بیش از ۲۰۰هزار اقامتگاه غیررسمی در کشور فعالند
شاید پنج دهه است که گردشگری در این کشور جدی شده است؛ یعنی هتلهای خوب آمدند، زیرساختها شکل گرفتند، مسیر شمال باز شد و خودروسازی هم به آن اضافه شد.
به گزارش فصل سوم به همت خانه اندیشمندان علوم انسانی، نشست «گردشگری در سایه جنگ؛ روایتی از ابعاد انسانی، فرهنگی و اقتصادی جنگ و تاثیر آن بر صنعت گردشگری» روز سه شنبه (٢٢ اردیبهشتماه 1405) برگزار شد.
از دهۀ پنجاه به بعد، هر ده سال یک بحران گردشگری در ایران تجربه شده است
محمد جهانشاهی، از مدیران وزارتخانه میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی، در این نشست گفت: شاید بتوان گفت از دهۀ شصت(اگرچه میگویند گردشگری در ایران صد ساله است، از زمانی که اتومبیل در این کشور جا افتاد و ایرلاینها شصت هفتاد سال پیش راه افتادند تا امروز) شاید پنج دهه است که گردشگری در این کشور جدی شده است؛ یعنی هتلهای خوب آمدند، زیرساختها شکل گرفتند، مسیر شمال باز شد و خودروسازی هم به آن اضافه شد. در نهایت میشود شصت هفتاد سال اما وقتی نگاه میکنی، از دهۀ پنجاه به بعد، هر ده سال یک بحران گردشگری در ایران تجربه شده؛ انقلاب ۵۷ شد، جنگ شد؛ بعد از جنگ، دورۀ سازندگی آغاز شد و رفتوآمد گردشگر در ایران زیاد شد. خودم در کرمان بودم؛ در دهۀ هفتاد یادم هست که با اینکه جادۀ بم فقط یک باند داشت، پر بود از ماشینهای سنگین و سبکی که میرفتند و میآمدند به پاکستان؛ مسیری که به آن «جادۀ شبهقاره» میگفتند.

وی گفت: حدود سی و پنج شش سال پیش، آنقدر گردشگر در آن مسیر بود که شهرهای ماهان و بم که دو شهر با هویت هستند مردمشان به حضور گردشگر عادت کرده بودند. الان بعد از سی سال، اگر یک گردشگر در آن خیابانها برود، همه نگاهش میکنند. چقدر تغییر شدیدی ایجاد شده است.
وی افزود: تا سال ۹۷، فکر میکنم هر ده سال یک بحران فراگیر گردشگری رقم خورد؛ بحرانهایی که به امنیت وصل بودند انقلاب، جنگ، مسائل اجتماعی. به لحاظ بحرانخیزی شاید جزو ده کشور اول دنیا باشیم و آسیب زیادی هم در حوزههای مختلف دیدهایم. اما از ۹۷ به بعد، کرونا شد و بعد از آن هم شرایطی که گردشگری ما، گردشگری ترکیه نیست که پنجاه هزار تخت اقامتی داشته باشد، ده هزار هتل داشته باشد، ده درصد تولید ناخالص داخلیاش گردشگری باشد، ده درصد اشتغالش به این صنعت وابسته باشد. آن گردشگری به معیشت مردم و اقتصاد کشور وصل است و از محورهای اصلی آن به شمار میرود؛ به همین دلیل، هر اتفاقی که بیفتد، سریع خودش را بازمی یابد.
ایران یکی از باهویتترین کشورهای دنیاست
وی ادامه داد: حاکمیت در آن کشور مجبور است درگیر صنعتی به نام گردشگری باشد. چشمانداز بیست سالۀ ما با ترکیه یک سال اختلاف داشت؛ ما از ۱۳۸۳ شروع کردیم، ترکیه هم برنامۀ بیست سالۀ خود را آغاز کرد که هدفش حضور در میان پنج کشور اول دنیا بود. با اینکه در سالهای آخر تورم سنگین، مشکلات مالی، کودتا و زلزله را تجربه کرد، ولی چون چارچوب سیاستی آن نظام کاملاً مشخص است و هر کسی که میآید باید در آن چارچوب بنشیند، آن کشور مسیر خود را طی کرد. الان شصت میلیون گردشگر و شصت میلیارد دلار درآمد اهدافی هستند که به آن رسیده است.
ما اما از تجربۀ توریستی دهۀ هشتاد و حتی دورۀ برجام درس نگرفتیم. به هر حال کشور ما هنوز گردشگر دارد؛ سیصد، چهارصد میلیون همسایه داریم، گردشگری زیارتی داریم، گردشگری سلامت داریم. ایران یکی از باهویتترین کشورهای دنیاست و مظاهرش همهجا هست. اما وقتی از آسیبهای جنگ صحبت میکنیم، این کشور تاریخی است و مظاهر تاریخیاش همهجا هست.
