زین پس در ایران شعار مرگ بر آمریکا و یا سوزاندن پرچم آمریکا ممنوع است!
عمادالدین باقی*
هر چند من بر خلاف کسانی که انگشت اتهام را یکسره متوجه ایران میکنند، معتقدم به اعتراف صریح مقامات آمریکایی و اسراییلی، سناریوی جنگ علیه ایران از سوی آنان به سه دهه پیش بر میگردد و هنر سیاستمداران ایرانی می توانست این باشد که فرصت برای این جنگ ایجاد نکنند و اصل وقوع جنگ و ورود به شرایطی که از چند سال پیش کشور را در معرض تهدید قرار داد با هوشیاری قابل اجتناب بود.
در عین حال معتقدم توافق انجام شده تا اینجا (چه دوباره قربانی بدعهدی امریکاییها بشود چه نشود) مصداقی از مذاکره برد-برد است و اگر جانهای از دست رفته و خسارات سنگین وارده را لحاظ نکنیم در مجموع برای کشوری که با وجود نزدیک به نیم قرن تحریم شدید، در برابر تجاوز بزرگترین قدرتهای جهان ایستاد، یک پیروزی و سرافرازی است.
برخی از نکات تفاهم هم عبرت آموز است.
در بند دوم تفاهمنامه آمده است:
"جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا متعهد میشوند که به حاکمیت و تمامیت ارضی یکدیگر احترام بگذارند و از مداخله در امور داخلی یکدیگر خودداری کنند."
طبق این بند از این پس در ایران شعار مرگ بر آمریکا و یا سوزاندن پرچم آمریکا و زیر پا گذاشتن آن ممنوع است، چون ناقض این تفاهم است و اگر کسی مبادرت به این عمل کند دادستانی موظف است به عنوان اقدام علیه امنیت ملی او را تحت تعقیب قرار دهد.
در حالی که چند سال پیش آقایان عباس عبدی، بهروز گرانپایه و حسین قاضیان به اتهام یک نظرسنجی علمی توسط موسسه پژوهشی آینده که نشان میداد اکثریت مردم موافق مذاکره با آمریکا هستند متحمل چند سال حبس شدند ولی امروز به استناد این تفاهمنامه، پایمال کردن پرچم آمریکا جرم خواهد بود.
این رخداد دو نکته را به خوبی روشن میکند:
۱- نسبی بودن امر سیاسی و اینکه نباید این قبیل امور را مبنای رفتار قضایی قرارداد.
۲- در طول دهههای گذشته افراد زیادی با تبدیل شدن شعار "مرگ بر ..." به مناسک عمومی مخالفت میکردند. آیت الله منتظری حتی در دهه ۶۰ هم صراحتاً با شعار "مرگ بر ..." چه علیه نیروهای داخلی و چه علیه کشورها مخالفت میکردند. (که توضیحات و مستندات آن را باید در گفتار دیگری ذکر کرد).
نگارنده چندین سال پیش با محاسباتی نشان داد که هر شعار "مرگ بر ..." چند دلار هزینه برای کشور در پی دارد، اما جو سیاسی و عاطفی همواره این رویکردها را نفی و حتی جرم انگاری میکرد.
اکنون باید این درس را بیاموزیم که دیدگاههای متفاوت باید شنیده شوند و با آنها برخورد حذفی صورت نگیرد.
واپسین سخن اینکه وقتی با دولت آمریکا که مبادرت به کشتار شهروندان بیگناه و ترور رهبران سیاسی و نظامی کشور کرده و خسارتهای عظیم اقتصادی به ایران وارد آورده میتوان وارد مذاکره و گفتگوی برد - برد شد، چرا در داخل کشور نتوان همین راهبرد را اتخاذ کرد که موجب تقویت اقتدار ملی در برابر تهدید خارجی گردد.
* جمهور