روی دیگر وکالت؛ از مسئولیت حرفهای تا فرسودگی ذهنی
گفتگوی فصل سوم با بهراد صغیری، وکیل پایه یک دادگستری و مترجم کتاب "وکیل مضطرب" درباره چالشهای کمتر دیده شده زندگی حرفهای وکلا را بخوانید.
گروه جامعه، فصل سوم؛
فشارهای حرفه وکالت معمولاً از بیرون کمتر دیده میشود. مسئولیت سنگین در قبال موکل، پیگیری مستمر پروندهها، مواجهه روزانه با اختلافات و بحرانها، نگرانی نسبت به نتایج دادرسی و حتی دریافت یک پیامک ابلاغ، گاهی میتواند ذهن وکیل را برای ساعتها یا روزها درگیر کند. با این حال، موضوع سلامت روان و کیفیت زندگی حرفهای وکلا کمتر مورد بحث قرار گرفته است.
در فصل سوم، پیش از این، کتاب «وکیل مضطرب» نوشته جینا چو و کارن گیفورد، معرفی شده است.
این کتاب از جمله آثاری است که به این جنبه کمتر دیدهشده از حرفه وکالت میپردازد. به همین مناسبت، «فصل سوم» در گفتوگویی با بهراد صغیری، وکیل پایه یک دادگستری و مترجم این کتاب، درباره فشارهای روانی حرفه وکالت، دغدغههای مشترک وکلا و راهکارهایی که در این کتاب مطرح شده است، به گفتوگو نشسته است.

در سالهای اخیر بیش از گذشته درباره فرسودگی شغلی و سلامت روان وکلا صحبت میشود. آیا واقعاً حرفه وکالت تا این اندازه پرتنش است؟
به نظر من پاسخ مثبت است. البته من روانشناس نیستم و از منظر تخصصی روانشناسی سخن نمیگویم، اما به عنوان وکیل معتقدم ماهیت این حرفه با بسیاری از مشاغل دیگر تفاوت دارد. وکیل هر روز با تعارض، بحران، مسئولیت و تصمیمات مهم مواجه است و همین ویژگیها فشار ذهنی خاصی ایجاد میکند که گاهی از دید دیگران پنهان میماند.
بسیاری از وکلا تجربه مشترکی دارند؛ دریافت یک پیامک ابلاغ یا تماس موکل میتواند تا مدتی ذهن آنها را کاملاً درگیر کند. آیا این وضعیت را طبیعی میدانید؟
تصور میکنم اکثر همکاران این تجربه را داشته باشند. شخصاً بارها این وضعیت را تجربه کردهام که با دریافت پیامک ابلاغ، تا زمان مشاهده متن آن، ذهنم درگیر بوده است. این موضوع لزوماً نشانه ضعف نیست؛ بلکه تا حدی ناشی از احساس مسئولیت حرفهای است. اما کتاب نشان میدهد که تکرار این فشارهای ظاهراً کوچک، در بلندمدت میتواند آثار قابل توجهی بر کیفیت زندگی و آرامش فرد داشته باشد.
بسیاری از وکلا از نظر حرفهای موفق یا در مسیر موفقیت هستند اما همچنان احساس خستگی، استرس یا نارضایتی میکنند. علت این مسئله را چه میدانید؟
یکی از نکات مهم کتاب همین است. موفقیت حرفهای و آرامش ذهنی همیشه همراه یکدیگر نیستند. ممکن است فرد از نظر شغلی موفق باشد اما ذهن او دائماً درگیر پروندهها، مهلتها و مسئولیتها باقی بماند. نویسندگان تلاش کردهاند این فاصله میان موفقیت بیرونی و رضایت درونی را توضیح دهند.
