عضو هیئت علمی دانشگاه شهید چمران در گفتگو با فصل سوم:
مهمترین علت تورم امروز ناکارآمدی است نه جنگ
یک اقتصاددان گفت: شاید اگر در دو سه دهه گذشته که بحران جنگ را نداشتیم اندکی سیاستگذاریهای اقتصادی بهتر انجام میشد امروز شاهد این تواتر میان تورم و افزایش مبلغ کالابرگ یا یارانه نبودیم. در حقیقت بخشی از این تورم شدید ناشی از جنگ است اما مهمترین علت آن ناکارآمدی است.
گروه اقتصاد، فصل سوم؛
یارانه، کالابرگ و حالا هم کارت امید مادران همگی هزینههایی هستند که از دولت دهم به بعد در ایران باب شد. واریز مبالغی ناچیز به حساب مردم برای تامین حداقل نیازهایی که سالهاست دست ایرانیان روز به روز از آنها کوتاهتر میشود. اما آیا این بریزو بپاشها که از سالهای پیش از جنگ آغاز شده بود میتواند راهکاری مناسب برای تامین نیاز جامعه باشد؟
مرتضی افقه اقتصاددان و عضو هیئت علمی دانشگاه چمران اهواز در پاسخ به این سوال به فصل سوم میگوید: در زمان جنگ و بحران تعادلات اقتصادی بهم میریزد به این معنا که از یک سو سرمایهگذار مایل است سرمایه خود را از بازار خارج کند، از طرف دیگر تولیدکننده علاقهمند است که تولیدات خود را در انتظار برای گرانتر شدن آنها در آینده انبار کند و از دیگر سو مصرفکننده هم اگر پول داشته باشد دست به خریدهای احتیاطی میزند. بنابراین در چنین شرایطی حتی در کشورهای پیشرفته مبتنی بر سرمایهداری هم چنین اقداماتی برای حفظ حداقل معیشت مردم در زمان بحران انجام میشود و اما در کشور ما این سیاستها به خوبی صورت نمیگیرد.
به گفته او، شاید اگر در دو سه دهه گذشته که بحران جنگ را نداشتیم اندکی سیاستگذاریهای اقتصادی بهتر انجام میشد امروز شاهد این تواتر میان تورم و افزایش مبلغ کالابرگ یا یارانه نبودیم. در حقیقت بخشی از این تورم شدید ناشی از جنگ است اما مهمترین علت آن ناکارآمدی است.
افقه ادامه داد: در حقیقت بخشی از این تورم شدید ناشی از جنگ است اما مهمترین علت آن ناکارآمدی است. استاد اقتصاد دانشگاه شهید چمران بر این موضوع هم تاکید میکند که اصل این نوع سیاستهای حمایتی در زمان بحران و جنگ برای حمایت از اقشاری که در جنگ آسیب میبینند و همچنین برای حمایت از تولید و سرمایهگذاری اجتناب ناپذیر است اما نوع انجام آن و بروکراسیها و مدیریتهای ناکارآمد میتواند موفقیت این سیاستها را با مشکل مواجه کند.
افقه تجویز پرداخت یارانه در دوران پیش از جنگ و در دولتهای گذشته را نادرست میداند و توضیح میدهد: آن زمان عدهای از اقتصاددانها اصرار میکردند که قیمت برخی کالاها که دولت برای حمایت از افراد کم درآمد پایین نگه داشته بود، افزایش داده شود و مابهالتفاوت آن به مصرفکننده پرداخت شود. تصور هم بر این بود که عدهای از سوبسیدها سوءاستفاده میکنند. بنابراین به نظر من در آن زمان سیاست پرداخت یارانه مناسب نبود و باید همان سیاستهای قبلی در پیش گرفته میشد در نهایت هم پرداخت یارانه موفقیتآمیز نبود و بعد از گذشت یکی دو سال از پرداخت آن باعث ایجاد تورم و افزایش قیمتها شد و در نهایت یارانه واریزی ذوب شد. در دولت سیزدهم هم این اتفاق رخ داد یعنی افزایش قیمت ارز بیش از افزایش میزان یارانه بود.
او تاکید میکند که در دولت پزشکیان هم شرایط این روند ادامه داشت: وقتی سال گذشته همتی و همفکران او قصد کردند ارز را تکنرخی کنند اعلام کردند که مابهالتفاوت آن را به مردم میپردازند و در نتیجه مبلغ یارانه تقریبا ۳ برابر شد. این اقدام شوکگونه تورم شدیدی ایجاد کرد که از مبلغ یارانه فراتر رفت.
این اقتصاددان عنوان میکند: مدیریت اقتصاد، معیشت و رفاه مردم در همه ۳ دهه گذشته مشکل داشته است. در همه این سالها فاصله طبقاتی رو به افزایش گذاشته است و دولت ناچار به پرداخت یارانه شده است. اگر سیاستگذاری اقتصادی مناسب بود امروز تولید کشور دوام بیشتری داشت و چنین وابسته به درآمدهای نفتی نبود. بخش قابل توجهی از مشکلات امروز ما مربوط به این است که اقتصاد ما به شدت به درآمدهای نفتی وابسته مانده است و آنچه در روابط و تجارت خارجی ما بهویژه بعد از جنگ رخ داده است و تنگه هرمز هم با مشکلاتی مواجه شده، ایرانی را که وابسته به تجارت در این منطقه بود دچار مشکل کرد. با توجه به این موضوع در حال حاضر دولت ناچار شده که فراتر از یک شرایط عادی اقدام به سیاستگذاری حمایتی کند هرچند که همین حمایتها هم نتوانست پاسخگوی مشکلاتی باشد که به دلیل سوءتدبیرها -و نه الزاما جنگ-برای مردم ایجاد شده است.