارت؛ عددهایی که هر هفته بزرگتر شدند
در هفتههای اول درگیری، مقامهای ایرانی فقط از «آسیبهای پراکنده» حرف میزدند. اما با باز شدن تدریجی دسترسی کارشناسان، تصویر واقعی روشنتر شد.
طبق گزارش رسمی وزارت میراث فرهنگی ایران که در رسانههای بینالمللی بازتاب یافت: بیش از ۱۴۰ اثر تاریخی و فرهنگی در ۲۰ استان آسیب دیدهاند. برآورد اولیه خسارات حدود ۷.۵ تریلیون تومان اعلام شد و البته این عددها تنها شامل خسارات مستقیم و قابل اندازهگیری فعلی بودند چرا که بسیاری از آسیبها طی ماهها یا حتی سالها بعد مشخص خواهند شد.
کارشناسان مرمت میگویند موج انفجار در بناهای تاریخی مثل یک بیماری خاموش عمل میکند؛ ابتدا فقط ترکهای ریز دیده میشوند، اما رطوبت، فشار و تغییر دما بعدها همان ترکها را به فروریختن کامل تبدیل میکند. بر این اساس است که هنوز نمی توان بسیاری از آسیب های وارد شده به بناهای تاریخی را تشخیص داد.
اصفهان؛ شهری که صدای انفجار را با گوش تاریخ شنید
اگر بخواهیم نماد این آسیبها را انتخاب کنیم، احتمالاً اصفهان در مرکز آن قرار میگیرد. شهری که قرنها با لقب «نصف جهان» شناخته شده، در جریان حملات بارها لرزید. نه فقط به خاطر نزدیکی برخی اهداف نظامی، بلکه به این دلیل که بسیاری از زیرساختهای حساس ایران در اطراف این منطقه قرار داشتند.
چهلستون؛ آینههایی که شکستند
کاخ چهلستون، یکی از مهمترین آثار صفوی و ثبتشده در فهرست میراث جهانی یونسکو، از جمله بناهایی بود که در بمباران استانداری اصفهان توسط اسراییل آسیب دید. طبق گزارش کارشناسان شیشهها شکستند، بخشی از پنجرههای چوبی تاریخی آسیب دید، تزئینات سقفی ترک برداشتند و ارتعاش شدید به ساختار بنا منتقل شد. برای بنایی که نزدیک به چهار قرن عمر دارد، همین لرزشها میتوانند مرگ تدریجی باشند. یکی از مرمتگران ایرانی در گفتوگو با رسانههای خارجی گفته بود: ما با ساختمانی روبهرو نیستیم که بتوان آن را دوباره با سیمان ساخت. هر قطعهاش بخشی از تاریخ است.
حالا این تاریخ، در حال فروریختن از موج انفجار موشک ها و بمبهای آمریکایی و اسراییلی است.
مسجد جامع اصفهان؛ زخمی روی هزار سال معماری
مسجد جامع اصفهان فقط یک مسجد نیست؛ تاریخ زنده معماری ایرانی-اسلامی است. بخشهایی از آن متعلق به بیش از هزار سال پیشاند. در جریان حملات، موج انفجار باعث آسیب به کاشیکاریها، گچبریها و بخشهایی از طاقها شد.
کارشناسان هشدار دادهاند که بسیاری از مصالح سنتی این مسجد در برابر لرزشهای مدرن مقاومت کمی دارند.
تهران؛ آفتی که به گلستان رسید
شاید نمادینترین تصویر این جنگ، خبر آسیب دیدن کاخ گلستان بود. مجموعهای که از دوره قاجار باقی مانده و یکی از مهمترین میراث جهانی ایران در پایتخت است. گزارشها از شکستن شیشههای تاریخی، آسیب به تزئینات داخلی، ترک در برخی دیوارها و صدمه به بخشهایی از معماری داخلی خبر دادند.
اما چیزی که بیش از همه کارشناسان را نگران کرد، لرزش ممتدی بود که در دل سازههای قدیمی ایجاد شد. یکی از متخصصان مرمت به والاستریت ژورنال گفته بود: «ساختمانهای تاریخی مثل موجود زندهاند. ممکن است امروز سرپا باشند اما ضربهای که خوردهاند سالها بعد خودش را نشان دهد.»
جنگ مدرن چگونه آثار باستانی را نابود میکند؟
یکی از مهمترین نکات این بحران این بود که بسیاری از آثار تاریخی اصلاً هدف مستقیم نبودند بلکه آسیبهای حاشیهای ناشی از یک جنگ مدرن بودند.
طبق گزارش والاستریت ژورنال، آمریکا در عملیاتهای خود بیش از ۱۳ هزار بمب و مهمات سنگین برای حمله به ایران استفاده کرد و حجم بالای انفجارها موجهای شدیدی تولید کرد که تا کیلومترها دورتر را تحت تاثیر قرار میداد. برای یک ساختمان نوساز، این شاید فقط یک لرزش باشد. اما برای سازهای که با خشت، ملات سنتی، چوب قدیمی و مصالح چندصدساله ساخته شده، همین موج میتواند فاجعهآفرین باشد.