چه عاملی باعث شد به ترجمه این کتاب علاقهمند شوید؟
هنگام آشنایی با کتاب احساس کردم موضوعی را مطرح میکند که کمتر در ادبیات حقوقی ما به آن پرداخته شده است. ما معمولاً درباره قوانین، آرای قضایی و تکنیکهای وکالت صحبت میکنیم، اما کمتر درباره خود وکیل و کیفیت زندگی او سخن گفتهایم. همین مسئله انگیزه اصلی من برای ترجمه کتاب بود.
هنگام ترجمه کتاب، کدام بخش بیش از همه توجه شما را جلب کرد؟
شباهت دغدغههای مطرحشده در کتاب با تجربههای وکلای ایرانی. در ابتدا تصور میکردم بسیاری از مطالب به ساختار حقوقی و حرفهای کشور نویسندگان محدود باشد، اما هرچه بیشتر مطالعه کردم، متوجه شدم بسیاری از مسائل مطرحشده برای وکلای ایرانی نیز کاملاً آشناست. روایاتی که نویسندگان از زندگی حرفهای خود بیان میدارند دقیقا مشابه یا همراستا با زیست حرفهای وکلای ایرانی است و ماهم چنین روایاتی از کار خود داریم.
آیا اضطراب در حرفه وکالت اجتنابناپذیر است؟
احتمالاً تا حد زیادی بله. اما هدف کتاب حذف کامل اضطراب نیست. نویسندگان نیز چنین ادعایی ندارند. مسئله اصلی این است که وکیل چگونه میتواند با وجود این فشارها، زندگی متعادلتر و آگاهانهتری داشته باشد و اجازه ندهد اضطراب بر همه ابعاد زندگی او مسلط شود.
برخی تصور میکنند مباحثی مانند ذهنآگاهی و مدیتیشن، بیشتر به حوزه روانشناسی تعلق دارد و ارتباط چندانی با حرفه وکالت ندارد. نظر شما چیست؟
شاید من هم پیش از مطالعه کتاب تا حدی چنین تصوری داشتم. اما نویسندگان تلاش کردهاند این مفاهیم را کاملاً در بستر زندگی حرفهای وکلا مطرح کنند. آنچه در کتاب ارائه میشود، بیشتر مجموعهای از تمرینها و رویکردهای عملی برای مواجهه بهتر با فشارهای روزمره است.
آیا این کتاب فقط برای وکلایی مناسب است که دچار فرسودگی شغلی شدهاند؟
خیر. به نظر من حتی برای وکلایی که هنوز احساس بحران نمیکنند یا در ابتدای راه قرار دارند نیز مفید است. کتاب بیشتر رویکردی پیشگیرانه دارد و تلاش میکند به خواننده کمک کند پیش از آنکه فشارهای حرفهای به یک مشکل جدی تبدیل شوند، آنها را بهتر مدیریت کند. اما بعد از بحران نیز میتواند کارآمد باشد. و نقطه مهم اینکه حتی برای قضات، کارآموزان، دانشجویان حقوق و کلیه فعالان حرفههای حقوقی و فراتر از آن برای عموم مانند پزشکان و مدیران که در شغلی اضطراب زا هستند مفید و مناسب خواهد بود.
اگر بخواهید مهمترین پیام کتاب را در یک جمله بیان کنید، آن جمله چیست؟
شاید بتوان گفت مهمترین پیام کتاب این است که مراقبت از خود، بخشی از مسئولیت حرفهای وکیل است. کیفیت خدماتی که ما به موکلان ارائه میکنیم، تا حد زیادی به وضعیت ذهنی و روانی خودمان وابسته است.
مطالعه این کتاب برای چه کسانی توصیه میشود؟
به همه فعالان حرفههای حقوقی، بهویژه وکلایی که احساس میکنند ذهنشان حتی خارج از محیط کار نیز از پروندهها و مسئولیتهای حرفهای فاصله نمیگیرد. تصور میکنم بسیاری از خوانندگان در صفحات این کتاب با تجربههایی مواجه شوند که برایشان بسیار آشناست.