بازنشر در تاسوعای حسینی؛
بازخوانی سخنرانی علمی مرحوم استاد داوود فیرحی درباره نهضت حسینی
مرحوم استاد داوود فیرحی در سال ۱۳۹۹ سخنرانی شنیدنی و بسیار غنی درباره نهضت حسینی ایراد نمود که خواندن دوباره آن، نکتههای بسیار و آموختنیهای فراوان در خود دارد. این استاد برجسته در آبان آن سال در اثر بیماری کردنا درگذشت.
به گزارش فصل سوم و به نقل از شفقنا؛ استاد حوزه و دانشگاه گفت: حرکت امام حسین(ع)، یک حرکت چریکی نیست بلکه یک حرکت گفتمانی و روشنگرانه است.
حجت الاسلام داوود فیرحی در نشست «عاشورا و امروز ما» که به همت انجمن اندیشه و قلم برگزار شد، به تبیین مساله «فساد و اصلاح در نهضت عاشورا» پرداخت و بیان کرد: در نهضت عاشورا کلمه اصلاح زیاد استفاده می شود و بعضا معنای این کلمات در طول زمان تغییر می کند.

او تصریح کرد برخی متفکران قبل از انقلاب و از جمله مرحوم شریعتی برای حرکت حسینی، واژه «انقلاب» را بکار می برد البته در ادبیات امام حسین(ع) واژه «خروج» وجود دارد و خروج یعنی حرکت و از جای خود تکان خوردن و همچنین امام واژه اصلاح را بکار بردند.
فیرحی با بیان اینکه اصلاح در ادبیات سنتی در برابر فساد یا افساد است، گفت: در نظریات کلاسیک فساد دوگونه است؛ یک نوع تدریجی است مثل زنگ زدن آهن، یعنی حکومت خودبخود از درون بصورت تدریجی فاسد می شود و نوع دوم حالت فساد دفعی و بیرونی دارد که به آن افساد می گوید مثل اینکه بر آهن اسید بریزیم.
او خاطرنشان کرد: اصلاح در هر نوع فساد باید عکس آن اتفاق باشد؛ یعنی اگر محتوای صحیح کمرنگ شده باشد باید آن را تقویت و اگر افزوده های خارجی داشته باشد باید آنها را پیراست و زدود.
استاد دانشگاه تهران با بیان اینکه هر جامعه ای معیار خودش را دارد و فسادی که رخ می دهد در تغییر آن معیار است، گفت: معیار حسین بن علی(ع) که نگران تغییر آن بود و فساد را تغییر آن می دانست، سنت پیامبر(ص) بود.
او یادآور شد: فساد از نظر امام حسین(ع)، یعنی کم و زیاد شدن سنت پیامبر (ص) و اصلاح از نگاه ایشان یعنی بازگشت به سنت پیامبر.
فیرحی اظهار داشت: در سالهای پس از پیامبر(ص)، تفسیر وحی عوض شد و سیره پیامبر (ص) را تحریف کردند.
او با بیان اینکه از نظر امیر مومنان(ع)، فساد به معنای از جا درآمدن سنت و سیره پیامبر(ص) است، گفت: نظم اجتماعی که پیامبر(ص) ایجاد کرده بود مبتنی بر انسان آزاد مومن بود که جامعه را به درستی می سازد.
استاد حوزه و دانشگاه با تصریح به اینکه در زمان پیامبر(ص) انسانها آزاد بودند، بیان داشت: اگر پیامبر دو معجزه داشت یکی قرآن و دیگری حکومت مبتنی بر قرارداد و توافقات بود. حتی اختلاف و جنگ با یهود هم مبدا پیامبر ن(ص) یست بلکه اختلاف با اوس و خزرج بود که پس از افول تنش، پیامبر(ص) حقوق یهود را برمی گرداند. در مورد مسیحیان بیش از این است و پیامبر (ص) می گوید شما مثل مایید.
او گفت: پیامبر اکرم(ص) دولت را براساس توافق و قرارداد و جامعه مدنی شکل داده بود و دولت کوچک در کنار جامعه بزرگ را شکل می داد اما بنی امیه جامعه را لاغر و حقوق مردم و آزادی انسانها را کاهش و دولت را فربه و مطلقه می کنند.
