دادگری در هزینه دادرسی

دادگری در هزینه دادرسی

مشهور فقهای امامیه می‌گویند قاضی نمی‌تواند از اصحاب دعوا اجرت بگیرد؛ اگر نیازمند باشد، مزدش به گردن بیت المال است؛ حال اگر بیت‌المال آن را بگیرد و بدهد، چه؟ بگذریم...

به گزارش فصل سوم، افزایش هزینه دادرسی در سالهای گذشته، دارد دسترسی مردم به نظام قضایی و موهبت دادرسی و احقاق حق را سخت و ناممکن می‌سازد؛ پرداختش دیگر از توان دادخواه بیرون است؛ همو که از انبوه مشکلات مالی دیگر، همچون مسکن و معاش و اشتغال و... سر در گریبان فرو برده است.

نگاه به هزینه دادرسی، به مثابه اهرم بازدارنده برای اقامه دعاوی را باید کنار گذاشت: 

می‌توان تنها -برای کسی که به روشنی از این موهبت سو‌استفاده می‌کند- در پایان دادرسی، جریمه گذاشت؛ نه اینکه بر یک گمان، همه دادخواهان را بازداشت!

تعیین "درصدی" از خواسته برای هزینه دادرسی و سپس تغییر درصدها، در کنار افزایش سالیانه ارزش منطقه‌ای املاک (پایه محاسبه هزینه دادرسی در دعاوی ملکی همچون الزام به تنظیم سند و ابطال سند و خلع ید و...) و سرانجام، تغییرات فزاینده نرخ طلا و ارز در دعاوی مربوطه، اکنون بازنگری و کاهش در هزینه‌های دارسی را به سود مردم، می‌طلبد.

دعاوی با هر حجم از خواسته، تا میزان و سقف محدود و معینی، می‌توانند هزینه واقعی روی دست دستگاه قضا بگذارند. 

برخی هزینه‌ها مانند اوراق و کارشناسی و هزینه اجرای قرار و... را خود مردم می‌دهند.

هزینه اجرا جداگانه گرفته می‌شود، آن هم ۵ درصد محکوم‌به؛ که همین یک قلم، به تنهایی از حق الوکاله وکیل در تمام مراحل دادرسی و اجرا فراتر است!

اگر با کمک کارشناسان رسمی دادگستری، حداکثرِ هزینه‌های رسیدگی به دعاوی ارزیابی و استخراج شود، مسلما دریافت مازاد بر آن توجیهی ندارد: 

هزینه دادرسی نباید منبع درآمد دستگاه قضایی باشد، بلکه صرفا به عنوان بخشی از مشارکت عمومی در "هزینه" به شمار می‌رود.

آنکه با مهارت تمام، برای اشخاص حقیقی و حقوقی غیردولتی، سازوکارهای جالبی در تعیین اجرت تصویب می‌کند، چرا نتواند برای هزینه دادرسی، معیارهای منصفانه و منطقی و کارشناسی درنظر بگیرد؟ 

این نمونه را بخوانید:

ماده ۱ قانون ساماندهی بازار زمین مسکن و اجاره‌بها: وزارت راه و شهرسازی موظف است...، آیین‌نامه نحوه تعیین تعرفه حق‌الزحمه مشاورین املاک را بر مبنای درصدی از ارزش معاملاتی و اجاری املاک ... تناسب تعرفه با میانگین سالانه حجم قراردادهای به ثبت رسیده در هر منطقه جغرافیایی به صورت پلکانی نزولی و تعیین سقف تعرفه قابل دریافت در هر معامله حداکثر دو ماه پس از لازم الاجرا شدن این قانون، تهیه نماید و به تصویب هیات وزیران برساند.

چه نیکو!

پیشنهادهایی برای بازنگری در هزینه دادرسی:

پیشنهاد۱- داده کاوی، ارزیابی علمی و کارشناسی:

پرونده ها بسته به موضوع و روند آنها، دسته بندی شده و میانگین هزینه واقعی رسیدگی به پرونده‌ها، و همچنین کل هزینه واقعی دادرسی در یک سال، با جلب نظر کارشناسان و داده‌های سامانه ثنا مشخص شود.

برآورد افزایش دستمزدها و هزینه‌های واقعی در سال بعد مشخص و بودجه دولت از آن کسر شود.

پیشنهاد۲- تعیین سقف هزینه دادرسی:

با تحلیل داده‌های آماری، سقف حداکثر هزینه دادرسی برای هر دسته از پرونده‌ها مشخص گردد، مثلا: حداکثر هزینه دادرسی در دسته دعاویِ...

- داوری (ابلاغ و اجرا و ابطال رای داور): یک میلیون ریال

- غیرمالی: دو میلیون ریال

- الزام به تنظبم سند و خلع ید و ابطال سند ۱۰۰ میلیون ریال

پیشنهاد۳- فرمول پلکانیِ نزولی و کاهش درصدها:

در محاسبه هزینه دادرسی دعاوی مالی، از یک تراز مشخص به بالا، شیوه کاهشیِ پلکانی و کاهش نرخ درصد اعمال شود تا به سقف نهایی معین، برسد؛ زیرا گرانبها بودن خواسته، موجب تحمیل هزینه بیشتر به دادگستری نمی‌شود:

فسخ قرارداد (بموجب شرط فسخ ناشی از عدم پرداخت ثمن) یک روند رسیدگی ثابت و مشخص دارد؛ حال چه ارزش خواسته یکصد میلیون تومان باشد، چه یکصد میلیارد تومان!

پیشنهاد۴- معافیت و تخفیف در هزینه دادرسی:

به اتکای آمایش داده‌های سامانه ثنا، اگر مبلغ وصولی در پایان هرسال بیش از سرجمع هزینه‌های واقعی دادرسی پس از کسر بودجه شد، در نرخ سال بعد تخفیف و تعدیل برقرار شود.

همچنین، معافیت منحصر به بیت المال و برخی دعاوی انفال و.. نباشد؛ بلکه دعاوی کوچکِ مردم بزرگ نیز، به کلی معاف یا در حد معاف باشند.

دانستنی های حقوقی

ارسال نظر