در نظام اقتصادی و در شاخصهای کلان اقتصادی کشور جای درستی برای گردشگری مشخص نشده است
این فعال حوزه گردشگری گفت: جابهجایی منابع میراث فرهنگی میان استانها و مقاصد تاریخی، تا دولت آقای روحانی وضعیت قابل قبولی داشت. ما در دولتها آسیب دیدیم، دولت احمدینژاد قطعاً آسیب زد، دولت روحانی را هم در گردشگری فراموش نمیکنیم، آن زمان که در کرمان بودیم، باید خواهش میکردیم که اتوبوسی که از سمت شیراز میآید، شب در راه بماند تا اینجا اقامت داشته باشیم. اینجا ننشستهام که از منظر دولت دفاع کنم؛ خودمان هم به ساختار نقدهای جدی داریم. اگر بخواهیم کارشناسانه به قضیه نگاه کنیم، این روزهای خوب هم گذشته؛ ولی باید این واقعیت را بپذیریم که متأسفانه به دلیل اینکه اندازۀ گردشگری ایران در نقطهای که شایستهاش است قرار ندارد، در نظام اقتصادی و در شاخصهای کلان اقتصادی کشور جای درستی برایش مشخص نشده است.
وی افزود: الان اگر قرار باشد چیزی توزیع شود، میگویند ده میلیون نفر صنف در اولویت است. صنف در مجلس کمیسیون دارد، نمایندگانش نفوذ دارند و صدایشان بلندتر است. اما در کشوری که کل تختهای رسمی هتلیاش به پنج صدم درصد جمعیتش هم نمیرسد و ضریب اشغال آنها همیشه زیر سی چهل درصد است، این فاجعه است. یک کشور هشتاد، نود میلیونی، دویست، سیصد هزار تخت خودش را هم نمیتواند پر کند. نمیتوانیم بگوییم دولت و نهاد متولی تنها مقصر است؛ ولی میگویم یک چرخه است، یک نظام که باید حکمرانی به گونهای باشد که هر چیزی سر جای خودش بنشیند.
وی با بیان اینکه رفتن به موزۀ برج آزادی، هم لذتبخش بود و هم دردآور، گفت: خانمی از ایرانشهر آمده بود؛ تولیدکنندۀ صنایع دستی بود و اقامتگاه بومگردی داشت. با اتوبوس آمده بود تا شاید بخشی از صنایع دستیاش را اینجا بفروشد و پولی ببرد و به روستایشان در ایرانشهر برگردد. جایی که چند ماه است اقامتگاه گردشگری آن خالی است و هیچکس هم هیچ تعارفی با صنعت گردشگری ندارد. میخواهد بومگردی باشد که یک خانواده از آن نان بخورد. همین الان نمونههایی داریم که به خاطر سی میلیون تومان، اداره بیمه حسابشان را مسدود کرده است. در مقیاس بزرگتر هم که دوستان صحبت کردند، ما الان یک هزار میلیارد تومان خسارت داریم. نزدیک به هفتاد، هشتاد واحد گردشگری و هتل آسیب دیدهاند؛ نزدیک به دو هزار میلیارد تومان هم خسارت مالی داریم، ششصد هفتصد میلیارد خسارت ساختمانی فیزیکی، و سیصد چهارصد میلیارد هم درآمدی که در این دوره میتوانستند به دست آورند.
جهانشاهی گفت: شرایط متأسفانه پیچیده است؛ منابع مالی محدود است. منابع و پولی که دست وزارتخانه بوده و قبلاً بیشتر صنایع دستی استفاده میکرد و اکنون تلاش شده گردشگری از آن استفاده کند، الان دارد در استانها توزیع میشود. توزیعش ممکن است آنطور که ما فکر میکنیم مناسب نباشد، ولی الان تنها امکانی است که در دست بوده. قطعاً با موج بیکاری روبهرو هستیم. جمعیت شاغل گردشگری کشور، بیمهشدهها و کسانی که فصلی کار میکنند ولی حرفهای هستند، تقریباً حدود چهارصد هزار نفر است که عمدۀ آن در حوزۀ اقامتی است؛ حدود سیصد و پنجاه هزار نفر در اقامتگاهها و سی و هفت هشت هزار نفر در آژانسها.
وی با تاکید بر اینکه چالشهای ما زیاد است، گفت: همین الان در کشور بیش از دویست هزار اقامتگاه غیررسمی فعالیت میکنند، در حالی که کل واحدهای اقامتی رسمی ما به ده هزار واحد نمیرسد. در یک پلتفرم مانند «جاباما» نزدیک به چهار هزار و پانصد واحد دارند اقامت میفروشند که ده درصدشان واحدهای رسمی تحت پوشش ما هستند. یعنی بازاری درست شده که مدیریتش عملاً از دست ما خارج است. خودم فکر میکنم دیگر نمیتوانیم با روش دولتی وارد این حوزه شویم؛ چون مسائل اجتماعیاش خیلی پیچیده شده. این نوع حکمرانی که همه چیز را آوردیم در چارچوب دولت و میخواهیم جلو ببریم، قطعاً میتوانیم اعتراف کنیم که نتیجهاش همین است. اگر بازار شرایط بهتری داشته باشد، این چهل هزار واحد غیررسمی میشود چهل و پنج هزار تا.