فیرحی با اشاره به خطبه سیدالشهدا(ع) در منی گفت: امام حسین(ع) در خطبه ای که در مکه قبل از سفر به کربلا یا سال قبل بیان می کند، تفسیر و تصویر دقیقی از جامعه نشان می دهد.
او ادامه داد: ایشان در این خطبه می فرماید: «شما ای نخبگان دینی و اجتماعی کاری کردید که هیبت جامعه شکسته شد و بازی را باختید. همه چیز در اختیار حکومت قرار گرفته و دین را طوری که می خواهد ارائه می دهد. اعتبارتان را از دست ندادید جز به خاطر اختلافتان در حق و سنت پیامبر (ص) که موجب گم شدن سیره و راه درست شد.»
فیرحی عنوان کرد: در هرکشوری چهار وضعیت ممکن است بوجود بیاید: ۱. جامعه قوی و دولت قوی، که هر کدام کار خود را می کند ۲. جامعه ضعیف و دولت ضعیف، نه جامعه می تواند دولت را تغییر دهد و نه دولت جامعه را. ۳. جامعه قوی و دولت ضعیف، که جامعه، دولت را سرنگون می کند. ۴. دولت قوی و جامعه ضعیف که دولت همه فضای فرهنگی، دینی آزادی و حرکتهای اجتماعی را تصرف می کند، دولت هم قانونگذار است و هم مفسر و جامعه را لاغر می کند و به اصطلاح جامعه را می مکد. در این شرایط مردم چاره ای جز چاپلوسی دولت ندارند تا باقی بمانند. دیده می شود بسی نخبگان و علمای دین شرایط دین را تحریف می کنند تا با سلیقه حکومت تطبیق پیدا کند.
او با اشاره به این بخش از سخنان امام حسین(ع) که فرمود: «جامعه توانش را از دست داد و تبدیل به مستضعفانی شد که در برابر اربابان مطیعند و بخاطر نان شب، کمر خم کردند»، گفت: اینجا مستضعف یعنی کسی که توسط قدرت و حکومت ضعیف شده و جامعه را لاغر و ضعیف کردند تا در حکمرانی هر تقلبی که بخواهند بکنند و حقایق را وارونه جلوه دهند و هر خط و سیاستی که می خواهند بگذارند. هرکس شرورتر و زورگوتر، استوارتر. به هر شهری بروی، منبرهایی وجود دارد که با صدای بلند استبداد را توجیه می کنند. دین در واقع وسیله حکومت شده و بی اعتمادی مردم به نخبگان دینی به دین سرایت می کند و اعتقاد مردم به خدا از دست می رود.
او با بیان اینکه امام حسین(ع) وضعیت مدینه را در نامه خود تشریح کرده بود، گفت: چون راه خروج بر امام بسته شده است، ایشان ناگهانی و بصورت پوششی از مدینه و مکه خارج می شود و می فرماید: «من بی دلیل یا از سر خوشی خروج نکردم بلکه می خواهم به سیره جدم باز گردم. من در این مسیر نظرم را خواهم گفت هرکس خواست بپذیرد هرکس خواست رد کند و من صبر می کنم تا تقدیر الهی رخ دهد».
استاد حوزه و دانشگاه تصریح کرد: در ابتدای حکومت امیر مومنان هم شعار اصلی بازگشت به سیره پیامبر است اما آنقدر سیره تغییر کرده که کسی نمی داند سیره پیامبر (ص) چیست.
او با تاکید براینکه حرکت امام حسین(ع)، یک حرکت چریکی نیست بلکه یک حرکت گفتمانی و روشنگرانه است، یادآور شد: در کوفه نیز شاهد متنی هستیم. کوفیان به دلیل ترس از شام به امام حسین (ع) تمایل داشتند اما جرات میدان داری را نداشتند به همین دلیل فرزدق به امام می گوید: «قلوب کوفیان با توست اما شمشیرهایشان با امویان است». این تناقض کامل درون مردم، نتیجه عملکرد انحرافی حکومت است و سیدالشهدا (ع) می فرماید: «درست است و مردم بنده اموالشان هستند و اگر تناقضی بین دنیا و دین باشد، بسوی دین نمی آیند».