بهجای تبریک سال نو
حسین عسکری راد*
ایران امسال با تنی زخمی سال 1405 را آغاز میکند.
ایران، پیکری تنومند با هزاران سال تاریخ و تمدن، جغرافیایی پهناور و مردمانی فرهیخته، منابع طبیعی و ذخایر افسون کننده، رشک جهانخواران را برانگیخته و اکنون آماج تیرهای زهرآگین امپریالیسم و استعمار نو قرارگرفته است.
روزگاری استعمار به بهانه ایجاد عمران و آبادی برای برخی ملل قدم به مستعمرات میگذاشت و برای بردن منابع و ذخایر آنها راههای مواصلاتی، ابنیه مدرن، امنیت نسبی برای استخراج و حمل و نقل ذخایر و منابع آنها ایجاد میکرد و بهظاهر نشان میداد که آبادانی ایجاد کرده و ملل عقب مانده را توسعه میبخشد.
اما استعمار نوی قرن بیست و یکم پرده از رخ کریه خود برداشته و بهصورت عریان اهداف و منویاتش را بیان میکند.
امپریالیسم دیگر ابایی ندارد که با رسانهها و بنگاههای متنوع تبلیغی سناریوهای دروغین ترویج، رئیس جمهور کشوری را برباید و صریحا بگوید نفت آنها را میخواهد، به افغانستان و عراق حمله نظامی کند و مدیریت دلخواه خود را بگمارد و یا اعراب خاورمیانه را گاوان شیرده بخواند.
امپریالیسم، سالهاست چشم طمع به سرزمین ایران دوخته است تا از جغرافیای پهناور و منابع طبیعی ارزنده آن بهره جوید.
اما ایران که در یکصد سال گذشته دو انقلاب بزرگ، چند کودتا، سه جنگ مهم و چندین جنبش اجتماعی را تجربه نموده است لقمهای نیست که به سادگی از گلوی جهانخواران پایین برود.
امریکا و اسرائیل بدون اینکه شناخت علمی از تاریخ، تمدن و روانشناسی جامعه ایران داشته باشند سودا کردند که بر موج نارضایتیهای مدنی سوار شده و با کشتن رهبران سیاسی و نظامی کشور اقدام به تغییر رژیم با رهبری وارداتی، ایران را تجزیه و نهایتا کوچک نمایند تا بهراحتی قابل کنترل باشد.
امریکا و اسرائیل با عمل متجاوزانه و بر خلاف اصول مسلم حقوق بین الملل و با بیتوجهی به نهادهای قانونی منشور ملل متحد اقدام به حمله مسلحانه گسترده به مملکت نمودند.
گرچه بخشی از مردم از شکل حکمرانی ناراضی بوده وقایع دیماه ۴۰۴، زخمی عمیق بر پیکر جامعه وارد نمود اما روح کلی ایرانیان موضوعات خود و مصالح مملکت را «الاهم فی الاهم» نموده و در قبال تجزیه مملکت و نابودی سرزمین حاضر بههمراهی با دشمن غدار نیست.
ایرانیان بهدرستی میدانند هیچ حمله خارجی در هیچ جای جهان و هیچ زمانی از تاریخ، برای کشور مورد تجاوز، دمکراسی، امنیت، رفاه و توسعه به ارمغان نیاورده است.
وزیر بیمار جنگ امریکا به صراحت و وقاحت گفت: هرکجا که ما برویم مرگ و ویرانی بهجا میگذاریم!
ایرانیان میهنپرست میدانند این جنگ، نه برای آزادی ایران و نجات مردم از سرکوب (آنگونه که متجاوزین ادعا میکنند) بلکه دقیقا برای غارت منابع کشور و تضعیف سرزمین آن است.
تخریب سازههایی که خشت به خشت و آجر به آجر، سالها با خون دل بنا شده است و در چشم بههمزدنی نابود میشوند، در پیش چشم همگان عیان است.
معلوم نیست آنها که میگفتند بیایند و بزنند تا راحت شویم اکنون چه احساس و چه تجربهای دارند اما آنچه مسلم است تمام دلسوزان و دلسوختگان مملکت به این میاندیشند که این همه ویرانی دوباره باید با مالیات یا درآمدهای حاصل از منابع مملکت ساخته شود و خواهی نخواهی فقر را گسترش خواهد داد چرا که هیچ جنگی جز ویرانی حتی برای پیروز آن ثمری ندارد.
جرم ایران، بزرگی و عدم تبعیت از نظم موجود آمریکایی است که این گونه مورد مجازات غیرقانونی قرار گرفته است.
اما ایران زنده است و همانگونه که بهمغولان و دیگران درس داد، این بار نیز ققنوس وار حتی با بالهای شکسته و خونین، از ورای ویرانیها دوباره به پرواز درخواهد آمد و سربلند خواهد ماند.
ایران تسلیم نخواهد شد، تجزیه نخواهد شد، کوچک نخواهد شد و باقی میماند، پهناور خواهد ماند و با تجربهای گرانسنگ دوباره آبادانی و سربلندی را بهنمایش خواهد گذاشت.
ایران عزیز! با همه زخمها و ویرانیهایت، همچنان عیدت مبارک است و بهار تو باز هم سبز خواهد بود.
*مدیر مسئول فصل سوم؛ وکیل پایه یک دادگستری