حافظ و قانون؛ جدال بی‌پایان خواجه با مُحتسِب!

حافظ و قانون؛ جدال بی‌پایان خواجه با مُحتسِب!

از محتسبی که باده‌نوشان را به تعزیر تهدید می‌کند تا فقیهی که فتوا می‌دهد و واعظی که میان خلوت و جلوتش فاصله است؛ اشعار حافظ سرشار از تصویرهایی است که می‌توان از دریچه حقوق، فقه و عدالت به آن‌ها نگریست.

فصل سوم؛ امیرحسین اسماعیلی: بیستم مهرماه در تقویم رسمی ایران به‌عنوان «روز بزرگداشت حافظ» شناخته می‌شود. ایده نام‌گذاری روزی برای بزرگداشت حافظ و سعدی در سال ۱۳۷۵ خورشیدی از سوی کوروش کمالی سروستانی، رئیس وقت بنیاد فارس‌شناسی، مطرح شد. این پیشنهاد با مشورت و همراهی جمعی از ادیبان و حافظ‌پژوهان، از جمله عبدالحسین زرین‌کوب و بهاءالدین خرمشاهی، پیگیری شد.

نخستین مراسم بزرگداشت حافظ در ۲۰ مهر ۱۳۷۶ در آرامگاه او در شیراز برگزار شد؛ اما رسمیت یافتن این مناسبت و ثبت آن در تقویم کشور در سال ۱۳۷۸، پس از تصویب در شورای فرهنگ عمومی، صورت گرفت. 

خواجه شمسُ‌الدّینْ محمّدِ بن بهاءُالدّینْ محمّدْ حافظِ شیرازی، مشهور به لِسانُ‌الْغِیْب، تَرجُمانُ الْاَسرار، لِسانُ‌الْعُرَفا و ناظِمُ‌الاُولیاء، متخلص به حافظ از برجسته‌ترین شاعران غزل‌سرای زبان فارسی است که در حدود سال ۷۲۶ هجری قمری در شیراز متولد شد و حدود سال ۷۹۲ هجری قمری، برابر با ۱۳۹۰ میلادی، در همان شهر درگذشت. 

دیوان حافظ را می‌توان از منظرهای گوناگون ادبی، عرفانی، اجتماعی و سیاسی بررسی کرد؛ اما در میان غزلیات خواجه شیراز، واژگان و مضامینی نیز وجود دارد که خوانش آن‌ها از منظر حقوق، فقه و نهادهای قضایی را امکان‌پذیر می‌کند.

حضور شخصیت‌هایی چون قاضی، محتسب، فقیه و واعظ در کنار مفاهیمی همچون فتوا، تعزیر، جرم، توبه و عفو، این پرسش را پیش می‌کشد که حافظ چه تصویری از قانون و احکام شرعی در جامعه روزگار خود ارائه کرده است.

IMG_20261012_174322

محتسب در دیوان حافظ؛ از نظارت شرعی تا بیم مجازات

یکی از برجسته‌ترین شخصیت‌های این عرصه، «محتسب» است؛ نهادی که در ساختار اجتماعی آن دوران با نظارت بر رفتار عمومی و اجرای برخی هنجارهای شرعی و اجتماعی ارتباط داشت.

بازنمایی محتسب در شعر حافظ، به‌ویژه در پیوند با می‌خواری، منع و مجازات، زمینه‌ای برای بررسی نگاه انتقادی شاعر به شیوه اعمال اقتدار و محدودیت‌های اجتماعی فراهم می‌کند.

با این حال، برای فهم دقیق این انتقاد باید میان مخالفت با اصل یک قاعده و اعتراض به نحوه اجرای آن یا رفتار مجریانش تفاوت گذاشت.

حافظ در یکی از ابیات مشهور خود می‌گوید: «دانی که چنگ و عود چه تقریر می‌کنند؟ / پنهان خورید باده که تعزیر می‌کنند». کاربرد اصطلاح «تعزیر» در این بیت، پیوند روشنی با زبان فقهی و نظام مجازات در سنت اسلامی دارد.

شاعر در فضایی طنزآمیز از وضعیتی سخن می‌گوید که در آن، بیم مجازات بر رفتار افراد سایه انداخته است؛ وضعیتی که می‌توان آن را از منظر رابطه میان مقررات، نظارت اجتماعی و آزادی‌های فردی نیز بررسی کرد.

IMG_20261012_174337

قاضی، فقیه و واعظ؛ نقد صاحبان اقتدار

در کنار محتسب، شخصیت قاضی و مفاهیم مرتبط با دادرسی نیز در دیوان حافظ قابل توجه‌اند. در بیتی آمده است: «عاشق از قاضی نترسد می بیار / بلکه از یَرغوی دیوان نیز هم».

اشاره به قاضی و «یَرغو»، اصطلاحی تاریخی مرتبط با محاکمه و دادرسی، نشان می‌دهد که واژگان مربوط به اقتدار قضایی نیز در جهان شعری حافظ حضور دارند. این بیت می‌تواند نقطه شروعی برای بررسی بازتاب ترس از قدرت و تجربه دادرسی در شعر او باشد؛ هرچند تفسیر نهایی آن نیازمند توجه به بافت کامل غزل و معنای تاریخی اصطلاحات است.

