روز جهانی عصای سفید هم بی‌سروصدا گذشت

تجربیات یک وکیل نابینا در دادگاه: قاضی تحسین می‌کند، موکل اعتماد!

تجربیات یک وکیل نابینا در دادگاه: قاضی تحسین می‌کند، موکل اعتماد!

یک وکیل باسابقه نابینا در گفتگو با فصل سوم از سختی های این شغل سخن می گوید. از رفتار خوبی که قضات در دادگاهها با او داشته‌اند و از برخورد تندی که در دادسرای انتظامی کانون وکلا با او شده است.

فصل سوم، ثریا محمدقلی؛ هفته گذشته، روز جهانی عصای سفید، بود. روزی که به شهروندان نابینا اختصاص دارد. شاید بعضی افراد ترجیح بدهند با تلقی شاعرانه از نابینایی، نام این وضعیت را «روشندل» بگذارند ولی واقعیت عریان امروز جامعه آن است که این بخش از شهروندان با مشکلات بسیار زیاد و فوق تصوری روبرو هستند. با این وجود، برخی اشخاص نابینا، در مقابل شرایط خود، قد افراشته و تسلیم محدودیتها نشده اند.

یکی از این اشخاص،  سحر تهرانی فرد، است. او یک وکیل پایه یک نابینا در تهران است که به عنوان وکیل حرفه ای، در دعاوی زیادی حضور داشته و دارد. او در گفتگو با فصل سوم تاکید دارد برخلاف تصور عموم، دادگستری با همکاران وکیل نابینا آشناست و به خوبی، پذیرای این بخش از وکلا است. به صورتی که عموما قضات و حتی وکلای طرف مقابل، با تحسین، از عملکرد وکلای نابینا، یاد می کنند.

به مناسبت روز جهانی عصای سفید که برای همگان یادآور این بخش از شهروندان دارای معلولیت است، با همکار وکیلمان گفتگویی داشتیم که در ادامه مشروح آن را می خوانید.

 

با توجه به حجم بالای پرونده‌ها، لوایح و قوانین قطور، چطور پرونده‌ها و اسناد را مطالعه و بررسی می‌کنید؟ آیا از ابزارهای کمکی صوتی، نرم‌افزارهای خوانش صفحه (Screen Readers) یا دستیار انسانی استفاده می‌کنید؟

در مراجعات حضوری به دادگستری، همیشه دستیارم همراهم است و متن پرونده‌ها و اسناد را برایم می‌خواند. خارج از دادگستری اما شرایط متفاوت است؛ با نرم‌افزارهای صفحه‌خوان کار می‌کنم و تمام مدارکی که به صورت الکترونیکی در اختیارم قرار می‌گیرد برایم دسترس‌پذیر است. تصاویر و اسناد اسکن‌شده را هم با کمک ابزارهای هوش مصنوعی به متن تبدیل می‌کنم. همین ابزارها باعث شده در بخش بزرگی از کارم مستقل باشم و نیازم به دستیار تا حد زیادی کم شود.

 

تجربه حضور در دادگاه و دفاع شفاهی از موکل چگونه است؟ قاضی‌ها، همکاران و وکلای طرف مقابل در جلسات دادگاه چه واکنشی به حضور شما نشان می‌دهند و چطور با چالش‌های محیط دادگاه کنار می‌آیید؟

برخوردها در مجموع مناسب است و بیشتر با تحسین همراه است. دادگستری تا حد زیادی با حضور وکلای نابینا آشناست و رفتار قضات و کارمندان معمولا خوب است. قضاتی هم بوده‌اند که واقعا لطف داشته‌اند و برایشان جالب بوده که با این شرایط توانسته‌ام وکالت را در یک حوزه تخصصی ادامه بدهم.

با این حال، در این هجده سال برخورد نامناسب هم کم نبوده است. برای نمونه، بازپرسی در دادسرا اجازه مطالعه پرونده را به من نمی‌داد، با این استدلال که دستیارم شخص ثالث است و من با حضور او اطلاعات پرونده را افشا می‌کنم؛ در حالی که این برداشت با سازوکار صدور پروانه وکالت برای وکلای نابینا مغایرت دارد. متاسفانه حتی در دادسرای انتظامی خود کانون و در مقام وکیل شاکی، به خاطر استفاده از مهر همراه با امضا مورد مواخذه و رفتار تند دادیار دادسرای انتظامی کانون قرار گرفتم.

