یک کارشناس آموزش در گفتگو با فصل سوم:
آثار جنگ فرسایشی بر دانشآموزان؛ چاره اضطراب شدید و افت فاحش تحصیلی چیست؟
یک کارشناس آموزشی میگوید: همراهی کردن با دانشآموزان و حرکت کردن در مسیرهایی که استرس آنها را کاهش داده و کمفشارترباشد به نحوی که آنها کمتر دغدغه آینده را داشته باشند از جمله مواردی است آموزش و پرورش میتواند به سمت آن حرکت کرده و اصلاح امور را رقم بزند. اگر سیستم آموزش و پروش نرمال باشد، باید به سمتی حرکت که آسیبهای وارده به دانشآموزان را که عموما ذهنی و روحی هستند، التیام بخشد و در مسیری حرکت کند که از آن سختگیریهای سنتی و ریشهای که در فرهنگ آموزش و پرورش ما وجود دارد، فاصله گرفته و فضا را برای دانشآموزان لطیفتر کند.
شادی مکی: سال تحصیلی ۱۴۰۴-۱۴۰۵ برای دانشآموزان سالی پرتنش و همراه با استرسی بسیاربود. شاهدی بر این موضوع هم اظهارات «احسان عظیمیراد»، سخنگوی کمیسیون آموزش مجلس است.
او با انتقاد از وضعیت برگزاری امتحانات نهایی، از دریافت گزارشهایی درباره مشکلات دانشآموزان خبر داده و گفته: «گزارشهای متعددی از دانشآموزان دریافت کردهایم که نشان میدهد شمار قابل توجهی از آنان اصلاً در حوزههای امتحان نهایی حاضر نشدهاند، زیرا خانوادههایشان اجازه حضور نداده بودند. همچنین تعدادی از دانشآموزان به دلیل استرس شدید، برگههای امتحانی خود را بدون پاسخ تحویل دادهاند.»
این وضعیت روحی و روانی دانشآموزان که دورهای از جنگ و اضطراب شدید را در کنار تعطیلیهای مکرر و آموزش مجازی ناکافی پشت سر گذاشتهاند به خوبی نشان میدهد که از این پس تنها نقطه توجه نهاد آموزش در کشور نباید آموزش دروس، سطح نمرات، جبران افت تحصیلی دانشآموزان و برگزاری امتحانات و بهویژه آزمونهای نهایی باشد. بلکه ضروری است سلامت روان دانشآموزان هم در اولویت قرار گیرد.
فراهم کردن خدمات مشاورهای مؤثر، کاهش فشارهای غیرضروری، و ایجاد فضایی امن و حمایتگر در مدارس، میتواند علاوه بر حفظ سلامت روان دانشآموزان تاثیری مثبت گذاشته و به بهبود عملکرد تحصیلی آنها کمک کند. این موضوعی به قدری حائز اهمیت است که آموزش و پرورش به بهانه کمبود بودجه هم نباید از پذیرش و عمل به آن سرباز زند.
وظیفه آموزش و پرورش در برابر سلامت روحی دانشآموزان
«محمدرضا نیکنژاد» معلم و کارشناس آموزش به فصل سوم میگوید: اگر آموزش و پرورش را یک خانواده بدانیم. متولیان این خانواده وظیفه دارند همان برخوردی را با دانشآموزان داشته باشند که با فرزندان خود در زمان مواجهه آنها با آسیبهای جسمی یا روحی دارند. یعنی کمک به تسریع عبور آنها از بحران و بهبود آسیب جسمی یا روحی.
او با تاکید بر اینکه این دانشآموزان عموماً زیر سن قانونی هستند و در سن رشد قرار دارند، عنوان میکند: آموزش و پرورش به عنوان نهاد متولی امر آموزش و پروش در کشور، وظیفه دارد به سلامت روحی دانشآموزان هم توجه کند. اگر چه رسیدگی به این موضوع ممکن است در حالت عادی رعایت نشود و بهانه هم کمبود بودجه است.
این کارشناس آموزش با بیان اینکه آموزش در اولویت تصمیمگیریهای کشور قرار ندارد، اضافه میکند: اما اگر این نهاد قصد انجام اقداماتی درست را داشته باشد روش مشخصی دارد. به عنوان مثال در حال حاضر بحث دانشآموزان این بود که امتحانات نهایی را عقب یا جلو بیندازند، یا امتحانات نهایی نباشد، یا تأثیر معدل را در کنکور بردارند اما در اغلب موارد، آموزش و پرورش و نهادهای بالادستی به این موضوعات توجهی نمیکنند. البته شاید آموزش و پرورش تا حدی مسائل را درک کند، اما نهادهای بالاتر از آن مانند شورای عالی انقلاب فرهنگی یا شورای عالی آموزش و پرورشدر چنین مواردی کوتاه نمیآیند.