کارشناسان میراث فرهنگی توضیح میدهند که ترکهای میکروسکوپی، جدا شدن لایههای کاشی و آسیب در اتصالات داخلی گاهی حتی از بمباران مستقیم هم خطرناکترند، چون دیر تشخیص داده میشوند.
خرمآباد؛ ترس برای تاریخ پیشاتاریخی ایران
در غرب ایران، نگرانی اصلی مربوط به محوطههای باستانی و غارهای خرمآباد بود. این منطقه یکی از مهمترین مراکز مطالعه زندگی انسان اولیه در فلات ایران است و ارزش جهانی دارد. گزارشها نشان میدهند لرزشهای ناشی از حملات در نزدیکی این محوطهها ثبت شده و نگرانیهایی درباره ناپایداری لایههای باستانشناسی، فروریختن بخشهایی از غارها و آسیب به ساختار طبیعی منطقه وجود دارد.
کنیسه رفیعنیا؛ وقتی میراث اقلیتها هم از بین رفت
در میان همه گزارشها، یکی از تلخترین تصاویر مربوط به تخریب کنیسه تاریخی رفیعنیا در تهران بود. این کنیسه متعلق به جامعه یهودیان خراسانی ایران بود و در حملهای که ساختمانی مجاور را هدف گرفته بود، تخریب شد. بعدها اسرائیل اعلام کرد از این اتفاق «متأسف» است، اما تاسف چیزی نیست که بتواند یک سرمایه تاریخی از دست رفته را برگرداند. این حادثه اهمیت دیگری هم داشت: جنگ فقط میراث اکثریت را نابود نمیکند؛ حافظه اقلیتها را هم از بین میبرد.
سکوت و واکنش جهان
با افزایش گزارشها، انتظار میرفت واکنش جهانی شدیدتر شود. اما بسیاری از پژوهشگران میراث فرهنگی معتقد بودند واکنش نهادهای بینالمللی بسیار کند و محافظهکارانه بود. یونسکو چند بار ابراز «نگرانی عمیق» کرد و از طرفین خواست به کنوانسیون لاهه درباره حفاظت از میراث فرهنگی احترام بگذارند. اما بیش از ۲۰۰ پژوهشگر و متخصص میراث فرهنگی در بیانیهای اعلام کردند که این واکنش کافی نیست.
آنها هشدار دادند: «اگر جهان امروز نسبت به آسیب دیدن میراث ایران سکوت کند، فردا هیچ میراثی در منطقه امن نخواهد بود.»
آیا این حملات عمدی بودند؟
این سؤال شاید مهمترین و جنجالیترین بخش ماجرا باشد. آمریکا و اسرائیل رسماً گفتهاند که آثار فرهنگی هدف مستقیم نبودهاند و حملات صرفاً اهداف نظامی را دنبال میکرده است. اما منتقدان میگویند: وقتی عملیات نظامی در فاصله بسیار نزدیک به آثار ثبت جهانی انجام میشود، عملاً حفاظت از میراث فرهنگی رعایت نشده است.
برخی پژوهشگران حتی از واژههایی مثل: «تخریب حافظه تمدنی» یا «cultural genocide» استفاده کردهاند؛ هرچند هنوز هیچ دادگاه یا نهاد بینالمللی این عنوان را رسمی ندانسته است.
مرمت؛ نبردی که تازه شروع شده
بعد از پایان موج اصلی حملات، مرحلهای آغاز شد که شاید سالها طول بکشد: نجات آنچه باقی مانده است. ایران اکنون در بسیاری از سایتها عملیات تثبیت اضطراری، اسکن سهبعدی، مستندسازی دیجیتال و مرمت اولیه را آغاز کرده است. اما مرمت آثار تاریخی مثل ساختن یک ساختمان جدید نیست.
اگر یک کاشی صفوی از بین برود، اگر نقاشی قاجاری فرو بریزد، اگر گچبری هزار ساله ترک بخورد، در بسیاری موارد «اصل اثر» برای همیشه از دست رفته است.
فراتر از سنگ و آجر؛ چرا این خسارتها مهماند؟
شاید برای کسی که هرگز به چهلستون نرفته یا زیر سقف مسجد جامع اصفهان نایستاده، این خبرها فقط چند عدد باشند. اما برای ایرانیها، این بناها فقط آثار توریستی نیستند. اینها حافظه جمعی، روایت تاریخی و نشانه ادامه حیات یک تمدناند. وقتی کاخ گلستان آسیب میبیند، فقط یک ساختمان زخمی نشده؛ بخشی از روایت تهران قدیم صدمه دیده است.
وقتی مسجد جامع ترک برمیدارد، فقط کاشیها نمیریزند؛ بخشی از تداوم هزار سال معماری ایرانی آسیب میبیند. و شاید همین است که بسیاری از متخصصان میگویند: خسارت واقعی این جنگ را نمیتوان فقط با پول اندازه گرفت. چون بعضی چیزها، وقتی از بین بروند، دیگر هرگز دقیقاً همان چیزی که بودند نخواهند شد.