وی افزود: نوروز امسال رفتم بندرعباس سری به دوستانی که آنجا فعالیت دارند بزنم. هتلهای ما در بندر وسایلشان را برده بودند توی انبار؛ رستوران جمع شده بود، تخت جمع شده بود و همه چیز در فضایی از حس ناامنی قرار داشت. یکی از غمانگیزترین تصاویری بود که در زندگیام در حوزۀ گردشگری دیدم.
اگر بنشینیم و منتظر باشیم که وزارتخانه به تنهایی کاری کند، امکانپذیر نیست. ما میتوانیم اولین منتقدان آن سیستم باشیم؛ ولی تا وقتی حاکمیت، گردشگری را جدی نگیرد، این شرایط برای ما ادامه خواهد داشت.
وی ادامه داد: شخصاً فکر میکنم شاید ترمیم موضعی راهگشا باشد. استانی که سالانه نزدیک به ده هزار میلیارد تومان فقط مالیات میدهد، اگر نتواند جمعیت پنج هزار نفری گردشگری خود را حفظ کند، یعنی همه نشستهاند. شرایط را میدانیم؛ دولت با کسری روبهرو است، منابع کمتری تزریق میشود. یکی از راهحلهایی که الان پیشنهاد شده و دارد دنبال میشود این است که بخشهایی که اهرم قدرت دارند و میتوانند فشار بیاورند مثل بیمه، مالیات و بانکها، در مذاکرات تلاش میشود این فشار را کاهش دهند؛ هرچند که آن سازمانها هم ده، پانزده هزار میلیارد تومان کسری دارند و حقوق بازنشستگان را نمیشود پرداخت کرد. یک چرخۀ بسیار پیچیده است.
این فعال حوزه گردشگری گفت: آنچه به ذهنم میرسد، چون خودم در استانهای کرمان و سمنان بودهام، این است که اگر مدیر استانی بودم، حتماً سعی میکردم مشکلم را با ظرفیتهای استان خود حل کنم. مثال میزنم؛ الان آقای دهقانی در کرمان، آقای هدایتی رئیس جامعۀ هتلداران کرمان، آقای یزدانی و دیگر فعالان گردشگری، یک جمعیت را تعریف کردهاند، آنهایی که در کرمان پول دارند و آسیب ندیدهاند، مثل برخی خانوادههایی از اتاق بازرگانی و صنایع معدنی، یک مسیر تور تعریف کردهاند تا با همان منابع مالی داخل استان، گردشگر را در تأسیسات گردشگری استان بچرخانند. در کنار این، آن مطالبهگری و فریادی که باید سر نهادهایی که میتوانند تأثیر بگذارند زده شود، باید زده شود. شاید ما در دولت ملایمتر عمل کنیم، ولی دوستان در بخش خصوصی بلندتر و مطالبهگرانهتر این مسیر را طی میکنند.
جهانشاهی در پایان گفت: امیدواریم هرچه زودتر شرایط کشور ثبات پیدا کند، هر اتفاقی که بخواهد بیفتد تا بدانیم میخواهیم چه کار کنیم. ما جزو آن بخشهایی هستیم که در سند گردشگری، فرقی نمیکند دولتی باشند یا خصوصی، در این کشور، مظلوم واقع شدهاند؛ در حالی که کشوری هستیم که به لحاظ ارزشهای گردشگری، میراث تاریخی، میراث طبیعی، میراث فرهنگی، پیشینۀ تاریخی و تنوع اقوام هر منبعی که گردشگری برای تبدیل به محصول نیاز دارد، در این کشور هست. متأسفانه هنوز نتوانستهایم از این ظرفیتها بهره ببریم. اگر با همسایگان مقایسه کنیم، فکر میکنم الان کمی به عراق نزدیکتریم تا به بقیه؛ چون اکثر کشورهای همسایۀ ما در این بیست سال گذشته رشد خوبی داشتند. بهترین فرودگاه دنیا دور و بر ماست، هرچند الان در جنگ آسیب دیده، بهترین هتلها هم همینطور. ولی ما هنوز ارزشهای زیادی داریم که امیدواریم دوام بیاوریم.
وی افزود: گردشگری پشت سر هم سکته کرده و تا حدودی هم به این سکته مقاوم شده، ولی شرایط خیلی سخت است. شاید نتوانم همۀ نقدهایم را اینجا بگویم. اما حداقل میگویم؛ اگر ایرادی در سیستم دولتی میبینید، از شما عذرخواهی میکنم؛ این از دست ما برمیآمد.