چگونه حاشیه‌نشینان، زنگ خطر شکاف‌های اقتصادی را به صدا درآوردند؟

شورش مشهد ۱۳۷۱؛ نخستین هشدار اجتماعی پس از انقلاب

شورش مشهد ۱۳۷۱؛ نخستین هشدار اجتماعی پس از انقلاب

شورش مشهد در خرداد ۱۳۷۱، نخستین اعتراض گسترده اجتماعی و اقتصادی پس از انقلاب بود که با تخریب خانه‌های حاشیه‌نشینان در کوی طلاب آغاز شد و به ناآرامی‌های شهری گسترش یافت. این رخداد ریشه در مشکلاتی مانند فقر، حاشیه‌نشینی، مهاجرت گسترده به شهرها و پیامدهای سیاست‌های تعدیل اقتصادی دهه هفتاد داشت. بسیاری از تحلیلگران این اعتراضات را نخستین هشدار جدی درباره شکاف‌های اقتصادی و احساس محرومیت در میان اقشار کم‌درآمد می‌دانند؛ الگویی که بعدها در اعتراضات مشابه در نقاط دیگر کشور نیز تکرار شد.

در حافظه سیاسی جمهوری اسلامی، اعتراضات دهه‌های اخیر معمولاً با نام‌هایی چون کوی دانشگاه، جنبش سبز، دی‌ماه ۱۳۹۶ یا آبان ۱۳۹۸ شناخته می‌شوند؛ اما پیش از همه این رخدادها، در خرداد ۱۳۷۱ مشهد صحنه نخستین شورش گسترده اجتماعی و اقتصادی پس از انقلاب ۱۳۵۷ بود. رخدادی که اگرچه در زمان خود کمتر مورد توجه قرار گرفت، اما بسیاری از نشانه‌های بحران‌های اجتماعی سال‌های بعد را در خود داشت؛ از گسترش حاشیه‌نشینی و شکاف طبقاتی گرفته تا نارضایتی ناشی از سیاست‌های اقتصادی و احساس محرومیت در میان اقشار فرودست.
شورش مشهد در ظاهر با تخریب خانه‌های ساکنان کوی طلاب آغاز شد. نیروهای شهرداری و نهادهای مسئول برای مقابله با ساخت‌وسازهای غیرمجاز وارد منطقه شدند و همین اقدام جرقه اعتراضاتی را زد که به سرعت از یک مناقشه محلی فراتر رفت. درگیری‌ها در مدت کوتاهی به بخش‌هایی از شهر کشیده شد و به تخریب اموال عمومی، حمله به برخی مراکز دولتی و حضور گسترده نیروهای امنیتی انجامید.
اما اهمیت تاریخی این واقعه در آن است که علت آن صرفاً تخریب چند خانه نبود. این حادثه در بستری از تحولات اقتصادی و اجتماعی دهه هفتاد شکل گرفت؛ دورانی که کشور پس از پایان جنگ ایران و عراق وارد مرحله بازسازی شده بود. دولت وقت با هدف توسعه زیرساخت‌ها و احیای اقتصاد، سیاست‌هایی را در پیش گرفت که بعدها با عنوان «تعدیل اقتصادی» شناخته شد. این سیاست‌ها هرچند به رشد برخی شاخص‌های کلان اقتصادی کمک کرد، اما همزمان پیامدهایی چون افزایش تورم، کاهش قدرت خرید اقشار کم‌درآمد و تشدید نابرابری‌های اقتصادی را نیز به همراه داشت.
مشهد در آن سال‌ها یکی از مهم‌ترین مقاصد مهاجرت داخلی بود. هزاران نفر از روستاها و شهرهای کوچک به امید یافتن کار و زندگی بهتر به این کلان‌شهر مهاجرت کرده بودند. بخش بزرگی از این جمعیت در مناطق حاشیه‌ای ساکن شدند؛ مناطقی که نه از خدمات شهری کافی برخوردار بودند و نه امنیت اقتصادی پایداری داشتند. در چنین شرایطی، برخورد قهری با مسئله مسکن عملاً به مواجهه مستقیم دولت با آسیب‌پذیرترین بخش جامعه تبدیل شد.
از این منظر، شورش مشهد را می‌توان نخستین بروز علنی شکاف میان سیاست‌گذاری اقتصادی و واقعیت زندگی اقشار فرودست دانست. برخلاف اعتراضات سیاسی سال‌های نخست انقلاب که عمدتاً ماهیت ایدئولوژیک یا امنیتی داشتند، معترضان مشهد مطالبات سیاسی مشخصی را دنبال نمی‌کردند. آنچه آنان را به خیابان کشاند، ترکیبی از فقر، احساس بی‌عدالتی و نگرانی از دست دادن حداقل دارایی‌هایشان بود.
اهمیت دیگر این رخداد در آن است که الگویی را شکل داد که بعدها در اعتراضات اسلامشهر در سال ۱۳۷۴، قزوین و سپس در ناآرامی‌های دهه‌های بعد بارها تکرار شد. در همه این موارد، یک مسئله ظاهراً محدود ــ از افزایش کرایه حمل‌ونقل گرفته تا تقسیمات کشوری یا قیمت سوخت ــ به سرعت به بستری برای بروز نارضایتی‌های انباشته اقتصادی و اجتماعی تبدیل شد. به بیان دیگر، عامل آغازگر بحران معمولاً اهمیت کمتری نسبت به زمینه‌های شکل‌گیری آن داشت.
شورش مشهد همچنین نشان داد که رشد اقتصادی بدون توجه به توزیع عادلانه فرصت‌ها و منابع، لزوماً به افزایش رضایت اجتماعی منجر نمی‌شود. در دهه هفتاد، بخشی از جامعه نشانه‌های توسعه و بازسازی را در شهرهای بزرگ و پروژه‌های عمرانی مشاهده می‌کرد، اما بخش دیگری از همان جامعه خود را از دستاوردهای این توسعه بی‌بهره می‌دید. همین احساس نابرابری، به عاملی مهم در شکل‌گیری نارضایتی اجتماعی تبدیل شد.
امروز و پس از گذشت بیش از سه دهه، مطالعه شورش مشهد صرفاً یک بازخوانی تاریخی نیست؛ بلکه فرصتی برای فهم ریشه‌های بسیاری از چالش‌های اجتماعی معاصر ایران است. این رخداد یادآوری می‌کند که اعتراضات اجتماعی معمولاً محصول یک تصمیم یا رویداد واحد نیستند، بلکه در نتیجه انباشت تدریجی مشکلات اقتصادی، احساس محرومیت و کاهش اعتماد اجتماعی شکل می‌گیرند.
شورش مشهد در خرداد ۱۳۷۱ شاید نخستین هشدار جدی درباره پیامدهای اجتماعی شکاف‌های اقتصادی در جمهوری اسلامی بود؛ هشداری که نشان داد توسعه اقتصادی، بدون توجه به عدالت اجتماعی و مطالبات گروه‌های کم‌برخوردار، می‌تواند خود به منشأ ناآرامی تبدیل شود. از این رو، این واقعه نه تنها بخشی از تاریخ معاصر ایران، بلکه یکی از نقاط کلیدی برای فهم رابطه میان اقتصاد، جامعه و سیاست در چهار دهه گذشته محسوب می‌شود.

 

جامعه

ارسال نظر