از عدالت ترمیمی تا وکالت ترمیمی، بازتعریف نقش وکیل در مدیریت و ترمیم تعارض

از عدالت ترمیمی تا وکالت ترمیمی، بازتعریف نقش وکیل در مدیریت و ترمیم تعارض

علی توسلی*

معادل‌سازی، وکالت ترمیمی با عدالت ترمیمی» از نگاه نگارنده، در محیط حقوق کیفری و علم جرم‌شناسی، تفسیر دقیقی، بنظر نمی‌رسد زیرا، مفهوم عدالت ترمیمی با مفهوم وکالت ترمیمی یکسان نیست و اساساً این دو، در دو سطح متفاوت مفهومی قرار دارند.

 

تمایز مفهومی عدالت ترمیمی و وکالت ترمیمی

عدالت ترمیمی در حقوق کیفری رویکردی عدالت محور، بر جبران خسارت بزه‌دیده، مسئولیت‌پذیری بزهکار، مشارکت طرفین و ترمیم آسیب‌های ناشی از جرم است.

به بیان کوتاه‌ و ساده تر،

عدالت ترمیمی، نوعی تعاون دو جانبه است که با مشارکت بزه‌دیده، بزهکار و جامعه، برای جبران زیان‌های ناشی از جرم، بازسازی روابط اجتماعی و بازگرداندن نظم آسیب‌دیده است، نه صرفاً مجازات مرتکب، هدف غایی عدالت ترمیمی، تشفی خاطر بزه دیده و تحصیل رضایت روانی او است که از از جرم، توسط بزهکار آسیب دیده است.

«عدالت ترمیمی» رویکرد به عدالت و حل تعارض است. در قلمرو حقوق کیفری، عدالت ترمیمی بر عناصری همچون آسیب، بزه‌دیده، بزهکار، جامعه، مسئولیت‌پذیری و ترمیم پیامدهای جرم تمرکز دارد.

اما «وکالت ترمیمی»، اگر این اصطلاح را از حیث نظری و حرفه‌ای قابل پذیرش بدانیم، ناظر بر رویکردی متفاوت به حرفه وکالت و نقش وکیل است؛ یعنی اینکه وکیل چگونه می‌تواند در فرآیند وکالت، ضمن دفاع از حقوق و منافع مشروع موکل، در کاهش آسیب، مدیریت تعارض و دستیابی به یک راه‌حل پایدار نیز نقش‌آفرین باشد.

به عبارت دیگر:

عدالت ترمیمی، رویکردی به عدالت است؛ اما وکالت ترمیمی، می‌تواند ترجمه و انعکاس برخی از مبانی و ارزش‌های آن رویکرد در رفتار و عملکرد حرفه‌ای وکیل باشد.

بنابراین، وکالت ترمیمی را نمی‌توان هم‌معنای عدالت ترمیمی دانست.

 

امکان ایفای نقش ترمیمی توسط وکیل

با توجه به رسالت عام حرفه وکالت، وکیل صرفاً یک «مدافع حقوقی» نیست؛ بلکه در بسیاری از اختلافات می‌تواند در مقام مدیر تعارض و تسهیل‌کننده حل اختلاف نیز نقش‌آفرینی کند.

برای مثال، در دعاوی خانوادگی، وکیل می‌تواند علاوه بر پیگیری حقوق و منافع قانونی موکل، از تشدید خصومت میان طرفین نیز جلوگیری کند و در صورت امکان، زمینه را برای حل مسالمت‌آمیز و پایدار اختلاف فراهم آورد.

در چنین وضعیتی، وکیل از پرسش سنتی:

«چگونه پرونده را به نفع موکل پیروز کنم؟»

به سمت پرسشی گسترده‌تر حرکت می‌کند:

«چگونه می‌توانم ضمن تأمین حقوق و منافع مشروع موکل، بهترین نتیجه حقوقی و انسانی را با کمترین آسیب و بیشترین امکان حل پایدار تعارض فراهم کنم؟»

دقیقاً در همین نقطه است که می‌توان از مفهوم «وکالت ترمیمی» سخن گفت.

 

خط قرمز وکالت ترمیمی، حفظ حقوق و منافع موکل

با وجود این، برای پذیرش مفهوم وکالت ترمیمی، یک خط قرمز اساسی وجود دارد و آن اینکه وکیل همچنان وکیل موکل است.