نقد حافظ به متولیان دین نیز از محورهای مهم این بررسی است. او می‌سراید: «واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می‌کنند / چون به خلوت می‌روند آن کار دیگر می‌کنند». این بیت بیش از آنکه مستقیماً حکمی درباره اعتبار شریعت ارائه کند، تناقض میان گفتار رسمی و رفتار خصوصی را هدف می‌گیرد.

از منظر حقوقی و اجتماعی، چنین مضمونی پرسشی اساسی درباره نسبت میان صلاحیت اخلاقی صاحبان اقتدار و اعتماد عمومی به هنجارهایی ایجاد می‌کند که آنان از مردم انتظار رعایتشان را دارند.

حافظ در بیتی دیگر می‌گوید: «فقیه مدرسه دی مست بود و فتوا داد / که می حرام ولی به ز مال اوقاف است». کنار هم قرار گرفتن فقیه، فتوا و اوقاف در این بیت، نمونه‌ای قابل توجه از کاربرد مفاهیم فقهی و نهادی در شعر اوست. طنز شاعر از فاصله میان جایگاه رسمی فقیه و رفتاری که با آن جایگاه سازگار به نظر نمی‌رسد، شکل می‌گیرد.

این مضمون امکان بررسی رابطه میان مرجعیت دینی، مسئولیت اخلاقی و اعتبار اجتماعی احکام را فراهم می‌کند؛ بی‌آنکه بتوان از آن به‌تنهایی نتیجه گرفت که حافظ با اصل فقه یا شریعت مخالف بوده است.

IMG_20261012_174359

جرم و عفو در شعر حافظ؛ عدالت در برابر ریاکاری

از دیگر محورهای قابل بررسی، نسبت میان جرم، عذر، عفو و بخشایش است. حافظ در غزل «در عهد پادشاه خطابخش جرم‌پوش» می‌سراید: «عذرم پذیر و جرم بذیل کرم بپوش». در اینجا، جرم و پذیرش عذر در کنار کرم و گذشت قرار می‌گیرند؛ مفاهیمی که می‌توان آن‌ها را در ارتباط با عدالت، تناسب واکنش به خطا و اختیار صاحب قدرت برای بخشایش تحلیل کرد. البته نباید مفهوم شاعرانه جرم را بدون بررسی زمینه متن، دقیقاً معادل جرم در حقوق کیفری امروز دانست.

بیت «در میخانه ببستند خدایا مپسند / که در خانه تزویر و ریا بگشایند» نیز از منظر رابطه میان منع رسمی و عدالت اخلاقی قابل توجه است. تقابل میان بسته شدن میخانه و گشوده شدن خانه ریا، این پرسش را مطرح می‌کند که آیا اجرای ظاهری ممنوعیت‌ها، بدون توجه به صداقت و سلامت رفتار مجریان، می‌تواند به تحقق ارزش‌های مورد ادعا بینجامد.

این بیت را می‌توان در چارچوب نقد اجرای گزینشی هنجارها و فاصله میان ظاهر مقررات و اهداف اخلاقی آن‌ها بررسی کرد؛ هرچند چنین خوانشی باید به‌عنوان تفسیر پژوهشگر عرضه شود، نه نظریه حقوقی صریح شاعر.

IMG_20261012_174414

بازخوانی حقوقی حافظ؛ از پیشینه تا پرسش اصلی

بررسی پژوهش‌های پیشین نیز نشان می‌دهد که موضوعات مرتبط با این بحث، از جمله اصطلاحات دیوانی در شعر حافظ، شخصیت محتسب و تقابل شرع و عرفان، از منظرهای مختلف ادبی و تاریخی مطالعه شده‌اند.

پژوهش‌هایی درباره عناصر دیوانی در شعر حافظ، نقد شخصیت‌های زاهد، رند و محتسب و زمینه‌های دیالکتیکی غزلیات او، می‌توانند مبنای مناسبی برای ادامه این بررسی باشند.

در مجموع، بازخوانی دیوان حافظ از منظر حقوق، فقه و شریعت می‌تواند تصویری دقیق‌تر از بازتاب نهادهای قضایی و دینی، شیوه اعمال اقتدار، مجازات، بخشایش و نقد ریاکاری در شعر او به دست دهد.

پرسش اصلی این است که آیا انتقاد حافظ متوجه اصل احکام شرعی است یا بیشتر عملکرد متولیان و شیوه اجرای هنجارها را هدف می‌گیرد.

پاسخ به این پرسش، نه با استناد به یک یا دو بیت، بلکه از طریق بررسی کامل غزلیات، توجه به بافت هر شعر، معنای تاریخی اصطلاحات و مقایسه با پژوهش‌های پیشین امکان‌پذیر خواهد بود.

انتهای پیام/

فرهنگ

ارسال نظر