در برابر چنین موقعیت‌هایی همیشه سعی کرده‌ام از راه تعامل و توضیح شفاف شرایط مشکل را حل کنم؛ توضیح داده‌ام که با دستیارم قرارداد محرمانگی دارم و مسئولیت حفظ اطلاعات پرونده با خود من است.

 

اعتماد موکلان به یک وکیل نابینا چگونه شکل می‌گیرد؟ آیا در ابتدای کار با تردید یا تعجب از سوی موکلان مواجه می‌شوید و چطور این اعتماد را جلب می‌کنید؟

تا امروز از این جهت مشکلی نداشته‌ام. فکر می‌کنم حضور دستیار در جلسات حضوری به موکل اطمینان می‌دهد که بررسی پرونده‌اش بدون وقفه و با دقت پیش می‌رود. نکته دیگر اینکه هیچ‌وقت برای خواندن و بررسی مدارک از خود موکل کمک نمی‌گیرم. شاید همین باعث می‌شود موکلان نابینایی را محدودیتی حل‌نشدنی نبینند و از همان ابتدا با وکیلی روبه‌رو شوند که کارش را مستقل و حرفه‌ای انجام می‌دهد. در نهایت هم آنچه اعتماد موکل را حفظ می‌کند همان چیزی است که برای هر وکیل دیگری اهمیت دارد: شناخت دقیق پرونده، پاسخ روشن به پرسش‌های موکل و کیفیت کار.

 

فرآیند جذب موکل برای شما چه تفاوتی با سایر وکلا دارد؟ آیا بیشتر موکلان از طریق معرفی دیگران (توصیه) به شما مراجعه می‌کنند یا استراتژی خاصی برای معرفی خدمات خود دارید؟

بیشتر موکلانم از طریق معرفی دیگران مراجعه می‌کنند. هیچ‌وقت اهل بازاریابی نبوده‌ام و فکر می‌کنم این به روحیه‌ام و تعریفی برمی‌گردد که از این حرفه در ذهن دارم. به نظرم وکیل با گرفتن پروانه وکالت، دفاع از آبرو، اموال و حقوق مردم را بر عهده می‌گیرد و چنین مسئولیتی پیش از هر چیز به اعتماد و شناخت نیاز دارد؛ اعتمادی که بیشتر از دل سابقه کار و معرفی موکلان قبلی شکل می‌گیرد تا از راه تبلیغ.

 

بزرگ‌ترین سختی یا مانع ساختاری در سیستم قضایی و حقوقی کشور برای فعالیت یک وکیل نابینا چیست؟ مثلا دسترسی به سامانه‌های الکترونیکی دادگستری مثل ثنا و ابلاغ‌ها چقدر برای شما چالش برانگیز است؟

برخلاف تصوری که شاید وجود داشته باشد، سامانه ثنا و سامانه ابلاغ الکترونیک کاملا دسترس‌پذیرند و پنل خودکاربری هم همین‌طور؛ از این نظر استقلال کامل دارم. سختی اصلی، حضور در دادگاه‌ها و مطالعه پرونده به صورت حضوری است. اگر امکان دسترسی وکلا به نسخه الکترونیکی مدارک پرونده فراهم شود، اتفاق بسیار خوبی خواهد بود؛ هم برای وکلای نابینا و هم برای همه همکاران.

 

آیا تا به حال فکر کرده‌اید که نابینایی، مهارت خاصی (مثل تقویت تمرکز، قدرت استدلال شفاهی یا حافظه قوی‌تر) به شما داده باشد که در دفاع از پرونده‌ها به مزیت تبدیل شود؟

شاید، ولی راستش تا امروز به آن فکر نکرده‌ام.

IMG_20261019_075345

رایج‌ترین کلیشه یا قضاوت نادرستی که مردم یا حتی اهالی حقوق درباره توانایی‌های یک وکیل نابینا دارند چیست و چگونه با آن مقابله می‌کنید؟

به نظرم رایج‌ترین تصور این است که نابینایان احساسات ویژه‌ای دارند یا از نظر معنوی آدم‌های بهتری هستند. این تصور فقط درباره وکلای نابینا نیست و درباره کل جامعه نابینایان وجود دارد. در حالی که ما هم مثل همه مردم هستیم؛ یک محدودیت داریم و سعی می‌کنیم با امکانات موجود آن را کم‌رنگ‌تر کنیم.سحر 

جامعه

ارسال نظر