قسمت دوم

معرفی یک مقاله در نظریه قانون اساسی؛ «هویت و اصالت قانون اساسی»

معرفی یک مقاله در نظریه قانون اساسی؛ «هویت و اصالت قانون اساسی»

آیا اکثریت سیاسیِ امروز می‌تواند قانون اساسی را هر طور که می‌خواهد تغییر دهد؟ یا حتی قدرت اصلاح قانون اساسی نیز با محدودیت‌هایی بنیادین مواجه است؟

به گزارش فصل سوم، آلِساندرو فرارا در مقاله «هویت قانون اساسی و اصالت قانون اساسی» به همین پرسش می‌پردازد و از ایده‌ای مهم دفاع می‌کند: قانون اساسی دارای یک هویت بنیادین است که نمی‌توان آن را صرفاً با اراده اکثریتِ یک نسل دگرگون کرد.

فرارا سه برداشت از هویت قانون اساسی را بررسی می‌کند:

برداشت رویه‌ای هابرماس

هویت قانون اساسی در فرایندهای دموکراتیک و مشارکت سیاسی شکل می‌گیرد.

برداشت وجودی اشمیت

هویت قانون اساسی به تصمیم‌های بنیادین و هویت سیاسی جامعه وابسته است.

برداشت سیاسی ـ لیبرال رالز

اصول بنیادین قانون اساسی باید شرایطی را برای آزادی و برابری شهروندان فراهم کنند.

فرارا از برداشت سیاسی ـ لیبرال دفاع می‌کند و در ادامه، مفهوم کلیدی «حاکمیت دموکراتیک متوالی» را مطرح می‌کند.

بر اساس این ایده، هیچ نسلی مالک مطلق قانون اساسی نیست. هر نسل بخشی از زنجیره نسل‌های آزاد و برابر است و بنابراین نمی‌تواند از طریق سازوکارهای قانونی، اراده خود را به‌طور مطلق بر نسل‌های آینده تحمیل کند.

اما این محدودیت به معنای منجمد کردن قانون اساسی نیست. هویت قانون اساسی می‌تواند در طول زمان تحول پیدا کند؛ مشروط بر آنکه این تحول، پیوستگی اصول بنیادین آن را از میان نبرد.

مسئله محوری مقاله را می‌توان چنین خلاصه کرد:

> چگونه می‌توان میان حق نسل حاضر برای اصلاح قانون اساسی و حق نسل‌های آینده برای تعیین سرنوشت سیاسی خود تعادل برقرار کرد؟

این مقاله برای علاقه‌مندان به حقوق اساسی، فلسفه سیاسی، نظریه دموکراسی و مسئله رابطه میان نسل‌ها خواندنی است.

مشخصات:

Alessandro Ferrara, “Constitutional Identity and Constitutional Authenticity,” *International Journal of Constitutional Law*, Vol. 24, No. 2, 2026, pp. 626–650.

DOI: 10.1093/icon/moag065

انتهای پیام/

اخبار

ارسال نظر