رئیس اداره نظارت کانون مرکز: شأن وکالت امری نسبی است و به برداشت اشخاص رسیدگیکننده و موضوعات بستگی دارد
وکیل بیژن خورشیدوند، رئیس اداره نظارت و بازرسی کانون وکلای مرکز در گفتگویی با خبرنگار فصل سوم به تشریح تمایز معرفی و تبلیغ و نیز شأن وکالت پرداخت که در ادامه میخوانید:
فصل سوم: مرز میان تعرفه و تبلیغ کجاست؟
در قانون و آییننامه اجرایی بهصراحت مرزی برای معرفی و تعرفه با تبلیغ تعیین نشده است. ولی این دو در تعریف و برداشتی که وجود دارد، کاملاً متفاوت هستند. طبیعتاً معرفی یعنی شناساندن. و آن یعنی ابتداییترین اطلاعاتی که شخص برای معرفی خود ارائه میدهد ؛ مثلاً اسم، فامیل، شغل، شماره تلفن و نشانی و مدرک تحصیلی و درجه شغلی. در وکالت معرفی در این حد است، یعنی وقتی به شما میگویند خودت را معرفی کن، نمیگویند بیوگرافی و هر چه امتیاز داری را بیان کن.
معرفی مانند شناسنامه است. در شناسنامه هم نام، نام خانوادگی، نام پدر، محل و سال تولد درج شده است؛ یعنی احوال شخصیه. و در واقع قدرمتیقن برداشت و متفاهم عرفی از معرفی و تعرفه عبارت از مشخصات فردیه فوق است و اینکه آیا توصیحات مازاد هم داخل در تعرفه است یا خیر؟ اصل عدم شمول آن و ورود موارد بیش از آن در تعریف تعرفه و مصادیق آن است؛ اما در تبلیغ شخص تلاش میکند که برجستگیها و امتیازاتی که به زعم خود نسبت به دیگران دارد را بیان کند و در واقع در آن نوعی ترغیب و تهییج نهفته است. این است که فرد اطلاعاتی از خود ارائه دهد که دیگران ترغیب شوند به او مراجعه کنند. این را اصطلاحاً تبلیغ میگویند. یا مثلاً مشخصاتی از مال یا جنسی یا صنعتی را طرح تا نسبت به آن مشتری جذب نماید.
بنابراین، اگر قرار باشد که اینها را جدا کنیم، این حد از تفاوت را میتوان متوجه شد. متاسفأنه امروزه در سایتهای مختلف، پلتفرمها، یا کلاً فضای مجازی و حتی بعضاً در فضای حقیقی تبلیغات به گونهای است که توجه به شأن و منزلت وکالت نمیشود. زمانی میخواهید که وسیلهای را برای فروش تبلیغ کنید. در رسانهها مثلاً روغن موتور یا چیپس و پفک و مانند اینها تبلیغ میشود. اگر چنین تبلیغی را برای وکیل هم مجاز بدانیم، مثلاً در رسانه که روغن موتور تبلیغ میشود مثلاً هم عرض آن بگویند که وکیل فلانی هم وکالت فلان رشتهها را بر عهده میگیرد، این خلاف شأن وکالت است. آنچه معیار و مهم است در آییننامه، بحث شأن و منزلت وکالت است.
فصل سوم: شأن وکالت چیست و چطور میتوان آن را تشخیص داد؟
تبصره بند 1 ماده 124 آییننامه اجرایی با صراحت رفتارهای خلاف شأن وکالت را اینگونه معرفی کرده است: فعل یا ترک فعلی که مطابق قانون جرم بوده و یا موجب وهن جامعه وکالت و یا مغایر عرف مسلم آن باشد، بهنحوی که اغلب وکلا آن را مذموم بدانند. اگر بخواهیم مصادیق این رفتارهای خلاف شأن را بدانیم، مغایرت با عرف مسلم است و یا موجب وهن و کسر شأن وکیل یا وکالت میشود.
این در حالی است که طیف عظیمی از وکلا عرفاً تبلیغ را نامناسب با شأن خود میدانند، خصوصاً تبلیغ در پلتفرمهای مجازی. یکی از افعال وهن است؛ یعنی با عملمان توهین به خود و جامعه وکالت کنیم. از این جهت رفتاری که موجب وهن باشد، رفتار خلاف شأن است و ممکن است بیشتر تبلیغها هم مصادیقی از این باشد. گرچه باز امری نسبی است و به برداشت اشخاص رسیدگیکننده و موضوعات بستگی دارد، اما ممکن است در مورد وکالت و وکیل وجهالجمعی میان اینها تصور کرد و شأن هر صنفی به تناسب آن تعریف میشود و نمیتوان صنوف را از این حیث مساوی دانست.