اگر ترمیم رابطه میان طرفین مستلزم آن باشد که موکل از حق مسلم خود صرف‌نظر کند، یا وکیل برخلاف مصلحت قانونی موکل اقدام نماید، دیگر نمی‌توان چنین رفتاری را به‌سادگی «وکالت ترمیمی» نامید؛ زیرا ممکن است چنین اقدامی به تعارض منافع، عدول از وظایف حرفه‌ای وکیل یا حتی مسئولیت انتظامی منتهی شود.

به‌ویژه در مواردی که رفتار وکیل به معنای همکاری ناروا با طرف دعوای موکل تلقی شود،[بند ۱۰ ماده ۱۲۵ آیین نامه اجرایی لایحه قانونی استقلال کانون مصوب۱۴۰۰ ] باید الزامات و محدودیت‌های انتظامی حاکم بر حرفه وکالت نیز مورد توجه قرار گیرد.

بنابراین، در یک تعریف قابل دفاع، وکالت ترمیمی باید ترمیم و کاهش تعارض را در کنار حمایت از حقوق و منافع مشروع موکل قرار دهد، نه در مقابل آن.

این قید برای مشروعیت حرفه‌ای مفهوم وکالت ترمیمی اهمیت اساسی دارد.

 

مهارت‌های ترمیمی؛ بخشی از هنر وکالت حرفه‌ای

از منظر عملی، بسیاری از مهارت‌هایی که می‌توان آنها را «مهارت‌های ترمیمی وکیل» نامید، در واقع از مهم‌ترین مهارت‌های یک وکیل حرفه‌ای نیز محسوب می‌شوند؛ از جمله:

گوش دادن فعال،

همدلی حرفه‌ای،

مذاکره ترمیمی،

حرکت دادن مذاکرات به سمت حل اختلاف،

مدیریت خشم و تعارض،

شناسایی منافع و نیازهای پنهان موکل،

مشارکت دادن موکل در انتخاب راه‌حل،

پرهیز از تشدید غیرضروری خصومت،

حفظ شأن و کرامت طرفین،

و رعایت دقیق مرزهای حرفه‌ای.

این مهارت‌ها صرفاً ابزارهای فنی برای حل اختلاف نیستند؛ بلکه می‌توانند واجد ارزش‌های اخلاقی و انسانی نیز باشند.

از این منظر، وکیل حرفه‌ای کسی نیست که صرفاً در میدان منازعه مهارت پیروزی داشته باشد؛ بلکه کسی است که بتواند در صورت امکان، منازعه را به سمت حل مسئله هدایت کند، بدون آنکه از حقوق موکل خود عدول نماید.

بنابراین، «وکالت ترمیمی» همان «عدالت ترمیمی» نیست و این دو مفهوم نباید به‌صورت مترادف یا هم‌سطح به کار روند.

در تعبیری دقیق‌تر، می‌توان گفت:

وکالت ترمیمی رویکردی حرفه‌ای در وکالت است که با الهام از مبانی عدالت ترمیمی، نقش وکیل را از نمایندگی صرفاً منازعه‌محور به سمت مدیریت تعارض، کاهش آسیب، جبران، گفت‌وگو و حل پایدار اختلاف گسترش می‌دهد؛ بدون آنکه تعهد وکیل به دفاع از حقوق و منافع مشروع موکل را نفی کند.

با این تفسیر، «وکالت ترمیمی» را می‌توان نه جایگزین عدالت ترمیمی، بلکه رویکردی حرفه‌ای و اخلاقی در شیوه اعمال وکالت دانست که می‌تواند از برخی مبانی عدالت ترمیمی الهام گیرد.

این مفهوم، با چنین تعریفی، از نظر منطقی قابل دفاع است و در صورت رعایت حدود و الزامات حرفه وکالت، لزوماً با قوانین و مقررات حاکم بر حرفه وکالت تعارضی ندارد؛ بلکه می‌تواند بازتابی از برخی ارزش‌های بنیادین حرفه وکالت، از جمله حمایت از حقوق موکل، حل مسالمت‌آمیز اختلاف، رعایت شأن اشخاص و جلوگیری از تشدید غیرضروری منازعات باشد.

 

*وکیل دادگستری، دکتری تخصصی حقوق

وبلاگ

ارسال نظر