تنگه هرمز و واقعیت‌های بازار نفت؛ چرا شوک نفتی در بلندمدت دوام ندارد؟

تنگه هرمز و واقعیت‌های بازار نفت؛ چرا شوک نفتی در بلندمدت دوام ندارد؟

مهسا مشایخی*

در حالی که نگاه‌ها به خلیج فارس دوخته شده و تنش‌های نظامی میان ایران و متحدان غربی به اوج خود رسیده است، بازار جهانی نفت در روزهای اخیر صحنه‌ نوسانی بی‌سابقه‌ای بوده است. قیمت نفت خام که در تاریخ ۸ مارس ۲۰۲۶ با جهشی ۱۷.۶۲ درصدی به رقم ۱۰۶.۹۲ دلار رسید و در یک ماه گذشته ۶۶.۱۳ درصد رشد کرده بود، تنها دو روز بعد (۱۰ مارس) شاهد ریزش شدید و بازگشت به محدوده ۸۵ دلار بود. این سقوط ناگهانی در حالی رخ می‌دهد که فرضیه بسته شدن تنگه هرمز توسط ایران همچنان به عنوان یک تهدید واقعی بر سر میز مذاکرات نظامی و سیاسی وجود دارد.

اما سؤال اصلی اینجاست: چرا با وجود تهدید به بسته شدن شاهراه آبراهی که ۲۰ درصد از نفت جهان از آن عبور می‌کند، بازار نفت توانایی نگه داشتن قیمت‌های بالای ۱۰۰ دلار را از دست داد؟ پاسخ احتمالاً در درک جدیدی از «تاب‌آوری عرضه جهانی» نهفته است؛ مفهومی که نشان می‌دهد اقتصادها دیگر آن‌قدرها که فکر می‌کردیم آسیب‌پذیر نیستند.

گذار از شوک به تطبیق

بستن تنگه هرمز به عنوان یک اهرم فشار، در کوتاه‌مدت همواره با جهش قیمت‌ها مواجه شده است، اما داده‌های روز نشان می‌دهد که دنیا دیگر همان دنیای دهه ۷۰ یا ۸۰ میلادی نیست که با یک بحران نفتی فلج شود. اقتصادهای بزرگ جهانی، به‌ویژه ایالات متحده و اروپا، طی سال‌های گذشته تمهیداتی اندیشیده‌اند که شاید اجازه ندهند یک بازیگر منطقه‌ای با بستن یک آبراه، تمام معادلات اقتصادی را به هم بریزد.

استفاده گسترده از ذخایر استراتژیک نفت، اولین و مهم‌ترین واکنش جهانیان بود. زمانی که جنگ روانی بر سر بسته شدن تنگه اوج گرفت، کشورهای مصرف‌کننده با تزریق میلیاردها بشکه نفت از ذخایر خود به بازار، پیامی روشن دادند: «ما برای کوتاه‌مدت آماده‌ایم.» این اقدام استراتژیک و هماهنگ باعث شد ترس از کمبود عرضه که موتور محرک قیمت تا ۱۰۶ دلار بود، اگرچه کاملاً از بین نرفت، اما به سرعت تعدیل و تخلیه شود.

تنوع‌بخشی به مسیرها و تولید

عامل دوم، تغییر ماهیت ساختار عرضه جهانی در دهه اخیر است. با وجود اینکه خاورمیانه همچنان تأمین‌کننده حدود یک‌سوم نفت جهان است و نقشی محوری در انرژی‌دنیا دارد، اما وابستگی مطلق به این منطقه دیگر مانند گذشته نیست. سرمایه‌گذاری‌های کلان و استراتژیک روی زیرساخت‌های جدید، به‌ویژه خطوط لوله انتقال نفت که دور زدن تنگه هرمز و انتقال مستقیم به دریای سرخ یا مدیترانه را ممکن می‌سازند، گزینه‌های جایگزین را فراهم کرده‌اند. در کنار این، افزایش تولید کشورهای غیراوپک و مستقل مانند آمریکا (نفت شیل)، کانادا و برزیل، ضربه‌پذیری بازار را در برابر بحران‌های منطقه‌ای به شدت کاهش داده است. این تحولات به بازار این پیام را می‌دهد که دیگر یک نقطه انسداد واحد نمی‌تواند جریان انرژی را متوقف کند؛ به بیان دیگر، به نظر می‌رسد اقتصاد به خوبی آموخته است که: «اگرم در نگشایی از ره بام درآیم».

تحلیل تکنیکال: اصلاح یا تغییر روند؟

سقوط قیمت به ۸۵ دلار در تاریخ ۱۰ مارس، نشان‌دهنده ورود بازار به فاز «ارزش‌گذاری منطقی» است. سرمایه‌گذاران جهانی به این نتیجه رسیده‌اند که احتمالا بسته نگه داشتن تنگه هرمز در بلندمدت برای خود ایران نیز پرهزینه و غیرممکن است و اقتصاد جهانی با ابزارهای مدیریت بحران، هزینه‌های این اقدام را خنثی خواهد کرد. بنابراین، ریسک سیستماتیک که قیمت را به ۱۰۶ دلار رسانده بود، اکنون با قیمت‌گذاری مجدد تعدیل شده است.

جمع‌بندی

آنچه در بازار نفت رخ می‌دهد، بازتابی از نبرد واقعی میدانی نیست، بلکه نمایشی از توانایی اقتصاد جهانی برای خنثی‌سازی فشارهای ژئوپلیتیک است. مادامی که جنگ به یک جنگ فرسایشی تبدیل نشده و زیرساخت‌های نفتی به طور مستقیم هدف قرار نگیرند، به نظر می‌رسد محدوده قیمتی ۸۰ تا ۹۰ دلار، سقف روانی جدیدی باشد که بازار با تکیه بر ذخایر و جایگزین‌ها برای آن تعریف کرده است. بستن تنگه هرمز شاید یک پیروزی تاکتیکی در میدان جنگ باشد، اما در میدان اقتصاد، بازیگران جهانی راهکارهایی برای مدیریت بحران و عبور از شوک‌های کوتاه‌مدت پیدا خواهند کرد.

 

*دکتری تخصصی اقتصاد و مدرس دانشگاه

وبلاگ

ارسال نظر