در جاهای متعدد آییننامه اجرایی لایحه قانونی استقلال کانون وکلای دادگستری صحبت از شأن وجود دارد، مثلاً در ماده 68 آن امده است که اگر وکلا رفتار خلاف شأن و حیثیت و اخلاق انجام دهند، مقام قضایی میتواند علیه ایشان گزارش نماید. یا بند 39 ماده 76 میگوید عدم ارتکاب اعمال و رفتاری که بر خلاف شؤون یا حیثیت وکالت است، وظیفه وکیل است. یا ماده 78 بیان میکند که پوشش وکلا در مراجع قضایی، دولتی یا محل کار باید مناسب شأن وکیل باشد. پس معلوم میشود که برداشت عرف وکلا و نه هر عرفی، عرف متخصصین این فن معیار میباشد، شأن مرسوم و معمول وکیل چیست و جایگاه اجتماعی وکیل کجاست و رفتار وکیل یا کارآموز وکالت نباید آن را مخدوش کند. یا مثلاً در بندهای 1 و 3 ماده 85 باز اشاره به شؤون منصب وکالت میشود. اگر تبلیغ و بیان خصوصیات فردی بهنحوی باشد و در جایگاههایی صورت بگیرد که همتراز با مشاغل پایینتر و پیشپاافتادهتر قرار بگیرد، طبیعتاً رفتار خلاف شأن است. از این جهت همه ادوار در هیئتهای مدیره به این امر توجه کردهاند و آییننامه هم با صراحت به آن پرداخته است. قانون 1333 هم به آن توجه کرده است. نظامنامهای نیز با عنوان نظامنامه ساماندهی و تعیین شیوههای معرفی و اطلاعرسانی وکلای دادگستری در 1/5/1398 به تصویب هیئت مدیره دوره سیام رسیده است. رعایت نظامات از الزامات است و اگر کسی الزامات را رعایت نکند، باز تخلف انتظامی است و مجازات انتظامی خواهد داشت. از این جهت تذکر داده شده که همکاران برای رعایت شؤونات تبلیغ بهصورت مجازی و حقیقی انجام ندهند.
فصل سوم: در خصوص وکلای جوان که نیاز به معرفی خود و جذب مراجع دارند چطور؟
یکی از سوالاتی که بیشتر وکلای جوان مطرح کردهاند این است که تازه وارد این صنف شده و هنوز شناخته نشدهاند و به هر حال باید کار پیدا کنند. این را قبول داریم که بهلحاظ گستردگی اعضا و میزان و تعداد وکلای جذبشده، چه در مرکز وکلای قوه قضاییه و چه در کانونهای وکلا، طبیعتاً کاهش ورودی پرونده برای همه وجود دارد.
اما اگر قرار باشد که افراد با تبلیغ به این نتیجه برسند و کار پیدا کنند و هر نوع تبلیغ مجاز باشد، وکیل جوانی که چنین دغدغهای دارد بیشتر مراجع خواهد یافت یا وکلای پیشکسوت و قدیمیتر؟ اگر اساتید مبرز با سابقه طولانی وکالت رزومه ارائه دهند، لیستی از سوابق را درج خواهند کرد؛ مثلاً سابقه قضایی، سابقه تدریس، عضویت در هیئت مدیره ادوار و مانند اینها. اگر اینها تبلیغ شود باز دوستان جوانتر رزومه ضعیفتری دارند و مراجعه به آنها کمتر خواهد بود. به نظر من از این جهت هم باز عدالت اقتضا میکند که همه در یک حد معرفی شوند.
در بحث شفافیت که قوه قضاییه برای اطلاعات وکلا مطرح کرده، همه یکسان معرفی میشوند. اگر مثلاً اساتید محترم و وکلای باسابقه طولانی همه سوابق را درج کنند و دوست جوانتر سوابق موثری نداشته باشد، او متضرر خواهد شد. بنابراین، انصاف و عدالت اقتضا میکند که همه در یک حد شناخته شوند و اختیار انتخاب با جامعه مخاطب باشد.
هرچند برای معرفی و کمک به کاریابی نیز پیشنهاداتی مد نظر هست اگر فرصتی پیش آید به هیئت مدیره محترم و ریاست محترم کانون نیز ارایه خواهد شد.