بسته جدید تحریمهای آمریکا علیه ایران بعید است بتواند به اهداف واشنگتن دست یابد.
شکست قریبالوقوع «عملیات طرد اقتصادی»
جفری ساکس، تحلیلگر مشهور و سیبیل فارس در متنی که در الجزیره منتشر کردهاند، به بررسی فشار اقتصادی آمریکا بر ایران پرداختهاند. در ادامه، ترجمه تحلیل آنها را میخوانید.
گروه ترجمه فصل سوم:
هفته گذشته، پاکستان اعلام کرد که از تحریمهای جدیدی که ایالات متحده علیه ایران وضع کرده است تبعیت نخواهد کرد و به تجارت با همسایه خود ادامه خواهد داد. این خبر تنها چند روز پس از آن منتشر شد که چین نیز موضع مشابهی اتخاذ کرده بود.
تحریمهایی که اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، در ۲۴ اوت تحت عنوان «عملیات طرد اقتصادی» اعلام کرد، قرار است «سختگیرانهترین تحریمهای تاریخ» باشند و با هدف اعمال «بزرگترین انزوای اقتصادی هماهنگشده در تاریخ جهان» طراحی شدهاند.
پیشتر، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در پستی در شبکههای اجتماعی این اقدام را «روز دی اقتصادی» خوانده بود. او وعده داده بود هر کشوری که به ایران «هر نوع راه نجاتی» ارائه کند، با «پیامدهای اقتصادی عظیمی» روبهرو خواهد شد.
شش ماه بمباران و محاصره دریایی آمریکا نتوانسته است پیروزیای برای واشنگتن به همراه داشته باشد؛ بنابراین اکنون طرح این است که ایران با گرسنگی و فشار اقتصادی وادار به تسلیم شود. این رویکرد جدید غیرقانونی، بیرحمانه و به دلایل متعددی شکستخورده خواهد بود.
نخست باید به سابقه تاریخی توجه کرد. تحریمهای اقتصادی حکومتهایی را که مصمم به بقا هستند سرنگون نمیکنند. درست است که تحریمها میتوانند جمعیت را فقیر کنند، نیروهای امنیتیِ کنترلکننده قاچاق را قدرتمند سازند و برای کشور هدف، نقطه اتکایی برای بسیج افکار عمومی در برابر خصومت آمریکا فراهم آورند؛ اما حکومتها را سرنگون نمیکنند.
از سوی دیگر، باید به محاسبات ساده بازار جهانی نفت توجه کرد. بسنت پیشنهاد میکند صادرات نفت ایران از بازاری حذف شود که همین حالا نیز به دلیل بسته بودن تنگه هرمز، یکپنجم عرضه نفت خود را از دست داده است. آمریکا میخواهد شوک رکودتورمی را که اروپا، ژاپن و دیگر متحدانش همین حالا نیز متحمل میشوند تشدید کند و در عین حال به این کشورها دستور میدهد تحریمهایی را اجرا کنند که اقتصاد خودشان را فلج خواهد کرد.
مهمتر از همه، این کارزار چین را هدف گرفته است؛ کشوری که بیش از ۸۰ درصد صادرات نفت ایران را خریداری میکند. اگر آمریکا بانک چین یا بانک صنعتی و تجاری چین را تحریم کند، پکن با یک یادداشت دیپلماتیک ملایم پاسخ نخواهد داد. چین صادرات عناصر نادر خاکی خود را محدود خواهد کرد، زیرا پیشتر یکبار این کار را آزموده و پیروز شده است.
در آوریل ۲۰۲۵، چین در واکنش به تعرفههای ترامپ، صدور مجوز برای صادرات عناصر نادر خاکی سنگین را مشروط کرد و ظرف چند هفته، خودروسازان آمریکایی و اروپایی به دلیل کمبود آهنرباهای ساختهشده از عناصر نادر خاکی، خطوط مونتاژ خود را متوقف کردند. در اکتبر ۲۰۲۵، چین بستهای بسیار گستردهتر اعلام کرد و واشنگتن عقبنشینی کرد و پذیرفت محدودیتهای تازه و گسترشیافته خود علیه شرکتهای چینی را در ازای تعلیق اقدامات پکن برای مدت یک سال کنار بگذارد.