او معتقداست، همراهی کردن با دانشآموزان و حرکت کردن در مسیرهایی که استرس آنها را کاهش داده و کمفشارترباشد به نحوی که آنها کمتر دغدغه آینده را داشته باشند از جمله مواردی است آموزش و پرورش میتواند به سمت آن حرکت کرده و اصلاح امور را رقم بزند. اگر سیستم آموزش و پروش نرمال باشد، باید به سمتی حرکت که آسیبهای وارده به دانشآموزان را که عموما ذهنی و روحی هستند، التیام بخشد و در مسیری حرکت کند که از آن سختگیریهای سنتی و ریشهای که در فرهنگ آموزش و پرورش ما وجود دارد، فاصله گرفته و فضا را برای دانشآموزان لطیفتر کند.
نیکنژاد معلمان، مسئولین آموزش و پرورش و کلیت ساختار سیاسی، اجتماعی و فرهنگی کشور را موظف به پشتیبانی از دانشآموزان پشتیبانی میداند به نحوی که آنها بتوانند با سهولت وسرعت بیشتری از بحرانهایی که درگیر آن هستند خارج شوند.
حضور مشاوران کممهارت در مدارس
او توضیح میدهد: دانشآموزان فشارهای متفاوتی را تحمل میکنند که برای هر کدام میتوان راهکار داشت. مثلاً اگر فشار آموزشی است، باید کمک آموزشی و فرهنگی انجام دهیم و از رسانهها بخواهیم اطلاعرسانی کنند که خانوادهها، دانشآموزان را تحت فشار قرار ندهند. در مدارس هم باید با معلمان صحبت کنیم تا دانشآموزان را اذیت نکنند، تا دست کم این بحران به مرور از کشور برطرف شود. فضای آموزشی ما نیازمند این است که دانشآموزان درک و با آنها گفتگو شود. ضروری است فضای مدرسه به نحوی باشد که حرف دانشآموزان شنیده شود و نظرشان تا آنجایی که چارچوبهای کلی و اخلاقی به هم نمیریزد، اعمال شود.
این معلم درباره ضرورت حضور روانشناسان و مشاوران در مدارس بهویژه بعد از اتفاقات سال تحصیلی گذشته میگوید: در جهان، حضور چنین افرادی به آموزش و پرورش کمک میکنند تا نیازهای زمینهای دانشآموزان را رفع کنند. به بیان دیگر حضور روانشناس، یک امر معمول در آموزش و پرورش جهان است؛ حتی در مدرسه پزشک هم حضور دارد. اما در کشور ما به شکل طبیعی این مسائل پیشبینی نشده است. حتی مشاوران حاضر در مدارس ما ما گاهی اصلاً در رشته مشاوره تحصیل نکردهاند. گاهی فارغالتحصیل این رشته هستند اما بسیاری از آنها سواد و مهارت لازم برای برقراری ارتباط با دانشآموزان را ندارند.
او اضافه میکند: اما تجارب ما نشان میدهد که آموزش و پرورش به دلیل فشار مالی همواره به دنبال تعدیل نیرو است. از سوی دیگر افرادی که به عنوان مشاور در مدارس حضور دارند باید تحت آموزش مستمر قرار بگیرند تا روشهای نوین درمانگری را تمرین کنند و بتوانند از دانشآموزان پشتیبانی کنند، اما چنین نیست. در حال حاضر به شدت با کمبود مشاور در مدارس مواجه هستیم و در بسیاری از مدارسی که مشاور حضور دارند هم آنها گاهی یک روز و گاهی تنها یک ساعت در مدرسه حضور دارند.
نیکنژاد با اشاره به اینکه آموزش و پرورش به وظایف خود تن نمیدهد، عنوان میکند: البته نمیتوان گفت این وزارتخانه مقصر است. بلکه ما در چاه نامشخص بودن اولویتها افتادهایم و به هر ضرورتی که اشاره میکنیم میگویند کمبود بودجه داریم. در چنین شرایطی تعدیل نیرو دمدستیترین راهکار است، جذب روانشناس و مشاور با تجربه برای رسیدگی به اوضاع روحی دانشآموزان که جای خود دارد.