محدودیتهای اعمالشده در آوریل هرگز لغو نشدهاند و تعلیق اقدامات اکتبر نیز در ماه نوامبر پایان مییابد. بنابراین بسنت درست در همین مقطع تصمیم گرفته است ــ اندکی بیش از دو ماه پیش از بازگشت رژیم گسترشیافته چین در زمینه عناصر نادر خاکی و چند هفته پیش از سفر شی جینپینگ، رهبر چین، به واشنگتن ــ به پکن اعلام کند که یا باید در کنار آمریکا باشد یا در برابر آن. این، دامی است که آمریکا خود برای خودش ساخته است.
پکن موضع خود را بهروشنی اعلام کرده است. لین جیان، سخنگوی وزارت امور خارجه چین، به خبرنگاران گفت: «چین بارها و بارها مخالفت قاطع خود را با تحریمهای یکجانبه غیرقانونی که هیچ مبنایی در حقوق بینالملل یا مجوزی از شورای امنیت سازمان ملل ندارند، اعلام کرده است. جنگ اقتصادی و فشار حداکثری هیچ راهحلی ارائه نمیکنند.»
غیرقانونی بودن تحریمهای آمریکا صرفاً دیدگاه دولت چین نیست. ماده ۲ بند ۴ منشور سازمان ملل متحد، تهدید یا توسل به زور علیه تمامیت ارضی یا استقلال سیاسی هر کشور را ممنوع میکند. رد منشور سازمان ملل از سوی آمریکا بسیار فراتر از موضوع ایران است.
از میان ۱۹۳ کشور عضو سازمان ملل متحد، آمریکا اکنون کشوری است که کمترین همسویی را با چندجانبهگرایی مبتنی بر نظام ملل متحد دارد. واشنگتن در ژانویه ۲۰۲۶ از بیش از ۶۰ سازمان بینالمللی خارج شد. در سال ۲۰۲۵ نیز آمریکا تنها در پنج درصد از قطعنامههای ثبتشده مجمع عمومی سازمان ملل متحد در کنار اکثریت کشورهای جهان رأی داد.
در این مرحله، هر دولتی باید به سه نتیجه برسد. نخست، آمریکا منشور سازمان ملل متحد را کنار گذاشته است. دوم، تضمینهای امنیتی آمریکا قابل اتکا نیستند. سوم، اتکا به تجارت مبتنی بر دلار، کشورها را در برابر تحریمهای آمریکا آسیبپذیر میکند.
کشورهای سراسر جهان در حال روی آوردن به ترتیبات دفاعی جدید هستند؛ از جمله توافق مکه میان عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان. آنها همچنین، همانطور که میتوان انتظار داشت، در حال فاصله گرفتن از تسویهحسابهای تجاری با دلار آمریکا و کاهش میزان اوراق بدهی خزانهداری آمریکا در ذخایر ارزی خود هستند. همچنین برای تأمین نیازهای هوش مصنوعی خود، بهجای پرداخت هزینه مدلهای اختصاصی آمریکایی، به مدلهای هوش مصنوعی با وزنهای بازِ چین روی میآورند.
گزارش باستانی توسیدید از جنگ پلوپونزی در روزگار ما همچون آینهای برای رقابت آمریکا و چین خوانده میشود. مشهورترین جمله آن، طعنه ژنرالهای آتنی به مردم مِلوس در سال ۴۱۶ پیش از میلاد است: «قدرتمندان هر کاری را که بتوانند انجام میدهند و ناتوانان آنچه را که باید، تحمل میکنند.» اما تنها دوازده سال پس از آنکه ژنرالهای آتنی این سخنان تحقیرآمیز را بر زبان آوردند، این آتن بود که از اسپارت شکست خورد.
آمریکا نیز اکنون با لحنی مشابه ایران و دیگر کشورها را به مبارزه میطلبد. غرور پیش از سقوط میآید و امروزه هیچ حکومتی به اندازه آمریکا در دوران ترامپ و مجری سرسخت او، بسنت، مغرور نیست.
دولتهای سراسر جهان کورکورانه آمریکا را به سوی فاجعه دنبال نخواهند کرد.
منبع: الجزیره